شاید آتشی عظیم در قلب های ما باشد ولی هیچ کس هرگز نمیآید تا خود را در کنار آن گرم کند ، و رهگذران تنها باریکه ای از دود را میبینند .
-ونگوگ
کلی کارای عقب مونده دارم و هعی به یه موقع دیگه موکول میکم و انجام شونو به تعویق میندازم ، نمیدونم کی قراره انجام شون بدم .
و مردم چون ناشنوا بودند نمیتوانستند صدای جادویی ویالون را بشنوند و آن دورا که در زیر نور مهتاب میرقصیدند را مورد تمسخر خود قرار میدادند .