هر چند پیر و خسته #دل و ناتوان شدم
هر گَه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم
#شکرِ_خدا_که_هر_چه_طلب_کردم_از_خدا
بر مُنتهایِ همَّتِ خود کامران شدم
ای گُلبُن جوان بَرِ دولت بخور که من
در سایهٔ تو بلبلِ باغِ جهان شدم
اول ز تحت و فوقِ وجودم خبر نبود
در مکتبِ غمِ تو چُنین نکته دان شدم
قسمت حوالتم به خرابات میکند
هر چند کاین چُنین شدم و آن چُنان شدم
#آن_روز_بر_دلم_درِ_معنی_گشوده_شد
کز ساکنانِ درگهِ پیرِ مغان شدم
در شاهراهِ دولتِ سرمد به تختِ بخت
با جامِ مِی به کامِ #دلِ دوستان شدم
از آن زمان که فتنهٔ چشمت به من رسید
ایمن ز شرِّ فتنهٔ آخرزمان شدم
من پیرِ سال و ماه نیَم، #یار بیوفاست
بر من چو عمر میگذرد پیر از آن شدم
دوشم نوید داد عنایت که #حافظا
بازآ که من به عفوِ گناهت ضمان شدم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/904
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچُنان چشمِ گشاد از کَرَمَش میدارم
#به_طَرَب_حمل_مَکُن_سرخیِ_رویم_که_چو_جام
خونِ #دل عکس برون میدهد از رخسارم
پردهٔ مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم
پاسبانِ حرمِ #دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم
منم آن شاعرِ ساحر که به افسونِ سخن
از نِیِ کِلک، همه قند و شِکَر میبارم
#دیدهٔ_بخت_به_افسانهٔ_او_شد_در_خواب
کو نسیمی ز عنایت که کُنَد بیدارم؟
چون تو را در گذر ای #یار نمییارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با #یارم؟
دوش میگفت که #حافظ همه روی است و ریا
بجز از خاکِ درش با که بُوَد بازارم؟
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/901
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
خلوت گُزیده را به تماشا چه #حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه #حاجت است
#جانا_به_حاجتی_که_تو_را_هست_با_خدا
کآخِر دمی بپرس که ما را چه #حاجت است
ای پادشاهِ حُسن خدا را بسوختیم
آخِر سؤال کن که گدا را چه #حاجت است
اربابِ #حاجتیم و زبان سؤال نیست
در حضرت کریم، تمنا چه #حاجت است
محتاج قصه نیست گرت قصدِ خون ماست
چون رخت از آن توست، به یغما چه #حاجت است
#جامِ_جهان_نماست_ضمیرِ_منیرِ_دوست
اظهار احتیاج، خود آن جا چه #حاجت است
آن شد که بارِ منتِ مَلّاح بردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه #حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
احباب #حاضرند، به اعدا چه #حاجت است
ای عاشقِ گدا چو لبِ روح بخش #یار
میداندت وظیفه، تقاضا چه #حاجت است
حافظ! تو ختم کن که هنر خود عیان شود
با مدعی نزاع و مُحاکا چه #حاجت است
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/895
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم
#اگر_چه_در_طلبت_هم_عِنانِ_باد_شِمالم
به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم
امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم
طمع به دورِ دهانت ز کامِ #دل بِبُریدم
به شوق چشمهٔ نوشت چه قطرهها که فشاندم
ز لَعلِ باده فروشت چه #عشوهها که خریدم
ز غمزه بر #دلِ ریشم چه تیرها که گشادی
ز غصه بر سرِ کویت چه بارها که کشیدم
#ز_کویِ_یار_بیار_ای_نسیمِ_صبح_غباری
که بویِ خونِ #دلِ ریش از آن تراب شنیدم
گناهِ چشمِ سیاهِ تو بود و گردنِ #دلخواه
که من چو آهویِ وحشی ز آدمی بِرَمیدم
چو غنچه بر سرم از کویِ او گذشت نسیمی
که پرده بر #دلِ خونین به بویِ او بِدَریدَم
به خاکْ پایِ تو سوگند و نورِ دیدهٔ #حافظ
