سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم دیده روشنایی
#درودی_چو_نور_دل_پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی
نمیبینم از همدمان هیچ بر جای
دلم خون شد از غصه ساقی کجایی
ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا
فروشند مفتاح مشکل گشایی
عروس جهان گر چه در حد حسن است
ز حد میبرد #شیوه بیوفایی
#دل_خسته_من_گرش_همتی_هست
نخواهد ز سنگین #دلان مومیایی
می صوفی افکن کجا میفروشند
که در تابم از دست زهد ریایی
رفیقان چنان عهد صحبت شکستند
که گویی نبودهست خود آشنایی
مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع
بسی پادشایی کنم در گدایی
بیاموزمت کیمیای سعادت
ز همصحبت بد جدایی جدایی
مکن #حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/715
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
#دایم_گل_این_بستان_شاداب_نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب #گله زلفش با باد همیکردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند
این است حریف ای #دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
#یا_رب_به_که_شاید_گفت_این_نکته_که_در_عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن #گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق #شیدایی
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/714
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما
#باد_میپیمایم_و_بر_باد_عمری_میدهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟
چون ندارم همدمی، با باد میگویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد میجویم شفا
#آتش_دل_چون_نمیگردد_به_آب_دیده_کم
میدمم بادی بر آتش، تا بَتَر سوزد مرا
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وا رَهَم زین تنگنای محنت آباد بلا
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا
#خود_ندارد_بیرخ_تو_زندگانی_قیمتی
زندگانی بیرخ تو مرگ باشد با عنا
#اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1150
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
#فریب_زلف_تو_با_عاشقان_چه_شعبده_ساخت؟
که هر که جان و #دلی داشت در میان انداخت
دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گه
ز آفتاب رخت سایهای بر آن انداخت
#رخ_تو_در_خور_چشم_من_است،_لیک_چه_سود
که پرده از رخ تو برنمیتوان انداخت
حلاوت لب تو، دوش، یاد میکردم
بسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت
من از وصال تو #دل برگرفته بودم، لیک
زبان لطف توام باز در گمان انداخت
#قبول_تو_دگران_را_به_صدر_وصل_نشاند
دل شکستهٔ ما را بر آستان انداخت
چه قدر دارد، جانا، #دلی؟ توان هردم
بر آستان درت صدهزار جان انداخت
عراقی از #دل و جان آن زمان امید برید
که چشم جادوی تو چین در ابروان انداخت
#اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1150
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
اگر شکسته #دلانت هزار جان دارند
به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند
#شدند_حلقه_به_گوش_تو_را_چو_حلقه_به_گوش
چه خوش #دلند که مثل تو #دلستان دارند
کسان که وصل تو یک دم به نقد یافتهاند
از ین طلب طرب و عیش جاودان دارند
#چو_بگذری_به_تعجب_تو_ماهروی_به_راه
چو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند
خرد از آن ز ره زلف تو پناه گرفت
که چشم و ابروی تو تیر در کمان دارند
مجاهدان رهت تا عنایت تو بود
چه بیم و باک به عالم ازین و آن دارند؟
#ز_آب_دیده_و_تاب_دل_است_غمازی
وگرنه راز تو بیچارگان نهان دارند
غلام غمزهٔ بیمارتم که از هوسش
چه تندرستان خود را ناتوان دارند؟
اگر کسی به شکایت بود ز #دلبر خویش
ز تو #عراقی و #دل شکر بیکران دارند
#اشعار_خیام_در_مورد_خدا_صوتی #اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1149
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
بسا که بر #دلم از غمزه ترکتاز کند
#مرا_مکش،_که_نیاز_منت_بکار_آید
چو من نمانم حسن تو با که ناز کند؟
مرا به دست سر زلف خویش باز مده
اگر چه همچو خودم زود سرفراز کند
#منم_چو_مردم_چشمت،_به_من_نگاهی_کن
که اهل دیده به مردم نگاه باز کند
چگونه دوست ندارد ایاز را محمود؟
که او نگاه به چشم خوش ایاز کند
ز جور تو بگریزم، برم به #عشق پناه
که از غم تو مرا #عشق بینیاز کند
#نیاز_و_ناز_من_و_تو_فرود_برد_به_دمی
نهنگ #عشق حقیقت دهن چو باز کند
ازین حدیث، اگرچه ز پرده بیرون است
زمانه پردهٔ #عشاق بس که ساز کند
به آب دیده #عراقی وضو همی سازد
چو قامت تو بدید آنگهی نماز کند
#داستان_خیام_و_خدا #اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1148
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
