eitaa logo
مسئلهٔ ایران
248 دنبال‌کننده
74 عکس
52 ویدیو
3 فایل
شناسایی، تحلیل و تبیین مسائل ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 فرماندهی رسانه‌ساز، دیپلماسی رسانه‌سوز ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 تهاجم به ایران اسلامی از روز ۹اسفند۱۴۰۴ تا به امروز را می‌توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد: بخش نخست، تهاجم وحشیانه در قالب حملۀ نظامی و بخش دوم، تهاجم موزیانه در قالب آتش‌بس‌. این دو بخش، شباهت‌ها و تفاوت‌های بسیاری دارند و در این متن فقط به یک تفاوت و یک شباهت می‌پردازیم. 🔴 تفاوت این دو دوره این بود که در دورۀ نخست، میدان‌دار واکنش به تهاجم دشمن، نیروهای نظامی شجاع و جان‌برکف بودند و در دورۀ دوم، دیپلمات‌های پُرکار و سخت‌کوش. شباهت هر دو دوره هم، پشتیبانی شگفت‌انگیز مردم از مدافعان ایران با حضور پرشور و پرپیام در خیابان بود. 🔴 اگر از بحث‌های زرد فضای مجازی برای متهم‌کردن نیروهای نظامی به تندروی و نیروهای دیپلماسی به کندروی چشم بپوشیم، باید به نکته‌ای جامعه‌شناختی دربارۀ ارتباط متفاوت فرماندهان و دیپلمات‌ها با مردم توجه کنیم و درس‌هایی از آن بگیریم و برای ادامۀ جنگ از آن بهره ببریم. 🔴 ارتباط فرماندهان نظامی ایران از لحظۀ نخست جنگ با عموم‌ مردم و دعوتشان به حضور در میدان، ارتباطی هماهنگ و هوشمندانه بود و هردو طرف به چنان فهم متقابلی از کنشگری هم رسیده بودند که خواستۀ همدیگر را به‌خوبی درک می‌کردند و نیاز هم را به‌درستی برآورده می‌ساختند. 🔴 اما نقطۀ آغاز این ارتباط پویا و پایا، به کنشگری سخته و سنجیدۀ فرماندهان با مردم باز می‌گشت. آن‌ها در اوج اقتدار در برابر دشمن، فروتنانه دست کمک به‌سوی مردم دراز کردند و حضور مردم را سوخت موشک‌های خود دانستند و خواستۀ خود از مردم را به‌روشنی گفتند: حضور پیوسته و یکپارچه تا پیروزی. 🔴 افزون بر این، فرماندهان به‌طور پیوسته، واقعیت‌های میدان و اهداف و توانمندی‌ها و دستاوردهایشان را با مردم در میان می‌گذاشتند و مردم افزون بر احساس یگانگی با نیروهای نظامی، با فهم دقیق و درست از میدان و با امید و ایمان به نیروهای نظامی، در خیابان حاضر می‌شدند. 🔴 اما از آغاز آتش‌بس، دیپلمات‌ها میدان‌دار دفاع از ایران شدند و ناگهان ارتباط بی‌وقفۀ مدافعان کشور با مردم حاضر در خیابان، به‌شدت دگرگون شد. برخلاف دور نخست، مردم احساس نیازی از سوی دیپلمات‌ها مشاهده نکردند و از واقعیت‌های میدان دیپلماسی بی‌خبر ماندند. طبیعی است در چنین بستری، هر روز پرسش‌ها و تردیدهای بیشتری برای مردم پیش می‌آید و دشمنان بی‌نقاب و بانقاب هم از این خلأ پیش‌آمده، بیشترین بهره را می‌برند. 🔴 این وضعیت، زمانی خطرناک‌تر می‌شود که طرف مقابل، پیوسته با توییت‌ها و مصاحبه‌هایش به افکار عمومی جهان، از جمله ایرانیان، جهت می‌دهد و با گفته‌های ضدونقیضش امکان هرگونه تحلیل روشن و فهم موقعیت را از جامعه می‌گیرد و در این بین، لحظه‌ای هم از تحقیر مردم ایران و توهین به آن‌ها دست برنمی‌دارد و با واکنش اثرگذاری هم روبه‌رو نمی‌شود و عملاً به یکه‌تاز جنگ رسانه‌ای تبدیل می‌شود و به‌راحتی بازارهای مالی را با خود همراه می‌سازد و فشارها و هزینه‌هایش در جنگ را به حداقل می‌رساند. 🔴 با اینکه از دستگاه دیپلماسی انتظار بسیار بیشتری در جنگ رسانه‌ای و مدیریت افکار عمومی نسبت به نیروهای نظامی وجود دارد؛ اما آنچه در واقعیت مشاهده می‌کنیم، متفاوت است. این ناتوانی در کنشگری کارآمد در جنگ روانی و رسانه‌ای با دشمن، کار ما را در دیپلماسی هم بسیار دشوارتر و اقدامات ما را کم‌اثرتر می‌کند و شاید دستاوردهای میدانی نظامی و امکان تبدیل آن‌ها به فرصت‌ها و امتیازهای سیاسی و دیپلماتیک را به حداقل برساند. 🔴 این هدف، به‌کمک مشاوران کارآزموده و کاربلد در حوزه‌های سیاست خارجه، رسانه‌، زبان، روان‌شناسی اجتماعی، اقتصاد و... کاملاً ممکن و دردسترس است؛ اما فرصت چندانی برای جبران این کمبود وجود ندارد و هر لحظه، هزینۀ کمرشکنی برای ایران امروز و آینده برجای می‌گذارد‌. مسئلهٔ ایران
