خیلی غمگینم . کاش میتونستم جور دیگه ای بیانش کنم . تبدیلش کنم به یک متن قابل درک یا یک نقاشی خیره کننده اما فقط میتونم بگم که غمگینم و این غم اون قدر عمیقه که شکل هیچ چیز رو به خودش نمیگیره . به جاش خودم دارم تبدیل میشم به کسی که قابل درک نیست و دیگه هیچ کس چیز جالبی توش پیدا نمیکنه تا بهش خیره شه .
از لحاظ روحی نیاز دارم مثل جواد قارایی بدون نگران بودن به چیزی ، برم ایرانو بگردم و مستند بگیرم :(