بخشی از تفسیر
اين بخش از خطبه ناظر به پاسخ به شبهات خوارج است که براثر جهل و نادانى و تعصب و تقليد کورکورانه دامنگير آن ها شده بود.
آن ها معتقد بودند که هرکس مرتکب هر گناه کبيره اى شود کافر مى شود و کافر واجب القتل است و در اين جا صغرا و کبرايى براى خود درست مى کردند و بر طبق آن به خود اجازه مى دادند که به هر يک از اصحاب على (عليه السلام) دست يافتند او را به قتل برسانند، اين تشنه هاى خون ريزى و شرارت و جنايت به همين دليل شمشير بر دوش گذاشته و در گوشه و کنار، خون هاى بى گناهان را مى ريختند، وکارى کردند که صفحه تاريخ را سياه نمودند.
[ @pompos ]
امام سجاد علیهالسلام در سجده میگریست.
غلامش پرسید: «غصهتان تمام نمیشود؟»
حضرت فرمود:
یعقوب، یک پسر گم کرده بود و غصه میخورد؛
من چه بگویم که جلوی چشمم، پدرم و خاندانمان را سر بریدند…
📚کامل الزیارات، ص۲۱۳
#شهادت_امام_سجاد
[ @pompos ]
✒️ شکنجه دردناک اسرای کربلا در شام از زبان امام سجاد علیهالسلام:
محاصره با شمشیر و نیزه در میان جمعیت
بازی با سرهای شهدا در برابر چشم زنان حرم
ریختن آب و آتش روی سر اسرا
گرداندن در شهر با طبل و ساز و توهین
عبور دادن از محلههای یهود برای تحقیر
تلاش برای فروش اسرا به عنوان برده
زندانی کردن در مکانی بیسقف، در گرما و سرما
📚سوگنامه آل محمد، ص۴۵۹
#کاروان_اسرا
[ @pompos ]
دستم بسته بود،
وقتی زنهای شامی، آتش بر سرم ریختند،
عمامهام سوخت و بعد آن سرم…
📚سوگنامه آل محمد، ص۴۵۹
#کاروان_اسرا
[ @pompos ]
دستم بسته بود،
وقتی زنهای شامی، آتش بر سرم ریختند،
عمامهام سوخت و بعد آن سرم…
📚سوگنامه آل محمد، ص۴۵۹
#کاروان_اسرا
[ @pompos ]
ما را در کوچههای شام گرداندند،
از صبح تا غروب،
با ساز و آواز،
و مردم را به کشتنمان تشویق کردند...
📚سوگنامه آل محمد، ص۴۵۹
#کاروان_اسرا
[ @pompos ]
ما را در خرابهای انداختند،
بیسقف،
روزها در گرما،
و شبها در سرما..
📚سوگنامه آل محمد، ص۴۵۹
#کاروان_اسرا
[ @pompos ]
ما را به بازار بردهفروشها بردند،
برای فروش،
اما خدا نخواست…
📚سوگنامه آل محمد، ص۴۵۹
#کاروان_اسرا
[ @pompos ]