📌 خیابان پشت میز مذاکرات: وقتی مطالبۀ مردم جواب می‌دهد ✅ مهدی حسین‌زاده یزدی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 ایران عزیز، تجربه‌های تلخی از مذاکرات و معاهدات در قرون اخیر دارد. هنوز داغ برخی از عهدنامه‌ها و معاهدات، مانند ترکمنچای و گلستان، بر پیکره ایران باقی ‌است. پس از پیروزی مردم ایران و انقلاب شکوهمندانۀ ایران اسلامی و در دو دهۀ اخیر، سوگمندانه تجربه‌های تلخ دیگری از این جنس رخ داد. خسارت محض برجام نافرجام یکی از تلخ‌ترین خاطرات در حافظۀ جمعی ایرانیان است. البته با حضور مردم و امام‌شان ذره‌ای از خاک سرزمین مادری کم نشد، اما از شتاب پر قدرت به سمت پیشرفت و توسعه، محسوس و قلب‌گداز کاسته شد. 🔴 جریان غرب‌گرا و غرب‌پرست با وعده‌های دروغین و گره‌زدن زندگی مردم و حتی آب‌ خوردن‌شان به دست بیگانه، مسیر توسعه و پیشرفت را به سمت ناکجا آباد هدایت کرد. این جریان به جای صداقت با مردم، مسیر فریب و دورزدن شروط امام شهید انقلاب را پی‌گرفت. آن توانی که بایست صرف امتیاز گرفتن از غرب می‌شد، به خدعه با مردم گذشت و در پایان همه کاستی‌ها و نیرنگ‌ها بر سر فرانچسکو نامی خراب شد؛ دیوارکوتاهی که هیچ‌کس آن را ندید. 🔴 در طول دوران فریب، بودند نخبگانی که از کلاه گشادی که بر سر ملت می‌رفت، می‌گفتند و می‌نوشتند، اما با برچسب‌هایی مثل ضدعقلانیت، ضد توسعه، ضد مردم و ضد رفاه به خشن‌ترین وجه ممکن ترور شخصیت شدند. قرار بود این‌بار کدخدا به جای خدا بنشیند و هر که ضرورت این جایگزینی را منکر شود، جز متحجرِ منجمدِ خشک‌مغز لایق وصف دیگری نباشد. اما به‌مرور صحنه برای مردم روشن شد و آنان این تفکر را از میدان سیاست کنار گذاشتند. 🔴 اما با شهادت آیت‌الله رئیسی، دوباره تفکر غرب‌گرا فرصت تنفس پیدا کرد. دوباره قصه پرغصه مذاکرات و غض‌نظر از تذکرات امام شهید، و دوباره بدعهدی‌ها و این‌بار تجاوز و حمله در میانۀ مذاکرات. شاید این تجاوز ددمنشانه و شهادت مردمان مظلوم این سرزمین کافی بود که بساط مذاکره باشیطان برچیده شود، اما آدرس‌های غلط و تفاسیر نادرست، دوباره مسیر مذاکره را گشود. 🔴 این‌بار هم در میانه مذاکرات تجاوز و حمله صورت گرفت و در روز اول امام شهید انقلاب به همراه دخترکانش در مدرسۀ میناب پرکشید و داغی فراموش‌ناشدنی را تا روزی که ایران و اسلام هست بر دل‌ها به‌جای گذارد. 🔴 با این شهادت عظمی، صحنه برای بسیاری از مردم و نخبگان روشن ‌شد. تازه بسیاری از آنان معنای تذکرات دلسوزانه امام شهیدشان را فهمیدند. روشن شد حتی اگر کارگزاران نظام حسن نیت داشته باشند و حتی از سر خیرخواهی کاری را انجام دهند، این به معنای درستی کار نیست؛ به ویژه اگر مسئولانی باشند که دل در تمنای غرب داشته‌باشند و سعادت و غایت ملت خویش را غربی‌شدن بدانند و غایت روشنفکران‌شان احداث برج خلیفه در وسط تهران باشد. 🔴 این تجربه‌های تلخ و اندوهناک زمینۀ فهم دقیق سخنان حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب را فراهم کرد؛ آنجا که در چهلم امام شهید نوشت: «مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجۀ مذاکرات مؤثر است». مردم دانستند که حسن فاعلی، حسن فعلی نمی‌آورد. باید خود ناظر و شاهد باشند. مذاکره به هر قیمتی صواب نیست. معنای مذاکره، تسلیم و باج‌دادن نیست. امام شهیدشان به آنان آموخت که باید مطالبه‌گر باشند. دانستند که اتحاد و انسجام و وفاق به معنای سکوت و مشاهدۀ سلطه‌پذیری و سقوط و انحطاط نیست. 