که بی رخِ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/903
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
مزن بر #دل ز نوکِ غمزه تیرم
که پیشِ چشمِ بیمارت بمیرم
#نِصاب_حُسن_در_حدِّ_کمال_است
زکاتم دِه که مسکین و فقیرم
چو طفلان تا کِی ای زاهد، فریبی
به سیبِ بوستان و شهد و #شیرم
چُنان پُر شد فضایِ سینه از دوست
که فکرِ خویش گم شد از ضمیرم
قدح پُر کن که من در دولتِ #عشق
جوانبخت جهانم گر چه پیرم
#قراری_بستهام_با_مِی_فروشان
که روزِ غم به جز ساغر نگیرم
مبادا جز حسابِ مُطرب و مِی
اگر نقشی کشد کِلکِ دبیرم
در این غوغا که کَس کَس را نپُرسد
من از پیرِ مُغان منّت پذیرم
خوشا آن دَم کز اِستغنایِ مستی
فَراغت باشد از شاه و وزیرم
من آن مرغم که هر شام و سحرگاه
ز بامِ عرش میآید صَفیرم
چو #حافظ گنج او در سینه دارم
اگر چه مُدَّعی بیند حقیرم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/892
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم
به مویههایِ غریبانه قِصه پردازم
#به_یادِ_یار_و_دیار_آن_چُنان_بِگِریَم_زار
که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم
من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب
مُهَیمَنا به رفیقانِ خود رَسان بازم
خدای را مددی ای رفیقِ رَه تا من
به کویِ میکده دیگر عَلَم برافرازم
خِرَد ز پیریِ من کِی حساب برگیرد؟
که باز با صَنَمی طفل، #عشق میبازم
#بجز_صَبا_و_شِمالم_نمیشناسد_کَس
عزیز من، که به جز باد نیست دَمسازم
هوایِ منزل #یار، آب زندگانیِ ماست
صبا بیار نسیمی ز خاکِ #شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از کِه کنم؟ خانگیست غَمّازَم
ز چَنگِ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلامِ #حافظِ خوش لهجهٔ خوش آوازم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/891
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو بازم
چون گوی چه سرها که به چوگانِ تو بازم
#زلفِ_تو_مرا_عمر_دراز_است_ولی_نیست
در دست، سرِ مویی از آن عمرِ درازم
پروانهٔ راحت بده ای شمع که امشب
از آتشِ #دل پیش تو چون شمع گُدازم
آن دَم که به یک خنده دَهَم جان چو صُراحی
مستانِ تو خواهم که گُزارَند نمازم
چون نیست نمازِ منِ آلوده نمازی
در میکده زان کم نَشَوَد سوز و گُدازم
#در_مسجد_و_میخانه_خیالت_اگر_آید
محراب و کمانچه ز دو ابرویِ تو سازم
گر خلوتِ ما را شبی از رخ بِفُروزی
چون صبح بر آفاقِ جهان سر بِفَرازم
محمود بُوَد عاقبتِ کار در این راه
گر سر بِرَوَد در سرِ سودایِ اَیازم
حافظ غمِ #دل با که بگویم؟ که در این دور
جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/890
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم
طایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزم
#به_ولای_تو_که_گر_بندهٔ_خویشم_خوانی
از سرِ خواجگیِ کون و مکان برخیزم
یا رب از ابرِ هدایت بِرَسان بارانی
پیشتر زان که چو گَردی ز میان برخیزم
بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین
تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم
خیز و بالا بنما ای بتِ #شیرین حرکات
کز سرِ جان و جهان دست فشان برخیزم
#گر_چه_پیرم_تو_شبی_تنگ_در_آغوشم_کَش
تا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزم
روز مرگم نفسی مهلتِ دیدار بده
تا چو #حافظ ز سرِ جان و جهان برخیزم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/888
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
در خراباتِ مُغان گر گذر افتد بازم
