امروز واقعا دوستداشتنی بود ( به جز یه قسمتش ) ، خلاصه منو دوستام دوباره دور هم جمع شده بودیم و خیلی یهویی تصمیم گرفتیم جوکر بازی کنیم ، بعد مثل این جوکر زنان منو دوتا از دوستای دیگهم رفتیم عروس های دهه های مختلف شدیم ( اونایی که جوکر دیدن میدونن ) خلاصه من عروس دهه شصت بودم و خودم وقتی خودمو میدیدم با تیپم خنده ام میگرفت 😭😂 .
حتما الان همتون مشغول درسای هفته بعد هستید ، از همینجا به همتون افتخار میکنم : ›
بنده هم رفتم سراغ درسام و تموم شون کردم ( البته که کامل نه ) ولی بازم حس خوبی داره .
نمیخوام برم قسمت اخر فروشگاهیبرایقاتـلان رو ببینم که تموم بشه 😭 .
چقدر حس ناراحت کننده ایه : ( .