🔴 باید مطالبه‌گر بود، باید جهادی تبیین کرد و باید مطالبه را به خواست عمومی بدل ساخت. مردم این‌بار خود را نه شاهد مذاکرات که پشت میز مذاکرات می‌دانستند. در شبی که توئیت ناصواب و پرابهام وزیر محترم امور خارجه زده شد، به جای توجیهات بی‌مبنا و همیشگی مطالبه کردند تا جایی که مسئولین محترم دولت سریع اشتباه را تصحیح کردند. قیمت نفتی که با توئیت وزیر نزولی شد، با تصحیح سخنگوی محترم وزارت امور خارجه جان گرفت. 🔴 اما امروز، اقدام آگاهانه و شجاعانه مسئولان و نیروهای مسلح در بستن دوباره تنگه هرمز، نشان داد که به خواست الهی اشتباهات گذشته قرار نیست تکرار شود. البته این مهم شروط دارد و شاید مهم‌ترین آن حضور مردم در خیابان و پشت میز مذاکرات باشد. مسئلهٔ ایران
امروز روز ولادت حضرت معصومه(س) و روز بزرگداشت دختران مسلمان و شجاعی است که الگویشان این بانوی زمان‌آگاه و‌ موقعیت‌شناس و وظیفه‌مدار است. ما در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران مفتخریم به حضور دانشجویی پرورش‌یافته در مکتب سرداری بادانش و شجاع که جانش را در راه اسلام شریف و ایران عزیز فدا کرد. سرکار خانم ریحانه سلیمی ارجمند و بزرگوار، پدر فداکار شما، سردار شهید سرتیپ پاسدار دکتر حسین سلیمی، برگزید امروز را از ملکوت اعلا به شما تبریک بگوید تا راه نورانی پیامبر اسلام(ص) و امیرالمؤمنین(ص) روشن بماند و مردم ایران، ازجمله دختران این سرزمین، بتوانند در امنیت و آرامش راه پیشرفت و تعالی و حرکت در مسیر رسیدن به ظهور را ادامه دهند. ما خود را تمام‌قد، مدیون شهدای عزیزمان و خانوادۀ مکرم ایشان می‌دانیم‌ و در پیروی از راه روشن ایشان، کوتاهی نخواهیم کرد. مسئلهٔ ایران
📌 امروز همان آینده‌ای است که گفته بودند «جهان گفت‌وگوست، نه جهان موشک» ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 سال‌ها پیش، مناقشه‌ای پُردامنه بین بزرگان و عقلای ایران درگرفت که جهان آینده چیست و چگونه باید برای آن آماده شد. یک طرف می‌گفت باید در برابر استعمار تمام‌قد ایستاد؛ چون هزینۀ مقاومت به‌مراتب کمتر از تسلیم است و طرف دیگر بر این باور بود که جهان آینده، جهان گفت‌وگوست، نه جهان موشک. 🔴 در این سال‌ها هرچه دیدم و‌ خواندم، نتوانستم نمونه‌ای در تاریخ جهان پیدا کنم که غربِ استعمارگر، مشکلش با کشوری را با گفت‌وگو حل کرده باشد؛ جز اینکه مستعمرۀ قدیم به مستثمرۀ جدید تبدیل شده باشد. 🔴 پاسخ برخی پرسش‌ها و راه‌حل برخی مسئله‌ها فقط در دست تاریخ است و ما در برابر تاریخ فقط دو انتخاب داریم: یکی اینکه تاریخ را بخوانیم و بدانیم و از آن عبرت بگیریم یا اینکه احساس کنیم تافته‌ای جدابافته‌‌ایم و بیرون از تاریخ ایستاده‌ایم و سرانجام، به عبرت تاریخ تبدیل شویم. 🔴 امروز در همان آینده‌ای که قرار بود جهان گفت‌وگو باشد، نه جهان موشک، چهار سال تلاش برای برجام و پاره‌شدن آن در یک لحظه، سال‌ها حملۀ وحشیانه به یمن، سه سال نسل‌کشی در غزه در سکوت جهانِ اهل گفت‌وگو، چهار سال جنگ روسیه و اوکراین و دو بار تهاجم وحشیانه به ایران در طول ۹ ماه آن هم در بین مذاکره با مهد خودخواندۀ دموکراسی و آزادی جهان را به چشم خود دیدم و در خیابان عکس ده‌ها شهید، از رهبر انقلاب تا فرماندهان سپاه و ارتش را می‌بینم؛ ولی هنوز به‌لطف موشک‌ها و پهپادهای ایرانی و با وجود ضربه‌های سخت بر تن ایران عزیز، خدا را شکر می‌کنم که در فهرست بلند مستثمران غرب استثمارگر نیستم و به عبرت تاریخ تبدیل نشده‌ام. مسئلهٔ ایران
