هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
یه #رماننن هیجانی و بی نظیر🎯
#اگههنوزاینرمانونخوندیازهمهعقبی! 💸
یه لحظه فکر کردم درست نشنیدم. گفتم: «حاجرضا؟ همون که سنش به باباتون میخوره؟ حاجبابا اون که خودش زن داره!»
صداش بالا رفت: «چیکار کنم؟ بگم کدوم جوون حاضره یه دختر بیآبرو رو با بچهی ح.r.وم بگیره؟
دستشو بالا برد که بزنه، ولی . . .
𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 : https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
با خودم فکر میکردم چرا؟ چرا باید دوباره . . .
𝕎𝕙𝕒𝕥 𝕙𝕒𝕡𝕡𝕖𝕟𝕖𝕕 𝕥𝕠 𝕥𝕙𝕚𝕤 𝕡𝕠𝕠𝕣 𝕘𝕚𝕣𝕝?😭💔
برای خوندن ادامه رمان سریع برو توی چنل ك الان پاك میشههه>>>🫂❤️🔥
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تکه ای از پارت های آینده
«آرمان، همچنان او را در آغوش داشت، بیحرکت، برای مدتی طولانی... او، اما، رهایش نکرد؛ فقط او را، محکمتر، در آغوش گرفت، و برای اولین بار در تمام عمرش، اجازه داد اشکهایش، بیهیچ کنترلی، بیهیچ شرمی، جاری شوند.»
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