eitaa logo
ادعیه و مناجات صوتی 🎧 زیارت عاشورا دعای کمیل عهد توسل ندبه عرفه امین الله حدیث کسا آل یاسین امام زمان
19.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
3.5هزار ویدیو
294 فایل
دعای جوشن کبیر صغیر نادعلی فرج مجیر مشلول یستشیر معراج ابوحمزه علقمه سمات صباح عشرات عدیله زیارت وارث جامعه مناجات خمس عشر ماه رجب شعبانیه رمضان عید فطر غدیر روز سحر نماز شب قدر نور گنج العرش استغفار افتتاح حرز امام حدیث کسا زهرا امیرالمومنین علی @m_mehr0
مشاهده در ایتا
دانلود
حرز امام سجادۖ ۩ سماواتی.mp3
1.01M
🛡حرز امام سجاد (ع) يا أَسمَعَ السَّامِعِين يا أَبصَرَ النَّاظِرِين يا أَسرَعَ الحَاسِبِين يا أَحكَمَ الحَاكِمِين يا خَالِقَ المَخلُوقِين يا رَازِقَ المَرزُوقِين يا نَاصِرَ المَنصُورِين يا أَرحَمَ الرَّاحِمِين يا دَلِيلَ المُتَحَيِّرِين يا غِيَاثَ المُستَغِيثِين أَغِثنِي يا مَالِكَ يَومِ الدِّين إِيَّاكَ نَعبُدُ وَ إِيَّاكَ نَستَعِين يا صَرِيخَ المَكرُوبِين يا مُجِيبَ دَعوَةِ المُضطَرِّين أَنتَ اللَّهُ رَبُّ العَالَمِين أَنتَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنت المَلِكُ الحَقُّ المُبِينُ الكِبرِيَاءُ رِدَاؤُك اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ المُصطَفَى و عَلَى عَليٍّ المُرتَضَى و فَاطِمَةَ الزَّهرَاء و خَدِيجَةَ الكُبرَى و الحَسَنِ المُجتَبَى و الحُسَينِ الشَّهِيدِ بِكَربَلاَء و عَلَى عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ زَينِ العَابِدِين و مُحَمَّدِ بنِ عَليٍّ البَاقِر و جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِق و مُوسَى بنِ جَعفَرٍ الكَاظِم و عَليِّ بنِ مُوسَى الرِّضَا و مُحَمَّدِ بنِ عَليٍّ التَّقِي و عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ النَّقِي و الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ العَسكَرِي و الحُجَّةِ القَائِمِ المَهدِيِّ الإِمَامِ المُنتَظَر صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيهِم أَجمَعِين اللَّهُمَّ وَالِ مَن وَالاَهُم و عَادِ مَن عَادَاهُم و انصُر مَن نَصَرَهُم و اخذُل مَن خَذَلَهُم و العَن مَن ظَلَمَهُم و عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحَمَّد و انصُر شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ و أَهلِك أَعدَاءَ آلِ مُحَمَّد و ارزُقنِي رُؤيَةَ قَائِمِ آلِ مُحَمَّد و اجعَلنِي مِن أَتبَاعِهِ وَ أَشيَاعِهِ و الرَّاضِينَ بِفِعلِهِ بِرَحمَتِكَ يا أَرحَمَ الرَّاحِمِين 👇 @ppt_doa
📖 رمان «جان شیعه، اهل سنت... عاشقانه ای برای مسلمانان» 🖋 قسمت بیست و هفتم آفتاب کمرنگ بندرعباس که دیگر تن نخل‌ها را نمی‌سوزاند، باد خنکی که از سمت خلیج فارس لای شاخه‌ها می‌دوید و خوشه‌های خالی خرما را نوازش می‌داد و بارش‌های گاه و بیگاهی که گرد و غبار را از صورت شهر می‌شست، همه خبر از بالغ شدن کودک زمستان در این خاک گرم می‌داد. روزهای آخرِ دی ماه سال 91 به سرعت سپری می‌شد و چهره بندرعباس را زمستانی‌تر می‌کرد، گرچه زمستانش به اندازه شهرهای دیگر بی‌رحم نبود و با خنکای مطبوعش، مهربان‌ترین زمستان کشور که نه، برای خودش بهاری دلپذیر بود. مادر تصمیم گرفته بود برای نوروز امسال دستی به سرِ خانه قدیمی و البته زیبایمان بکشد تا چهره‌ای تازه به خود بگیرد و اولین قرعه به نام پرده‌ها در آمده و قرار بر این شده بود تا پرده‌های حریر ساده جایشان را به پرده‌های رنگی جدیدتری که تازه مُد شده بود، بدهد. پرده‌ای زیبا که چند روز پیش در بازار پسندیده و سفارش دوختش را داده بودیم، آماده شده و امروز عبدالله رفته بود تا از مغازه تحویل بگیرد. چهار پایه را از زیرزمین بالا آوردم تا وقتی عبدالله باز می‌گردد، همه چیز برای نصب پرده‌های جدید، آماده باشد. مادر از تغییری که قرار بود تا لحظاتی دیگر در خانه‌مان رخ دهد، حسابی سرِ ذوق آمده بود و با نگاهی به قاب شیشه‌ای و قدیمی اتاق نشیمن که تصویری از یک قایق محلی در دریا بود، پیشنهاد داد: «این قاب هم دیگه خیلی کهنه شده، باید عوضش کنیم.» در تأیید حرف مادر، اشاره‌ای به ظرف بلورین تزئینی روی میز کردم و گفتم: «مثل این! از وقتی من بچه بودم این ظرف روی این میز بوده! به جای این یه گلدون تزئینی بذاریم، خونه مون خیلی قشنگ‌تر میشه!» که صدای در حیاط بلند شد و خبر آمدن پرده‌های نو را با خود آورد. عبدالله با چند کیسه بزرگ وارد اتاق شد و با گفتن «چقدر سنگینه!» کیسه‌ها را روی زمین گذاشت. مادر