📌 لشکرمان در کتابفروشی زمین‌گیر شد! ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 در کوران جنگ رمضان، به کتابفروشی رفتم تا چند کتاب برای هدیه‌دادن بخرم. بیست سالی می‌شود که مشتری کتابفروشی‌ام و پرسه‌زدن در آنجا و ورق‌زدن کتاب‌ها، برایم لذت‌بخش است؛ اما این بار نه‌تنها لذت نبردم، بلکه با عجله و کلافگی، خریدم را انجام دادم و به‌سرعت از آنجا بیرون زدم. 🔴 من آنجا جوان‌هایی را دیدم که مثل کتاب‌های آنجا بودند یا به همان آدم‌هایی تبدیل شده بودند که در آن کتاب‌ها هستند. در ظاهر و رفتار و روابط، به‌قدری از هم فاصلۀ دور و درازی داشتیم که احساس می‌کردم به زمان یا مکان دیگری پرت شده‌ام و گویا تنها شباهتمان حضور در یک مکان، به‌بهانۀ کتاب بود. 🔴 بخش عمدۀ کتاب‌های علوم انسانی در ایران ترجمه‌اند؛ یعنی به اغلب حوزه‌های علوم انسانی که سری بزنید، به‌سختی کتاب تألیفی قوی و پرفروشی دستتان را می‌گیرد. این نه تحقیر است، نه توهین، توصیفی روشن و مبتنی بر آمار است و در این بین، آنچه برای پژوهشگر اجتماعی مهم است، پیامدهای اجتماعی این واقعیت است. 🔴 دین، عرفان، فلسفه، علوم اجتماعی، علوم سیاسی، روان‌شناسی، ادبیات و... قرار است مستقیم و غیرمستقیم به ما بگویند انسان کیست، جهان چیست و این انسان باید با خودش و جهان اطرافش، چه ارتباطی برقرار کند. این‌ها مهم‌ترین موضوع‌ها و مسئله‌ها و پرسش‌های انسان‌اند و سرنوشت هر انسان و جامعه‌ای را رقم می‌زنند. 🔴 عجیب اینکه ما دقیقاً در پاسخ به همین پرسش‌ها و مسئله‌ها با تمدن غرب در ستیزیم؛ اما در همین حوزه هم به واردکننده از غرب تبدیل شده‌ایم و بعد، از اینکه بخش درخورتوجهی از جامعه، در حمله به ایران اسلامی یا دیگر عرصه‌های مشابه، سکوت و گوشه‌نشینی یا موضع مخالف برگزیده‌اند، تعجب می‌کنیم‌. انسان پرورش‌یافته با دین و عرفان و فلسفه و علوم انسانی و... واردشده از غرب چرا باید در برابر غرب بایستد؟ او متعجب است که مشکل ما با غرب چیست و چرا ما در دنیای امروز، ساز مخالف می‌زنیم‌! 🔴 من هرگز باور ندارم هرآنچه از غرب می‌آید، نجس است و باید راه‌های علم و اندیشه را ببندیم و درهای ترجمه را تخته کنیم. من فقط دو نکته می‌گویم: یکی اینکه در برابر درهای گشوده بر روی ترجمه، باید دست‌های گشاده برای تألیف هم‌وزن و هم‌قد ترجمه‌ها هم باشد و دیگر اینکه درحال‌حاضر، باید این وضعیت را به‌عنوان واقعیت اجتماعی‌فرهنگی اثرگذار ببینیم و بپذیریم و در تحلیل‌هایمان نقش آن را به‌اشتباه به عوامل دیگر نسبت ندهیم تا بتوانیم به‌درستی تحلیل و تبیین و چاره‌‌اندیشی کنیم. 🔴 شاید برخی این نوشته را به تحلیل‌ تک‌عاملی پدیده‌ای اجتماعی یا بزرگنمایی نقش و سهم کتابخوانی در جامعه متهم سازند‌. پاسخ نقد نخست اینکه بررسی یک عامل، به معنای نفی عوامل دیگر نیست و پاسخ نقد دوم هم اینکه شاید تیراژ کتاب و جمعیت کتابخوان ما، متناسب با جمعیت ایران بسیار کم باشد؛ اما باید به این نکته توجه کنیم که اندیشه‌ها به‌شدت سرایت‌پذیرند و لازم نیست همۀ مردم کتابی را خوانده باشند تا از محتوای آن تأثیر بپذیرند. در اینجا باید به نقش پُررنگ افراد اثرگذار در جامعه و بهره‌بردن از شبکه‌های اجتماعی در جهان امروز توجه کنیم؛ به‌ویژه وقتی سیلاب ترجمه چندین دهه ادامه داشته است. مسئلهٔ ایران
📌 چو جنگ‌آوری با کسی بر ستیز که از وی گزیرت بُوَد یا گریز ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 این روزها همه می‌کوشیم از زاویه‌ای نو به جنگ بنگریم و به‌شکلی تازه‌تر آن را بفهمیم و تحلیل کنیم. روز ۱اردیبهشت، روز بزرگداشت عالیجناب سعدی و بهانۀ مناسبی است تا از دیدگاه او هم نگاه کوتاهی به جنگ بیندازیم. 🔴 شاید این بیت، سیاسی‌ترین سرودۀ عالی‌جناب سعدی باشد.؛ البته به این بیت از وجوه گوناگون فلسفۀ اخلاق و فلسفۀ سیاسی و... هم می‌توان نگریست و اندیشمندان، بیشتر از زاویۀ فلسفۀ اخلاق آن را بررسی کرده‌اند و کوشیده‌اند به این پرسش‌ها پاسخ دهند که این توصیه تا چه اندازه اخلاقی است و عمل به آن، چه پیامدهایی در پی دارد؛ اما اینجا می‌کوشیم از زاویۀ دیگری به آن بنگریم. 