از لحاظ روحی نیاز دارم تو یه اتاق خالی که فقط خودمم و بدون هیچ فکر و خیالی که فردا قراره چه اتفاقی بیوفته ، یا الان باید چه کاری انجام بدم که نمیدم و کلی کار سرم ریخته ، بدون توجه به اینا بخار لیوان قهوهمو فوت کنم از پنجره به بیرون نگاه کنم و لذت ببرم . ولی خوب متاسفانه امکان پذیر نیست .
ولی من یه روزی همه کارایی که نتونستم الان انجام شون بدمو ، انجام میدم که حتما میپرسی چطوری که باید بگم ممنون شما چطوری .
زندگی فیلم نیست ؛ تئاتره که اگه وسطش خراب کردی نمیگه کات نمیتونی از اول شروع کنی فقط باید بقیشو 'بهتر' بازی کنی .
فکر کنید یک مار نیشتون بزنه ! و شما به جای اینکه به خودتون کمک کنید و سم رو از بدنتون خارج کنید ، تلاش کنید که مار رو بگیرید و بفهمید که دلیل کارش چی بوده و بهش ثابت کنید که لیاقت این درد کشیدن رو نداشتید !
آره این موضوع درباره ی مارها نیست .