با عجله به سمت کیسه‌ها رفت و همچنانکه دست در کیسه‌ها می‌کرد، گفت: «بجُنبید پرده‌ها رو دربیارید تا بییشتر از این چروک نشده!» با احتیاط پرده‌ها را از کیسه خارج کردیم و مشغول آویختن‌شان شدیم. ساعتی همراه با یک دنیا شادی و حس تازگی به نصب پرده‌ها گذشت. کار که تمام شد، عبدالله چهارپایه را با خود به زیر زمین بُرد و مادر برای ریختن چای به آشپزخانه رفت. همچنانکه نگاهم به پرده‌ها بود، چند قدمی عقب‌تر رفتم تا دید بهتری از این میهمان تازه وارد داشته باشم. پنجره‌های قدی و بزرگ خانه که در دو سمت اتاق قرار می‌گرفت، فرصت خوبی برای طنازی پرده‌ها فراهم کرده بود؛ پرده‌هایی استخوانی رنگ با والان‌هایی مخملی که در زمینه زرشکی رنگشان، طرح‌هایی نقره‌ای رنگ خودنمایی می‌کرد. حالا با نصب این پرده‌های جدید که بخش زیادی از دیوارهای خانه را پوشانده و دامن‌شان تا روی فرش‌های سرخ اتاق کشیده می‌شد، فضای خانه به کلی تغییر کرده بود، به گونه‌ای که خیال می‌کردم خانه، خانه دیگری شده است. مادر با سینی چای به اتاق بازگشت و با گفتن «خیلی قشنگ شده!» رضایت خودش را اعلام کرد. سپس نگاهی به در اتاق که هنوز از رفتن عبدالله باز مانده بود، انداخت و با تعجب پرسید: «عبدالله هنوز برنگشته؟» که عبدالله با چهره‌ای خندان از در وارد شد. در را که پشت سرش بست، با شیطنت پرسیدم: «تو زیر زمین کی رو دیدی انقدر خوشحالی؟!!!» خندید و گفت: «تو زیر زمین که کسی رو ندیدم، ولی تو حیاط مجید رو دیدم!» از شنیدن نام او خنده‌ی روی صورتم، به سرخی گونه‌هایم بدل شد که ساکت سر به زیر انداختم و عبدالله همچنانکه دستش را به سمت سینی چای دراز می‌کرد، ادامه داد: «کلی میوه و شیرینی و گوشت خریده بود.» مادر با دو انگشت قند کوچکی از قندان برداشت و پرسید: «چه خبره؟ مهمون داره؟» عبدالله به نشانه تأیید سر فرو آورد و پاسخ داد: «آره، گفت عموش امروز از تهران میاد دیدنش.» و مادر با گفتن «خُب به سلامتی!» نشان داد دلِ مهربانش از شادی او، به شادی نشسته است. ❤️. I برای مشاهده قسمت های قبل روی👆# بزنید ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 یــڪ صفحـہ قرآטּ بـہ همراـہ ترجمـہ 📖 آیه 38 تا 45 📄 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
4_5766043382140895298.mp3
739.1K
🎙 📄 📖 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
4_5877281179681426549.m4a
4.97M
🎙 📄 امروز 📖 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
AUD-20220528-WA0006.
7M
📖 🎙 حجت الاسلام قرائتی ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
AUD-20220528-WA0007.
5.35M
📖 🎙 حجت الاسلام قرائتی ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای‌عضویت‌ و دسترسی‌ به‌ صوت‌ تمام ادعیه ومناجات‌هادر«ایتا»از👇وارد‌شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
زیارت‌عاشورا۩خلج۩دشتی.mp3
14.76M
🕌 زیارت عاشورا 🎙 با نوای حاج حسن خلج ۩ دشتی لینک دسترسی به 📖 متن 👇 ✅🔝 eitaa.com/ppt_doa/2915 64BitR📀14MB⏰Time=30:39 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای عضویت و دسترسی به صوت تمام ادعیه و مناجات ها در«ایتا»از این👇لینک وارد شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴یه ویدئو حال دل خوب کن! درخواست شهید مدافع حرم سجاد مرادی: هر کسی اذیت نمیشه و پیام منو می شنوه یک روز برا ما نماز بخونه، ممنون میشیم. زیباترین قسمتش اونجاست که میگه: ان شاءالله اونور جبران بکنیم!❤️ شادی روحشان ۱۰۰شاخه گل صلوات و یک ایه الکرسی قرائت بفرمایید هرکس هم تونست براشون نماز قضا بخونه خود شهید فرمودند اون طرف جبران میکنن ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای عضویت و دسترسی به صوت تمام ادعیه و مناجات ها در«ایتا»از این👇لینک وارد شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
18.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 قطب نما 256 امیدآفرینی؛ شاخص ایران دوستی 🔻سال‌های جنگ بود و صدام بالاخره توانسته بود رد موشک‌های ایرانی را بزند. با رایزنی‌هایی که با مسئولان وقت لیبیایی داشت، توانست رأی آنها را عوض کند تا لیبی کمک به ایران را برای شلیک موشک‌ به‌سمت عراق متوقف کند. همین هم شد که سرگرد سلیمان، فرمانده تیم لیبیایی که راهی ایران شده بود از ادامه همکاری سر باز زد. صدام به خیال خام خود میخواست امید ایرانی ها را نا امید کند. دریافت قسمت های دیگر 👇👇👇👇👇👇 🌍 http://eitaa.com/joinchat/2332426259Ca3c165d875