🔴 در ایران اسلامی‌مان شاعران طرازاول، مانند سعدی، حافظ، مولانا، فردوسی، عطار، خیام و نظامی را حکیم می‌خوانند. از دیرباز، معناهای بسیاری برای حکمت برشمرده‌اند، ازجمله سرانجام‌اندیشی و فرجام‌بینی در کارها، یعنی در هر کاری توجه انسان را از اینجا و اکنون به سرانجام و عاقبت امر سوق دهد و بکوشد براساس آن، برای انجام‌دادن و‌ چگونه‌ انجام‌دادن آن تصمیم بگیرد. ده‌ها تعریف دیگر هم از حکمت آورده‌اند که از آن‌ها چشم می‌پوشیم. 🔴 براساس این تعریف از حکمت، آموزۀ «چو جنگ‌آوری با کسی بر ستیز / که از وی گزیرت بود یا گریز» نمونۀ آشکار و کاملی از حکمت، آن هم در کاری است که شاید در نگاه نخست، ارتباط چندانی با حکمت نداشته باشد: جنگ‌. اما حکیم به همۀ عالَم حکیمانه می‌نگرد و دستاورد آن را با مردم در میان می‌گذارد و در این بین، استثنایی قائل نمی‌شود؛ پس در جنگ‌آوری هم سرانجام‌اندیش است و فرجام‌بین. 🔴 فرهنگِ حکیم‌پروری و حکمت‌آفرینی، چندان فرهنگ فراگیری در جهان نیست و بسیاری از فرهنگ‌ها بهرۀ چندانی از آن نبرده‌اند؛ به‌ویژه فرهنگی که خشت اولش با تجاوز به سرزمینی دیگر و نسل‌کشی بومیان آن گذاشته شده است و در تاریخِ سراسر استعمار و استثمارش جز حمله و قتل‌عام به چشم نمی‌خورد. طبیعی است که چنین فرهنگی نمی‌تواند بهرۀ چندانی از حکمت برده باشد. 🔴 این فرهنگِ زورمدار و ظاهربین، بارها در طول تاریخش جنگ‌هایی را آغاز کرده است که سرانجام، نه «گزیری» داشته است و نه «گریزی» و در گردابِ بی‌آبرویی ناگزیری و ناگریزی غرق شده و گویا دوباره هم دست به چنین خطایی زده و نه راه گزیری برایش باقی مانده، نه راه گریزی. نه می‌تواند با وجود آسیب‌های جانی (جبران‌ناپذیر) و مالی (جبران‌پذیری) بزرگی که به ایران وارد کرده است، ادعای «گزیر» (پیروزی) کند، نه می‌تواند بدون چنین دستاوردی بگریزد؛ چون تحفه‌ای جز بی‌آبرویی با خود نمی‌برد. 🔴 در این بین اما ایران با وجود این همه آسیبِ جبران‌پذیر و جبران‌ناپذیر، گویا از نگاه بخش بزرگی از افکار عمومی جهان، اگر برندۀ جنگ نباشد، بازندۀ جنگ نیست و شاید این وضعیت را در کنار هزار علت و عامل دیگر، بتوان به رویکرد سخته و سنجیده به جنگ، در طول چند دهۀ گذشته و چند ماه اخیر، نسبت داد که توانست تهاجمی وحشیانه به خود برای دست‌یافتن به دستاوردهایی سریع و سترگ را به شطرنجی زیرکانه و هوشمندانه تبدیل سازد! البته با نگاهی تمدنی و فرهنگی به دو سوی این جنگ، انتظاری جز این هم نباید داشت! مسئلهٔ ایران
💢 توسعه کشور در گرو ادامه مقاومت 🔰نشست تحلیلی با حضور اساتید برتر دانشگاه های کشور در عرصه های فنی، اقتصادی، اجتماعی، بین‌الملل نگاهی به مسیر پیشرفت ایران در تلاطم جنگ 🔸با حضور: دکتر شاهین آخوندزاده معاونت فناوری وزارت بهداشت دکتر حسن حدادپور هیئت علمی مهندسی هوافضا شریف دکتر منوچهر وزیری هیئت علمی مهندسی عمران دانشگاه شریف دکتر بیژن وثوقی وحدت هیئت علمی برق و کامپیوتر دانشگاه شریف دکتر سید هاشم اورعی هیئت علمی برق دانشگاه شریف دکتر مهدی حسین‌زاده یزدی هیئت علمی علوم اجتماعی دانشگاه تهران 📆زمان: پنجشنبه ۳ اردیبهشت. ساعت ۹-۱۲ 📌مکان: دانشگاه شریف، سالن کنفرانس دانشکده مکانیک جهت حضور در برنامه به شناسه زیر پیام دهید: @alihakimi_ir 🔰قرارگاه جنگ ادوار تشکل‌های دانشجویی 💢@advarbasij مسئلهٔ ایران
