ستارهای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
دل رمیدهٔ ما را رفیق و مونس شد
#نگارِ_من_که_به_مکتب_نرفت_و_خط_ننوشت
به غمزه مسئلهآموزِ صد مُدَرِّس شد
به بویِ او #دلِ بیمارِ عاشقان چو صبا
فدایِ عارضِ نسرین و چشمِ نرگس شد
به صدرِ مَصطَبهام مینِشانَد اکنون دوست
گدایِ شهر نِگَه کُن که میرِ مجلس شد
خیالِ آبِ خِضِر بست و جامِ اسکندر
به جرعهنوشیِ سلطان ابوالفَوارِس شد
#طربسرایِ_محبت_کنون_شود_مَعمور
که طاقِ اَبرویِ #یارِ مَنَش مهندس شد
لب از تَرَشُّحِ مِی پاک کن برایِ خدا
که خاطرم به هزاران گُنَه مُوَسوِس شد
کرشمهٔ تو شرابی به عاشقان پیمود
که عِلم بیخبر افتاد و عقل بیحس شد
چو زر عزیزِ وجود است نظمِ من، آری
قبولِ دولتیان کیمیایِ این مس شد
ز راهِ میکده #یاران عِنان بگردانید
چرا که #حافظ از این راه رفت و مفلس شد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1076
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
گداخت جان که شود کارِ #دل تمام و نشد
بسوختیم در این آرزویِ خام و نشد
#به_لابه_گفت_شبی_میرِ_مجلسِ_تو_شوم
شدم به رغبتِ خویشش کمین غلام و نشد
پیام داد که خواهم نشست با رندان
بشد به رندی و دُردی کشیم نام و نشد
رواست در بَر اگر میتَپَد کبوترِ #دل
که دید در رهِ خود تاب و پیچِ دام و نشد
بدان هوس که به مستی ببوسم آن لبِ لعل
چه خون که در #دلم افتاد همچو جام و نشد
#به_کویِ_عشق_مَنِه_بیدلیلِ_راه،_قدم
که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
فغان که در طلبِ گنج نامهٔ مقصود
شدم خرابِ جهانی ز غم تمام و نشد
دریغ و درد که در جست و جوی گنجِ حضور
بسی شدم به گدایی بَرِ کِرام و نشد
هزار حیله برانگیخت #حافظ از سرِ فکر
در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1075
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
یاری اندر کس نمیبینیم #یاران را چه شد؟
دوستی کِی آخر آمد دوستداران را چه شد؟
#آب_حیوان_تیرهگون_شد_خضر_فَرُّخپِی_کجاست
خون چکید از شاخِ #گل بادِ بهاران را چه شد؟
کس نمیگوید که #یاری داشت حقِّ دوستی
حقشناسان را چه #حال افتاد #یاران را چه شد؟
لعلی از کانِ مُروّت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
شهرِ #یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار
مهربانی کِی سر آمد شهریاران را چه شد؟
#گویِ_توفیق_و_کرامت_در_میان_افکندهاند
کس به میدان در نمیآید سواران را چه شد؟
صدهزاران #گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هَزاران را چه شد؟
زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت؟
کس ندارد ذوقِ مستی میگساران را چه شد؟
حافظ! اسرارِ الهی کَس نمیداند، خموش
از که میپرسی که دورِ روزگاران را چه شد؟
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1074
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
سینه از آتش #دل، در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه، که کاشانه بسوخت
#تنم_از_واسطهٔ_دوری_دلبر_بگداخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
سوز #دل بین که ز بس آتش اشکم، #دل شمع
دوش بر من ز سر مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است، که #دلسوز من است
چون من از خویش برفتم، #دل بیگانه بسوخت
خرقهٔ زهدِ مرا، آب خرابات ببرد
خانهٔ عقلِ مرا، آتش میخانه بسوخت
#چون_پیاله_دلم_از_توبه_که_کردم_بشکست
همچو لاله، جگرم بی می و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو #حافظ و می نوش دمی
که نَخُفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1073
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
زاهدِ خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سرِ پیمان بِرَفت با سرِ پیمانه شد
#صوفیِ_مجلس_که_دی_جام_و_قدح_میشکست
باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد
شاهدِ عهدِ شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد
مُغْبَچهای میگذشت راهزنِ دین و #دل
در پِی آن آشنا از همه بیگانه شد
آتشِ رخسارِ #گل خرمنِ بلبل بسوخت
چهرهٔ خندانِ شمع آفتِ پروانه شد
#گریهٔ_شام_و_سحر_شُکر_که_ضایع_نگشت
قطرهٔ بارانِ ما گوهرِ یکدانه شد
نرگسِ ساقی بِخوانْد، آیتِ افسونگری
حلقهٔ اورادِ ما مجلسِ افسانه شد
منزلِ #حافظ کنون بارگهِ پادشاست
دل بَرِ #دلدار رفت جان بَرِ جانانه شد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1072
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
کز حضرتِ سلیمان، #عشرت اشارت آمد
#خاکِ_وجود_ما_را،_از_آبِ_دیده_گِل_کن
ویرانسرایِ #دل را، گاهِ عمارت آمد
این شرحِ بینهایت، کز زلفِ #یار گفتند
حرفیست از هزاران، کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار، ای خرقهٔ می آلود
کان پاکِ پاکدامن، بهرِ زیارت آمد
امروز جایِ هر کس، پیدا شود ز خوبان
کان ماهِ مجلس افروز، اندر صدارت آمد
#بر_تختِ_جم_که_تاجش،_معراج_آسمان_است
همت نگر که موری، با آن حقارت آمد
