امیرالمؤمنین علی
کسى که براى خدا کيفيّتى قائل گردد او را يگانه ندانسته و آن کس که براى او مانند قرار دهد به حقيقتش پى نبرده و هر کس او را به چيزى تشبيه کند به مقصد نرسيده و آن کس که به او اشاره کند يا در وهم و انديشه آورد، او را منزّه (از صفات مخلوقات) ندانسته است. (کنه ذاتش هرگز شناخته نمى شود، زيرا) آنچه کنه ذاتش شناخته شده، مصنوع و مخلوق است و آنچه بقايش به ديگرى وابسته است معلول علّتى است. او فاعلى است که نيازمند حرکت دادن ابزار و آلات نيست و مدبّرى است که احتياج به جولان فکر و انديشه ندارد، بى نياز است امّا نه به اين معنا که (قبلا از شخص يا چيزى) بهره گرفته باشد. نه با زمان ها همراه است و نه از ابزار و وسايل بهره مى گيرد (بلکه) وجودش بر زمان پيشى گرفته و بر عدم، سبقت جسته و ازليّتش بر آغاز مقدّم بوده است. با آفرينش حواس (براى مخلوقات) معلوم شد که او از داشتن حواس پيراسته است و با آفرينش اشياى متضاد معلوم شد که ضدى براى او نيست و با قرين ساختن موجودات به يکديگر روشن شد که قرين و همتايى ندارد، نور را ضد ظلمت، و رنگ هاى روشن را ضد رنگ هاى تيره و تار، و خشکى را ضد رطوبت و گرمى را ضد سردى قرار داده است.
اضداد را با هم ترکيب کرد و متباينات را قرين هم ساخت، امورى را که از هم دور بودند به يکديگر نزديک کرد و آن ها را که به يکديگر نزديک بودند از هم جدا ساخت.
نهج البلاغه خطبه 186 بخش اول
[ @pompos ]
Pompos
امام جواد عليه السلام می فرمایند : اعتماد به خداوند بهای هر چیز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه
ما تو زندگی مون اگه به چند تا از این احادیث عمل کنیم واقعا بی نیاز میشیم🥲💖
پسر های کانال روزتون مبارک
انشالله سال آینده همسراتون روز مرد و پدر رو بهتون تبریک بگن 🤵🏻😅
باب المراد.pdf
حجم:
1.9M
من سبکیه هستم
دختری از تبار ماریه قبطیه همسر رسول خدا
[ @pompos ]
🌼ଘ🌼ଘ🌼ଘ🌼ଘ
ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﺪ ، ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ [ ﻧﻴﺰ ] ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺷﺮﻙ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ، ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺭﻧﺞ ﺁﻭﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﻨﻴﺪ ، ﻭ ﺍﮔﺮ [ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺯﺍﺭ ﺍﻳﻨﺎﻥ ] ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻭﺭﺯﻳﺪ ﻭ [ ﺍﺯ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﺍﻟﻬﻲ ] ﺑﭙﺮﻫﻴﺰﻳﺪ [ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ . ] ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻮﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻠﺎﺯﻣﺖ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﺍﺳﺖ.
آل عمران 186
🌼ଘ🌼ଘ🌼ଘ🌼ଘ
[ @pompos ]
امیرالمؤمنین علی
حدّ و اندازه اى براى او نيست، و به شمارش درنمى آيد، زيرا «واژه ها» خود را محدود مى سازند و «کلمات» به مانند خود اشاره مى کنند. (منظور از ادوات وآلات، واژه هايى همچون «متى»، «قد» و «لعل» است که در عبارات بعد به آن اشاره خواهد شد). اين که مى گوييم: موجودات از فلان زمان پيدا شده اند آن ها را از قديم بودن بازمى دارد، و اين که مى گوييم: به تحقيق به وجود آمده اند آن ها را از ازلى بودن ممنوع مى سازد و هنگامى که گفته مى شود: اگر چنين نبود مشکلى نداشتند، دليلى بر آن است که به کمال نرسيده اند. آفريدگار جهان با آفرينش مخلوقات در برابر عقل ها تجلى کرد، و به همين سبب مشاهده او با چشم هاى ظاهر غير ممکن است. سکون و حرکت در او راه ندارد (زيرا) چگونه ممکن است چيزى بر او عارض شود که خودش آن را ايجاد کرده است؟ و چگونه ممکن است آنچه او ظاهر کرده به خودش بازگردد، و تحت تأثير آفريده خويش قرار گيرد؟ که اگر حرکت و سکون در ذات او راه پيدا کند ذاتش تغيير مى پذيرد و کنه ذاتش تجزيه مى شود، مفهوم ازليّت براى او ممتنع مى گردد و بايد پشت سرى داشته باشد اگر پيش رويى دارد، و به سبب نقصان بايد در جست وجوى کمال باشد، و در اين حال نشانه مخلوق بودن در او ظاهر خواهد شد و خود دليل بر وجود خالقى ديگر خواهد بود؛ نه اين که مخلوقات دليل وجود او باشند (و سرانجام اين که) به سبب دارا بودن قدرت مطلقه، آنچه در غير او اثر مى گذارد در او اثر نخواهد گذاشت. آرى او خداوندى است که نه تغيير در ذات او راه دارد و نه زوال و غروب و افول بر او رواست. کسى را نزاد، تا خود مولود ديگرى باشد و از کسى زاده نشد تا محدود به حدودى گردد، برتر از آن است که فرزندانى برگزيند و پاک تر از آن است که تصوّر آميزش با زنان درباره او شود.
نهج البلاغه خطبه 186 بخش دوم
[ @pompos ]