Zhak zhak_mano_jame_mey.mp3
زمان:
حجم:
954.8K
باور کن شکایتهای من از عشق،
ازین دست اعترافات است.
ما یکدیگر را با چنگ و دندان، از شر گرگهای اطرافمان نجات دادیم، مردمان پوچ با کدام خیال، گمان میکنند که حال، من تورا رها خواهم کرد، تا در میان سیاهی شب، تار شوی؟
03/2/19
قبلا یه چیز جالب خوندم، نوشته بود که:
" زنگ زد بهم، گفت اخطار دادن بهمون بریم ارشاد، ما رفتیم؛ یارو هرچی از دهنش در اومد بار من کرد.
گفت معلوم نیست کی بهت مجوز داده، که هیچی نمیفهمی؛ من مجوزت و باطل میکنم؛ تو لیاقت نداری. فقط چون تو کنسرت، با مردم حرف میزنم، و مثل چوب خشک، آهنگ نخوندم و کنسرت رو تموم کنم. هرچی از دهنش در اومد بارم کرد..... خوردم کرد. "
در ادامه نوشته بود "میدونی چرا قیدش رو نزدم؟"
" آدمای معمولی، وقتی صدای خوبی داشته باشن، تو خونه نشون میدن. تو مهمونی ها. یه دَم میخونن برای دل خودشون؛ ولی یه خواننده صداش به استیجشه. به میکروفونشه. به مجوزشه. اینا که نباشه، انگاری اصلا مهم نیست که هنوز میتونه برای دل خودش، برای خانوادش، تو دورهمی، و برای رفیقاش، بخونه. واسه یه خواننده، صدا یعنی استیج. یعنی میکروفون. یعنی جمعیت. ولی وای به حال روزی ک بِبُره از طرفداراش، از استیج، اونوقت دیگه نه میتونه روی استیج بخونه، نه میتونه قیدش رو بزنه. برزخ خواننده دقیقا همونجاست. "
03/3/31