📌 کارگزارانِ تسلیم‌سازِ فرصت‌سوز ✅ مهدی حسین‌زاده یزدی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 در دو سدۀ اخیر و بیشتر بعد از شکست ایران در جنگ‌های ایران و روس «عقب‌ماندگی ایران» برای بسیاری از اندیشمندان و روشنفکران مطرح شد. از همان ابتدا کسانی بودند که «علاج» را در غربی‌شدن ایران می‌دیدند. 🔴 یکی از مشهورترین این افراد، سید حسن تقی‌زاده است که در تاریخ تفکر ایران معاصر به عنوان پرچم‌دار جریان غرب‌گرایی مطلق یا به تعبیر خود او، فرنگی‌مآبی مطرح می‌شود. در خطابۀ «اخذ تمدن خارجی» که در مجموعه «مقالات تقی‌زاده» چاپ شده است، به صراحت می‌گوید «*اولین نارنجک تسلیم به تمدن فرنگی را در چهل سال قبل بی‌پروا انداختم*.» او که ترقی و توسعه ایران را دغدغۀ خویش می‌دانست، علت العلل عقب‌ماندگی ایرانیان را «تعصب ضدغربی» عنوان می‌کند. به تعبیری، راه‌حل غربی‌شدن است از فرق سر تا نوک پا. 🔴 دیدگاه تقی‌زاده درباره ترقی و توسعه را می‌توان در مکاتب مختلف توسعه، ذیل عنوان مکتب «نوسازی» یا «مدرنیزاسیون» مطرح کرد. این مکتب که از دهۀ 1950 به بعد در نوشته‌های توسعه مطرح شد، بر این باور است که کشورهای گوناگون برای توسعه باید در همان مسیر کشورهای غربی حرکت کنند و ارزش‌های غربی را جایگزین ارزش‌های خویش سازند. از جمله بزرگان این مکتب می‌توان به مک کله‌لند، اینکلس، بلا و لیپست اشاره کرد. 🔴 به این مکتب، نقدهای متعدد علمی و سیاسی وارد شده است؛ از جمله اینکه، برخی آن را به مثابۀ ایدئولوژی جنگ سرد می‌دانند که در واقع، دخالت‌های آمریکا در کشورهای جهان سوم را توجیه می‌کند. دیگرانی بر این باورند که مکتب نوسازی با تمرکز بر عوامل داخلی، مانند ارزش‌های سنتی، توجه را از دقت بر عوامل خارجی، مانند استعمار و نظام سلطه و ماهیت نظام بین‌الملل بر می‌دارد. این نقدها تا آنجا پیش رفت که متفکران این مکتب در دهۀ 1970 به مرور مکتب «نوسازی مدرن» را مطرح کردند. 🔴 با توجه به این مطالب، سوگمندانه باید گفت که در میان کارگزاران جمهوری اسلامی ایران، اندک مؤثرانی هستند که هنوز تفکرات‌شان بر خلاف پوشش و سبک‌زندگی‌شان، در دهۀ1950 مانده‌است. آنان را می‌توان امتداد فکری تقی‌زاده‌ها در جمهوری اسلامی دانست. آنان نیز، مانند تقی‌زاده، «*نارنجک تسلیم به تمدن فرنگی را در این چهل و هفت سال بی‌پروا انداختند*.» اما از آنجا که آرمان‌های انقلاب اسلامی با دوران طاغوت تفاوت‌های بنیادین دارد، نارنجک آنان با نارنجک امثال تقی‌زاده‌ها فرق دارد. 🔴 نارنجک‌ آنان بیشتر از جنس تسلیم‌سازی است؛ به این معنا که آنان از یک سو، در مراکز تصمیم‌ساز، صحنه را به گونه‌ای گزارش و داده‌ها را به‌گونه‌ای برساخت می‌کنند که چاره‌ای جز تسلیم برای حتی مسئولان خدمتگذارِ انقلابی باقی نماند. این داده‌ها و گزارش‌ها، زمانی که با علم رنگ‌آمیزی می‌شود، تأثیری دوچندان پیدا می‌کند. از سوی دیگر، آنان با رسانه‌هایی که در اختیار دارند، به گونه‌ای دل‌های مردم و مومنان را خالی می‌کنند که علاج را تنها در «تسلیم‌شدن وطن» بدانند. این دیدگاه تسلیم‌ساز، فرصت پیروزی را از مردمان سرزمین مادری می‌گیرد؛ پس فرصت‌سوز است. البته، در این میان «نفوذ» قصه پر غصه دیگری است. 🔴 با توجه به این مهم، بر همۀ کسانی که دل در گرو انقلاب اسلامی و آرمان‌های متعالی آن دارند، فرض است تا اولاً، تاجای ممکن داده‌ها و گزارش‌های مختلف را رصد کنند و برای مسئولان و تصمیم‌گیران واقعیت را روشن سازند. کشیدن گزارش‌های غیر محرمانه و غیر جنجالی، به ساحت عمومی و نقد آن در این راستا اهمیت دوچندان می‌یابد. ثانیاً، با حضور در میان مردم و کنش‌گری در رسانه، واقعیت را برای مردم تشریح کنند و اجازه ندهند که فرصت‌هایی که به برکت خون هزاران شهید و امام شهید انقلاب و پایداری مردمان سرزمین مادری فراهم شده، از دست برود. مسئله ایران
‌در ایران ما تندرو و میانه‌رو وجود ندارد. همهٔ ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک ملت، یک رهبر و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان. مسئلهٔ ایران
