دلِ من پیشِ تو معنایِ بغل را فهمید
قدرِ این فاصلهی حداقل را فهمید
با دو تا بوسهی شیرین که به لبهای تو زد
مزّهی واقعیِ شهد و عسل را فهمید
- فرهاد شریفی
در ستایشِ جزئیاتِ تو کاش میتوانستم
مویرگِ چشمت را ببوسم...؛
‹ یك آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یك لحظه بود
آن دم ك چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود:))🌊💙›
امر به معروفم مکن ، معروف من چشمانِ تو
دینم لبت ، فکرم غمت ، جانم میان جان تو . .
"منِ بیمایه که باشم که خریدار تو باشم؟
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم"
عشق قلیانی است با طعم خوش نعنا دوسیب
می کشی آزاد باشی مبتلا تر می شوی ..!