غروب سیویک شهریوره. بیرون داره بارون میاد. هوا خیلی سرد شده. مامان داره تصمیم میگیره برای ساندویچ فردای مدرسهام چی درست کنه. بابام تعجب کرد که چقدر زود تابستون گذشته و باید برم مدرسه. خسته هستم. نمیدونم چیکار کنم. دلم میخواد زمانرو نگهدارم.
◝پلوتون◟
مثل چی داره خوابم میاد. سرم گیج میره. چشمام باز نمیشه.
بله لورا خانم، وقتی تا دیر وقت بیداری همین میشه.