eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🌱 بِسْمِ اللُّهُِ الْرَّحْمنِ الْرَحِیم «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی» نجم ۳۹ •┈—┈—┈✿┈—┈—┈• و اینکه برای انسان چیزی جز حاصل سعی و تلاش او نیست. https://eitaa.com/piyroo
طلائیه 🔹منطقه طلائیه در منتها الیه جنوب غربی دشت آزادگان واقع شده است. مرز ایران در محدوده طلائیه به صورت یک زاویه قائمه است که به آن "دال طلائیه " گفته می شود. یکی از محور های اصلی حمله عراق در روزهای اول جنگ ۱۳۵۹/۶/۳۱ ، محور نشوه_ طلائیه _ کوشک _ اهواز بود.طلائیه یکی از محور های مهم خیبر و بدر و کلید حفظ جزایر مجنون در طول جنگ بود. این منطقه شاهد شهادت مردان بزرگی چون مهدی باکری ، حمید باکری و حاج ابراهیم همت بوده است. 🔻نمونه عملیات: عملیات خیبر رمز عملیات: یا رسول الله مدت عملیات: ۱۹ روز مکان: مناطق عملیاتی طلائیه و مجنون https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهادت خدایا دنیا را نمی خوام شهادت: 🌷شهید داوود جوانمرد: دختران عزیزم حجاب را یک اصل جداناپذیر برای خود بدانید تا دل خدا و اهل بیت (ع) از شما راضی باشد و از مادرتان این درس را بگیرید. https://eitaa.com/piyroo
✨﷽✨ یک ساعت سپاهی شد، اشکش درآمد😄 🔹قدرت‌الله مهرابی از خاطرات دوران اسارتش در عراق می‌گوید که یک شب در آسایشگاه را باز کردند و دنبال پاسدارها می‌گشتند. به ارشد آسایشگاه گفتند: بگو کی پاسدار است؟ ارشد حرفشان را ترجمه کرد و آخرش هم گفت: بچه‌ها این‌ها دنبال شر هستند. یکی از بچه‌ها بلند شد و گفت: پاسدار به این راحتی‌ها اسیر نمی‌شود. اصلاً قیافه ما به پاسدارها نمی‌خورد. ارشد همه حرف‌ها را ترجمه کرد، اما فایده‌ای نداشت. 🔸۱۵ نفر را به‌ زور جدا کردند؛ یکی از آن ۱۵ نفر، واحدی بود. آدم ساده و شوخ‌طبعی بود. همه کارهای این رفیقم خنده‌دار بود. چند دقیقه بعد صدای فریاد این ۱۵ نفر بلند شد. همه دنبال صدای واحدی بودند؛ صدایش را که شنیدند از خنده ریسه رفتند. یک ساعت که گذشت به بازداشتگاه برگشتند. 🔹واحدی یک ساعت توی عمرش سپاهی شده بود؛ می‌گفت: چند بار به پدرم گفتم بگذار من بروم توی سپاه، اما قبول نکرد. می‌گفت: خطر دارد. بنده خدا چیزی می‌دانست. حالا خبر ندارد که من برای یک ساعت سپاهی شدم و پدرم در آمد. آن شب خیلی خندیدیم. با این خنده‌ها سختی‌های اسارت را تحمل کردیم. https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
13.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماهنگ عظم البلا ... همخوانی شهدا ... 🕙سـاعـت عـاشقـے ⚜اکثرو الدعا بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم⚜ سلام و درود بر شهدا و امام شهیدان افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهداےِبجنورد دلتنگ شهادت