📢 فوری 🔴 با تسلیت شهادت قائد عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس سره الشریف ) و سایر شهدای جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی. 🔻 باتوجه به شرایط خاص کشور، مهلت ارسال مقاله تا ۳۰مردادماه ۱۴۰۵ تمدید شد. 🔺به خواست الهی همایش در پاییز ۱۴۰۵ برگزار می‌شود. تاریخ دقیق آن اطلاع‌رسانی می‌شود. . با آرزوی توفیق الهی و پیروزی ایران و ایرانی و رزمندگان جبهه مقاومت‌اسلامی ✅ دبیرخانه همایش ایران آینده؛ از علم تا اقتدار ♻️ Fi1.iust.ac.ir مسئلهٔ ایران
📌 برای رهبر، رئیسی باشیم ✅ مهدی حسین‌زاده یزدی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 اردیبهشت‌ماه، حال‌وهوای شهید مظلوم آیت‌الله دکتر ابراهیم رئیسی قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه را دارد. در این ماه، اذهان بیشتر معطوف او می‌شود. شهید رئیسی، برگ زرینی در تاریخ پر افتخار علمای بزرگ تشیع بود که مانند شهید اول، شهید ثانی، شهید امام خامنه‌ای، شهید محمدباقرصدر، شهید بهشتی و شهید مطهری با خون خود، حقانیت مسیرعدالت‌طلبانه و استکبارستیزِ خویش را امضا کرد. ویژگی‌های برجستهٔ او مانند، مردم‌داری، مردم‌مداری، مردم‌دوستی، فهمِ دینی و علمی، پاک‌دستی، صداقت، پرکاری و خستگی‌ناپذیری، امیدواری به آینده، بردباری و صبوری، فداکاری و ایثار، زهد و معنویت و ... از او شخصیتی کم‌نظیر ساخته بود. 🔴 دربارهٔ هر یک از این صفاتِ او، بسیار می‌توان نوشت. اما به نظر می‌رسد برجسته‌ترین خصوصیت وی، در میان انبوهی از ویژگی‌های درخشان، ولایت‌پذیری است. شهید رئیسی به راستی «مطیع لامر مولاه» بود. این مهم را نمی‌توان از منظری سکولاریستی یا لیبرالیستی فهمید و تبیین کرد. از چنین منظرهایی، این مفهوم، به تعبیر ویتگنشتاینی، بی‌معناست. باید الهیات شیعی را فهم کرد تا در منظومهٔ فکری تشیع آن را جایابی کرد و معنای آن را دانست. 🔴 «مطیع لامر مولاه» دارای مراتب و درجاتی است که نیل به عالی‌ترین سطح آن، شرایطی را می‌طلبد که دست‌یافتن به آن کار هر کسی نیست. لازمهٔ اطاعت از ولی، در گام نخست، شناخت دقیق و درست خواست و فرمان ولی است. در گام بعد، حرکت در مسیر تحقق فرمان و خواست او است. هرچند این فرایند در مقام توصیف، بسیط و ساده می‌نماید، اما در مقام تحقق عینی، با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو است تا جایی که برخی از بزرگان و سالکانِ این عرصه، در مواجهه با دشواری‌های فرمان، دچار لغزش و تردید شده‌اند. 🔴 اطاعت از مولا، در همه حال، مسیری آسان و بی‌چالش نیست. در برخی منازل، گاهی باید اسماعیل قربانی شود. زمانی سالک باید از آبرو و حیثیت اجتماعی خود بگذرد و تعلقات نفسانی را زیر پا بگذارد. این بالاوپایین‌ها نشان می‌دهد که اطاعتِ کامل، فراتر از یک رفتار ظاهری، به بازسازیِ بنیادینِ نظامِ ارزشی و عبور از تمنیات فردی وابسته است. 🔴 چون‌وچرا در مقام اطاعت، دور زدن و به تعبیری، پیچاندن فرمان ولی و هزینه‌ ندادن در راه تحقق فرمان او، به‌گونه‌ای سرپیچی از ولی است. ویژگی شهید رئیسی آن بود که در مقام اطاعت فرمان مولا، اسماعیلِ آبرو را ذبح کرد تا جایی که امام شهید درباره او فرمود: « دلم سوخت؛ دلم برای رئیسی سوخت؛ اینها در زمان حیات او حاضر نبودند یک کلمه از این حرفها را بگویند؛ در زمان حیات او این برجستگی‌ها را می‌دیدند امّا کتمان می‌کردند، بلکه عکس آن را می‌گفتند و او را می‌آزردند.» 🔴 شهید رئیسی در مقابل انبوهی از تهمت‌ها، تحقیرها، تمسخرها، کنایه‌ها و بدهنی‌ها، تنها سکوت کرد. ایشان جمله‌ای قلب‌سوز دارد: «خسته نشدید از این همه تهمت زدن و اهانت کردن! شما در محضر خدا هستید. قبل از هر کس. اگر مشکلات مردم با اهانت به من حل می‌شود، اشکال ندارد.» درباره اختلافی که پای آبروی او و دولتش در میان بود، در آخرین جلسه هیئت دولت گفت: « پیمان خودم هست با خداوند متعال که من خلاف خواست رهبری که عبارت باشد از طرح کردن موضوعی که در آن زمینه اختلاف قوا باشد، من مطرح نکردم تاکنون و مطرح هم نخواهم کرد.» 