باز #دلم عیش و طرب میکند
هیچ ندانم چه سبب میکند؟
#از_می_عشق_تو_مگر_مست_شد
کین همه شادی و طرب میکند؟
تا سر زلف تو پریشان بدید
شیفته شد ، شور و شغب می کند
#تا_دل_من_در_سر_زلف_تو_شد
عیش همه در #دل شب میکند
برد به بازی #دل #جمله جهان
زلف تو بازی چه عجب میکند؟
طرهٔ طرار تو کرد آن چه کرد
فتنه نگر باز که لب میکند
#میبرد_از_من_دل_و_گوید_به_طنز:
باز فلانی چه طلب میکند؟
از لب لعلش چه عجب گر مرا
آرزوی قند و طرب میکند
گر طلبد بوسه، #عراقی مرنج،
گرچه همه ترک ادب میکند
#اشعار_خیام_در_مورد_مرگ #اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1147
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
باز #دلم عیش و طرب میکند
هیچ ندانم چه سبب میکند؟
#از_می_عشق_تو_مگر_مست_شد
کین همه شادی و طرب میکند؟
تا سر زلف تو پریشان بدید
شیفته شد ، شور و شغب می کند
#تا_دل_من_در_سر_زلف_تو_شد
عیش همه در #دل شب میکند
برد به بازی #دل #جمله جهان
زلف تو بازی چه عجب میکند؟
طرهٔ طرار تو کرد آن چه کرد
فتنه نگر باز که لب میکند
#میبرد_از_من_دل_و_گوید_به_طنز:
باز فلانی چه طلب میکند؟
از لب لعلش چه عجب گر مرا
آرزوی قند و طرب میکند
گر طلبد بوسه، #عراقی مرنج،
گرچه همه ترک ادب میکند
#اشعار_خیام_در_مورد_مرگ #اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1147
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما
#باد_میپیمایم_و_بر_باد_عمری_میدهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟
چون ندارم همدمی، با باد میگویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد میجویم شفا
#آتش_دل_چون_نمیگردد_به_آب_دیده_کم
میدمم بادی بر آتش، تا بَتَر سوزد مرا
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وا رَهَم زین تنگنای محنت آباد بلا
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا
#خود_ندارد_بیرخ_تو_زندگانی_قیمتی
زندگانی بیرخ تو مرگ باشد با عنا
#اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1150
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
بسا که بر #دلم از غمزه ترکتاز کند
#مرا_مکش،_که_نیاز_منت_بکار_آید
چو من نمانم حسن تو با که ناز کند؟
مرا به دست سر زلف خویش باز مده
اگر چه همچو خودم زود سرفراز کند
#منم_چو_مردم_چشمت،_به_من_نگاهی_کن
که اهل دیده به مردم نگاه باز کند
چگونه دوست ندارد ایاز را محمود؟
که او نگاه به چشم خوش ایاز کند
ز جور تو بگریزم، برم به #عشق پناه
که از غم تو مرا #عشق بینیاز کند
#نیاز_و_ناز_من_و_تو_فرود_برد_به_دمی
نهنگ #عشق حقیقت دهن چو باز کند
ازین حدیث، اگرچه ز پرده بیرون است
زمانه پردهٔ #عشاق بس که ساز کند
به آب دیده #عراقی وضو همی سازد
چو قامت تو بدید آنگهی نماز کند
#داستان_خیام_و_خدا #اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1148
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
اگر شکسته #دلانت هزار جان دارند
به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند
#شدند_حلقه_به_گوش_تو_را_چو_حلقه_به_گوش
چه خوش #دلند که مثل تو #دلستان دارند
کسان که وصل تو یک دم به نقد یافتهاند
از ین طلب طرب و عیش جاودان دارند
#چو_بگذری_به_تعجب_تو_ماهروی_به_راه
چو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند
خرد از آن ز ره زلف تو پناه گرفت
که چشم و ابروی تو تیر در کمان دارند
مجاهدان رهت تا عنایت تو بود
چه بیم و باک به عالم ازین و آن دارند؟
#ز_آب_دیده_و_تاب_دل_است_غمازی
وگرنه راز تو بیچارگان نهان دارند
غلام غمزهٔ بیمارتم که از هوسش
چه تندرستان خود را ناتوان دارند؟
اگر کسی به شکایت بود ز #دلبر خویش
ز تو #عراقی و #دل شکر بیکران دارند
#اشعار_خیام_در_مورد_خدا_صوتی #اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1149
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
#فریب_زلف_تو_با_عاشقان_چه_شعبده_ساخت؟
که هر که جان و #دلی داشت در میان انداخت
دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گه
ز آفتاب رخت سایهای بر آن انداخت
#رخ_تو_در_خور_چشم_من_است،_لیک_چه_سود
که پرده از رخ تو برنمیتوان انداخت
حلاوت لب تو، دوش، یاد میکردم
بسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت
من از وصال تو #دل برگرفته بودم، لیک
زبان لطف توام باز در گمان انداخت
#قبول_تو_دگران_را_به_صدر_وصل_نشاند
دل شکستهٔ ما را بر آستان انداخت
چه قدر دارد، جانا، #دلی؟ توان هردم
بر آستان درت صدهزار جان انداخت
عراقی از #دل و جان آن زمان امید برید
که چشم جادوی تو چین در ابروان انداخت
#اشعار_خیام
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/aasheq/1150
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