الان که تلفن زنگ میخوره پخش میشه شبیه دوران ملکه اشک ها شده که کل ایتا یهو شروع کردن به دیدنش : )
وای بچه ها بیاین گزارش ناراحتی های امروزمو بدم ، نمره کوئیز اولمو که فکر میکردم خیلی عالی دادم رو خراب کردم . مدیر اموزشگاه اینطور بود چقدر کم شدی تو . . من اینطوری بودم که ها ؟ چی میگی ؟
فاینال امروز هم اونقدر سخت بود که نگم براتون . . یه کلماتی اورده بودن که یک ساعت طول میکشه تا بخونینشون : (
خلاصه اگه امتحان ریاضی امروزو خوب نمیدادم کلا نا امید میشدم .
راستی امروز یه خانم مهربون تو راه مدرسه بهم نون داغ داد . نون داغ تو اون هوای سرد خیلی چسبید ㅠ .
به قول یه بنده خدا اینقدر مفهومو الکی میپیچونن انگار داری کتاب فلسفی پراگماتیسم میخونی .
تنها ذوق و شوقی که برای اومدن 2025 دارم کیدراما هاییه که قراره تو نیمه اول و دومش پخش بشه .