Pompos
علیرضا سپاهی در روز حادثه بنزین روی مأمور ریخت و او را درحالی که زنده بود سوزاند 🔹با توجه به اظه
ابوالفضل و علیرضا داد میزدند که بنزین بیاورید؛ موتور آتش زدیم و میخواهیم مأموران را آتش بزنیم!
🔹شاهد عینی گفته علیرضا و ابوالفضل بهسمت مأمور دیگر رفتند و لباسهایش را درآوردند. او را میزدند و بهسمت فضای سبز کشاندند.
🔹کلاه و لباس مأمور را علیرضا پرت کرد آن طرف و تلفن مأمور را که داشت زنگ میخورد برداشت و جواب داد.
🔹بعد برگشت سمت فضای سبز به طرف مأمور و بنزین تو همان بطری و توی یقهاش بود که یک مرتبه آتش بلند شد. صدای جیغ مأمور که زنده آتش زدند میآمد.»
🔹متهمان دیگر و شاهدان عینی دیگر روایتهای مشابهی را از جنایت خانواده سپاهی در میدان علیخانی اصفهان بازگو کردهاند.
🔹یک متهم که در صحنه حاضر بوده اینگونه عنوان میکند: ابوالفضل سپاهی وسط خیابان آتش درست کرده بود. علیرضا، پسرعموی ابوالفضل، با خواهرش بود که او شیپور میزد. ماشینها را با پرتاب سنگ تخریب میکردند. ابوالفضل ترقه و کوکتل پرتاب میکرد.
🔹ابوالفضل و علیرضا سپاهی هر کدام یک بار مأمور را گرفتند و کشیدند، بردند داخل میدان و ... (در این قسمت اظهاراتی عنوان میشود که بهدلیل حفظ احترام و رعایت شئونات به صورت کامل منتشر نمیشود). گوشی مأمور زنگ میخورد. یک مرتبه آنجا آتش گرفت. غیر از علیرضا کس دیگری بنزین نداشت.
🔹تمام متهمان پرونده اذعان کردهاند که علیرضا و ابوالفضل سپاهی در خیابان مفتح در حال آتش زدن لاستیک و راهبندان بودهاند.
🔹یکی دیگر از متهمان پرونده گفته: ابوالفضل و علیرضا داد میزدند که بنزین بیاورید. موتور آتش زدیم و میخواهیم مأموران را آتش بزنیم.
🔹یکی دیگر از متهمان پرونده و شاهد حادثه گفته است: ابوالفضل و علیرضا مأمور را آتش زدند... من از ترس خودم را خیس کردم.
[ @pompos ]
621.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری از درگیریهای خیابانی میان پلیس و معترضان در فرانسه
[ @pompos ]
🔸جذب به مسجد🔸
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
▫️مرحوم آقا شیخ محمدحسین زاهد در یکی از مساجد مهم بازار، نماز میخواند. یک روزی بچهها خیلی سر و صدا کردند و صدایشان به مسجد رسید. به خادم مسجد گفت: برو به سردستۀ این بچهها بگو بیا امام جماعت با تو کار دارد. او در جواب خادم با همان اخلاق خودش گفت: ما که با آقا کاری نداریم؛ آقا اگر کار دارد، خودش بیاید. آقا از مسجد بیرون آمد و روی سکو نشست. او آمد و نشست و آقا با او نرم صحبت کرد و گفت: بازیهایتان را بکنید؛ اما اذان را که گفتند، بچهها را برای نماز بیاور مسجد. گفت: باشد؛ فردا میآییم. فردا آمدند مسجد؛ اما وضو و نماز بلد نبودند. نگاه کردند که دیگران چطور وضو میگیرند. در نماز هم یکی رکوع میرفت، یکی سجده. بعضی از نمازگزاران آمدند به آقا گفتند: ما امروز نفهمیدیم چه نمازی خواندیم. اگر بناست این بچهها به مسجد بیایند، ما دیگر اینجا نمیآییم. آقا گفت: شما بروید مسجد آقا سید عزیزالله.
▫️جمعهها با آنها میرفت تفریح. وقتی که با آنها رفیق شد، شروع کرد درسهای مقدمات را به آنها یاد داد و به تدریج درست شدند و در بازار کاسب شدند. وقتی ایشان مریض شد و دکتر احساس کرد که دارد از دنیا میرود، گفت: آقا شما پسر دارید؟ ایشان به خاطر مشکلاتی ازدواج نکرده بود. گفت: بله. پانصد تا! همینها بچههایش بودند. آن بچهای که گفته بود: «ما که با آقا کار نداریم؛ آقا اگر کار دارد، خودش بیاید»، شد رئیس یک کارخانه در تهران که اهل خیر است.
[ @pompos ]
افشای طرح محرمانه عربستان برای حمله به کعبه با پهپاد آمریکایی
🔹منابع منطقهای از طرحی توسط تیم امنیتی سلطنتی عربستان سعودی برای پرتاب دستهای از پهپادهای لوکاس ساخت آمریکا به سمت مکه و هدف قرار دادن کعبه مقدس و تعدادی از مناطق مسکونی اطراف آن پرده برداشتند.
🔸بر اساس اطلاعات موجود، این طرح ممکن است به اقدام پوچ آتش زدن دیوارهای کعبه مقدس و ریختن خون در مسجد الحرام در مکه و همچنین هدف قرار دادن چندین هتل در نزدیکی مسجد الحرام، از جمله هتل انجم مکه و هتل پولمن زمزم مکه، گسترش یابد.
🔹علاوه بر این، عملیات تروریستی و قتل عام ممکن است در مناطق المسفله، الغزه، الشبیکه و جبل الکعبه رخ دهد.
[ @pompos ]