از چشمِ شوخش ای #دل، ایمانِ خود نگه دار
کان جادویِ کمانکش، بر عزمِ غارت آمد
آلودهای تو #حافظ، فیضی ز شاه درخواه
کان عنصرِ سَماحت، بهرِ طهارت آمد
دریاست مجلسِ او، دَریاب وقت و دُر یاب
هان ای زیان رسیده، وقتِ تجارت آمد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1071
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
وصلِ تو کمالِ حیرت آمد
#بس_غرقهٔ_حالِ_وصل_کآخر
هم بر سرِ #حالِ حیرت آمد
یک #دل بنما که در رَهِ او
بر چهره نه خالِ حیرت آمد
نه وصل بِمانَد و نه واصل
آن جا که خیالِ حیرت آمد
از هر طرفی که گوش کردم
آوازِ سؤالِ حیرت آمد
#شد_مُنهَزِم_از_کمالِ_عزت
آن را که جلالِ حیرت آمد
سر تا قدمِ وجودِ #حافظ
در #عشق، نهالِ حیرت آمد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1070
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
مژده ای #دل که دگر بادِ صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طَرْفِ سبا بازآمد
#برکش_ای_مرغِ_سحر_نغمهٔ_داوودی_باز
که سلیمانِ #گل از بادِ هوا بازآمد
عارفی کو که کُنَد فَهْم زبانِ سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
مردمی کرد و کرم لطفِ خداداد به من
کان بتِ ماه رخ از راهِ وفا بازآمد
لاله بویِ مِی نوشین بشنید از دمِ صبح
داغ #دل بود، به امّیدِ دوا بازآمد
#چشمِ_من_در_رهِ_این_قافلهٔ_راه_بماند
تا به گوشِ #دلم آوازِ درا بازآمد
گر چه #حافظ دَرِ رَنجِش زد و پیمان بِشِکست
لطف او بین که به لطف از درِ ما بازآمد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1068
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
#از_من_اکنون_طمعِ_صبر_و_دل_و_هوش_مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند
موسمِ عاشقی و کار به بنیاد آمد
بویِ بهبود ز اوضاعِ جهان میشنوم
شادی آورد #گل و بادِ صبا شاد آمد
ای عروسِ هنر از بخت شکایت مَنِما
حجلهٔ حُسن بیارای که داماد آمد
#دلفریبانِ_نباتی_همه_زیور_بستند
دلبرِ ماست که با حُسنِ خداداد آمد
زیر بارند درختان که تعلق دارند
ای خوشا سرو که از بارِ غم آزاد آمد
مطرب از گفتهٔ #حافظ غزلی نَغز بخوان
تا بگویم که ز عهدِ طربم یاد آمد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1069
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
صبا به تهنیتِ پیرِ می فروش آمد
که موسمِ طرب و عیش و ناز و نوش آمد
#هوا_مسیح_نفس_گشت_و_باد_نافه_گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنورِ لاله چنان برفروخت بادِ بهار
که غنچه غرقِ عرق گشت و #گل به جوش آمد
به گوشِ هوش نیوش از من و به #عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
ز فکرِ تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکمِ آن که چو شد اهرمن سروش آمد
#ز_مرغِ_صبح_ندانم_که_سوسن_آزاد
چه گوش کرد؟ که با ده زبان خموش آمد
چه جایِ صحبتِ نامحرم است مجلسِ انس؟
سرِ پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به میخانه میرود #حافظ
مگر ز مستیِ زهدِ ریا به هوش آمد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1067
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
سحرم دولتِ بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو #شیرین آمد
#قدحی_درکش_و_سرخوش_به_تماشا_بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتیِ نافه گشای
که ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمد
گریه آبی به رخِ سوختگان بازآورد
ناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمد
مرغِ #دل باز هوادارِ کمان ابروییست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
#ساقیا_می_بده_و_غم_مخور_از_دشمن_و_دوست
که به کامِ #دلِ ما آن بشد و این آمد
رسمِ بدعهدیِ ایام چو دید ابرِ بهار
گریهاش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفتهٔ #حافظ بشنید از بلبل
عَنبرافشان به تماشایِ رَیاحین آمد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1066
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
نه هر که چهره برافروخت #دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
#نه_هر_که_طَرْفِ_کُلَه_کج_نهاد_و_تُند_نشست
کلاه داری و آیینِ سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن
که دوست خود روشِ بنده پروری داند
غلامِ همتِ آن رندِ عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
#بباختم_دلِ_دیوانه_و_ندانستم
که آدمی بچهای، #شیوهٔ پری داند
هزار نکتهٔ باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدارِ نقطهٔ بینش ز خالِ توست مرا
که قدرِ گوهرِ یک دانه جوهری داند
به قَدّ و چهره هر آنکس که شاهِ خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعرِ #دلکَشِ #حافظ کسی بُوَد آگاه
که لطفِ طبع و سخن گفتن دری داند
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1065
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