eitaa logo
◝پلوتون◟
461 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
407 ویدیو
1 فایل
خوش اومدی فضانورد ؛ اینجا پلوتون‌ـه ‌، یه سیارـه دور افتادـه از منظومـ‌ ـه شمسی ¡ اگه فکر میکنی وقت تو میگیره برو رفیق ✋🏻 نجات‌دهنده فقط چاییه! 🫖 ویوا لا ویدا ✨ زیر مجموعه های ِپلوتون * @spaacee We need one trip to ploton for alwayes ")
مشاهده در ایتا
دانلود
واقعا بدم میاد از اون موقع هایی که به خاطر استرس و پائین بودن اعتماد به نفس، رشته کلام از دستم در میره و اونطور که باید موضوع موردنظر رو ارائه بدم، نمیدم.
احساس میکنم زندگی گاهی وقتا مثل کلاف های کاموا گره خورده هست، یا مثل اون نخی که هرچقدر تَرِش میکنی باز تو سوزن نمیره، یا در اون کابینتی که هرچقدر میبندی همچنان باز میشه، یا اون ظرف بستنی تو فریزر که وقتی بازش میکنی ضدحال میخوری میبینی توش سبزیه، یا اون گره تو موهات که هرچقدر باهاش ور میری بازم باز نمیشه، یا اون کنترلی که هر کاری میکنی باز کار نمیکنه، یا اون مدادی که هرچقدر میتراشی بدتر میشکنه، یا اون تیکه اخر پازلی که گمشده و کارت نیمه تموم مونده. احساس میکنم همینقدر پیچیده و نازیبا هست.
چرا دیگه تلویزیون برنامه مسابقه اشپزی پخش نمیکنه. یادمه چند سال پیش یه مستند پخش میشد که توش افراد مختلف مسابقه شیرینی پزی میدادن، الان که فکر میکنم چقدر جذاب و دیدنی بود :(
بچه ها جونی شبتون بخیر، امیدوارم فرداتون فقط با خوشحالی بگذره
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
امروز یک اتفاق جالب در کاخ گلستان افتاده. داشتن عملیات ساماندهی و حفاظت اشیاء آلبوم‌خانه رو انجام می‌دادند؛ یک جعبه که روش نوشته بوده نگاتیو خام رو بررسی می‌کنند و ۳۱ حلقه فیلم ضبط شده از دوران قاجار پیدا می‌شه! 》محمد کلهر《 @farsitweets
چه جالب
وای یادش بخیر، اون زمانایی که داشتم رمان آینه جاودیی رو ( به شدت پیشنهاد میشه ) میخوندم انقدر به باستان شناسی و تاریخ علاقه مند شدم که حد و مرز نداشت. عاشقش شده بودم و فقط به تاریخ فکر میکردم. بعد ها دوست داشتم تاریخ بخونم و باستان‌شناس یا تاریخ‌دان بشم اما با مرور زمان فهمیدم انقدر هم بهش علاقه ندارم. البته هنوز دوستش دارم ولی نه در اون حد.
وای کاش برگردم به اون زمان :( یادمه اولین فصل شو تو تابستون چندسال پیش شروع کرده بودم و همراه با فصلای جدیدش باهاشون زندگی می کردم.
◝پلوتون◟
وای یادش بخیر، اون زمانایی که داشتم رمان آینه جاودیی رو ( به شدت پیشنهاد میشه ) میخوندم انقدر به باس
و هرروز با ذوق برام تعریف میکرد و منم علاقه مند کرد بهترین کسی که از گفت و گو باهاش خسته نمیشید بی شک لوراست 🤏✨
بعد سر کلاسای تاریخ دبستان موقع درس دادن معلما یه سری چیزای اضافه که از رمانه یادگرفته بودمو میگفتم و احساس غرور میکردم 😂