حاصلِ خرقه و سجاده، روان دربازم
#حلقهٔ_توبه_گر_امروز_چو_زُهّاد_زنم
خازنِ میکده فردا نَکُنَد در، بازم
ور چو پروانه دهد دست، فَراغِ بالی
جز بدان عارضِ شمعی نَبُوَد پروازم
صحبتِ حور نخواهم که بُوَد عینِ قُصور
با خیالِ تو اگر با دِگری پردازم
سِرِّ سودایِ تو در سینه بماندی پنهان
چشمِ تَردامن اگر فاش نکردی رازم
#مرغْ_سان_از_قفسِ_خاک_هوایی_گشتم
به هوایی که مگر صید کُنَد شهبازم
همچو چنگ ار به کناری ندهی کامِ #دلم
از لبِ خویش چو نِی یک نفسی بِنْوازم
ماجرایِ #دلِ خون گشته نگویم با کس
زان که جز تیغِ غمت نیست کسی دَمسازم
گر به هر موی، سری بر تنِ #حافظ باشد
همچو زلفت همه را در قدمت اندازم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/889
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
کَرَم نما و فرود آ که خانه خانهٔ توست
#به_لطفِ_خال_و_خط_از_عارفان_ربودی_دل
لطیفههای عجب زیرِ دام و دانهٔ توست
دلت به وصلِ #گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه #گلبانگ عاشقانهٔ توست
عِلاج ضعفِ #دلِ ما به لب حوالت کن
که این مُفَرِّحِ یاقوت، در خزانهٔ توست
به تن مُقصرم از دولتِ ملازمتت
ولی خلاصهٔ جان خاکِ آستانهٔ توست
#من_آن_نِیَم_که_دهم_نقدِ_دل_به_هر_شوخی
دَرِ خزانه، به مهر تو و نشانهٔ توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ #شیرین کار
که توسنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست
چه جای من، که بلغزد سپهر شعبده باز
از این حیَل که در انبانهٔ بهانهٔ توست
سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعرِ #حافظِ #شیرین سخن ترانهٔ توست
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/884
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
من که از آتشِ #دل چون خُمِ مِی در جوشم
مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
#قصدِ_جان_است_طمع_در_لبِ_جانان_کردن
تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم
من کِی آزاد شَوَم از غمِ #دل؟ چون هر دَم
هندویِ زلفِ بُتی حلقه کُنَد در گوشم
حاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویش
این قَدَر هست که گَه گَه قدحی مینوشم
هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا
فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم
#پدرم_روضهٔ_رضوان_به_دو_گندم_بفروخت
من چرا مُلکِ جهان را به جوی نفروشم؟
خرقهپوشیِ من از غایتِ دینداری نیست
پردهای بر سرِ صد عیبِ نهان میپوشم
من که خواهم که ننوشم به جز از راوَقِ خُم
چه کنم؟ گر سخنِ پیرِ مُغان نَنْیوشَم
گر از این دست زَنَد مُطربِ مجلس رَهِ #عشق
شعرِ #حافظ بِبَرَد وقتِ سماع از هوشم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/883
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم
شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
#زهدِ_رندانِ_نوآموخته_راهی_به_دِهیست
من که بدنامِ جهانم چه صلاح اندیشم؟
شاهِ شوریدهسران خوان منِ بیسامان را
زان که در کمخِرَدی از همه عالم بیشم
بر جَبین نقش کُن از خونِ #دلِ من خالی
تا بدانند که قربانِ تو کافِرکیشم
اعتقادی بِنُما و بِگُذَر بهرِ خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادَرویشم
#شعر_خونبارِ_من_ای_باد،_بِدان_یار_رسان
که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس؟
حافظِ رازِ خود و عارفِ وقتِ خویشم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/882
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