همه چیز فراموش میشه ، ولی کارایی که میدونستی ناراحتم میکنه اما انجامش دادی هیچوقت فراموش نمیشه .
از اینکه با خوندن درسا و کلی خستگی شبا بیهوش بشم و دوباره صبح با صدای الارم مزخرف از خواب بیدار بشم و چشمامو بزور باز نگه دارم و بزور لباس فرممو بپوشم برای مدرسه اماده شم بعدش تو سرمایی که سگم بیرون نمیره از خونش ، برم مدرسه و تو کل روز به خاطر کم خوابی سردرد داشته باشم خسته شدم . این چرخه آخر منو نابود میکنه .
امروز تو مدرسه همه باهم هماهنگ شدیم تا از معلم ادبیات بپرسیم تو زبان نوشتاری تو میتونی بخوابی درسته یا تو میتوانی بخوابی ( آره ، ورژن دیگهٔ همون فیلمه ) خلاصه گفتیم معلم هم دومی رو گفت یکی از بچه ها برقارو خاموش کرد همه خوابیدن : )
معلم تا چند ثانیه اول اینطوری بود : ها ؟
بعدش ویندوزش بالا اومد میگفت چقدر باحال بود .