🔴 فشار بر روی او و دولتمردانش بسیار بود. چند روز قبل از شهادش فریاد زد: « ... می‌گویم که آخر فلانی تو قرار است ادعا بکنی که من انقلابیم، درصورتی که تو هم به حرف آقا گوش ندی، دیگری هم این طور، آخر پس فرق تو و دیگری چیست؟ مگر قضیه ادعا کردن است؟ اتفاقاً همین جا جای امتحان است، همین‌جا جای آزمون است ... لذا من مطرح نمی‌کنم، بنای من بر این نیست که چنین چیزی را این طوری مطرح کنم، چیزی که بوی اختلاف از آن بیاید.» شهید رئیسی حجت را بر همه کسانی که ادعای ولایت‌مداری دارند، تمام کرد. 🔴 در این میان، مهم آن است که خواست ولی در جامعه محقق شود؛ این خواست، بسته به بافت موقعیتی، گاهی با سکوت، جامهٔ تحقق می‌پوشد و زمانی با فریاد. در برخی بزنگاه‌ها، برای عینیت‌بخشی به خواست ولی، لازم است که از فریاد به‌مثابهٔ کنشی سیاسی استفاده شود؛ هر چند لازمهٔ آن، گذشت از حیثیت و آبروی شخصی باشد. 🔴 اکنون، در این زمانهٔ پرآشوب، میزان آمادگی مدعیان ولایت‌مداری برای تجسم عینیِ الگویی همچون «شهید آیت‌الله دکتر رئیسی» تا چه حد است؟ به راستی، آنان که ادعای ولایت‌مداری دارند، تا چه میزان حاضرند که شهید رئیسیِ آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب باشند؟ مسئلهٔ ایران
📌 نظریۀ «توسعۀ گاو شیرده» از مبدع نظریۀ کورتکس ایرانی‌ها/اروپایی‌ها ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 «مناقشۀ اتمی ایران، بیست سال است با ایجاد بی‌ثباتی مستمر، آب را بر روی بذر توسعۀ ایران بسته است.» این نخستین جملۀ یادداشت سراسر مغالطه‌آمیز دکتر محسن رنانی با عنوان «چگونه غنی‌سازی ما را در علم هسته‌ای و اقتصاد فقیر کرد؟» است که گویا در سال ۱۴۰۱ منتشر شده است؛ اما امروز در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود. بسیاری دکتر رنانی را با ایده‌اش دربارۀ ضخیم‌تر بودن کورتکس اروپایی‌های نسبت به ایرانی‌ها و نقش آن در توسعه‌یافتگی اروپایی‌ها می‌شناسند و این یادداشت ایشان نیز در همان سطح است! 🔴 با خواندن این یادداشت، احساس می‌کنید نویسنده، ناگهان در میانۀ میدان نبردی که چند دهه پیش، آغاز شده است، فرود آمده و بی‌خبر از گذشتۀ این نبرد و بی‌توجه به اینکه آغازکنندۀ این نبرد کدام طرف بوده و کدام طرف در پی دخالت در همۀ کشورهاست، پشت به دشمن و رو به نیروهای خودی ایستاده است و با متهم‌کردن نیروهای خودی، نبرد را چنین تحلیل می‌کند: 🔴 علت اصلی وضع امروز ما این است که شما نمی‌خواهید مستعمرۀ غرب باشید و می‌خواهید از حقوق قانونی‌‌تان استفاده کنید. اگر مستعمره می‌شدید، دشمن مجبور نبود به شما حمله کند. شما او را تحریک کردید که حمله کند. اگر قول می‌دادید که ادعای استقلال نداشته باشید، او کاری با ما نداشت و ما می‌توانستیم توسعه (!) پیدا کنیم. مانع اصلی توسعه، مستعمره‌نشدن است. هنوز هم دیر نشده و می‌توانید با تعهددادن به آمریکا و اروپا و اسرائیل، توسعه پیدا کنید و راهی جز این هم برای توسعه وجود ندارد. تکنولوژی انرژی هسته‌ای ایرانی هم هیچ ارزش علمی ندارد و ازنظر تکنولوژیک در سطح پراید است‌. 🔴 جان کلام دکتر رنانی را من با حذف مغالطه‌های موجود در یادداشت ایشان عرض کردم. وقتی متن را می‌خوانید، احساس می‌کنید نویسنده، لحظه‌ای تاریخ نخوانده و ذره‌ای استعمار را نمی‌شناسد و سر سوزنی با غرب مدرن و رابطۀ استعماری‌اش با جهان آشنایی ندارد. نتیجه این می‌شود که مقصر تحریم‌ها، ایران است و مانع اصلی توسعه‌نیافتگی ایران، به‌زعم نویسنده، همین تحریم‌ها. 🔴 مسئلۀ ایران با غرب، مسئلۀ دو تمدن با دو پارادایم متعارض است و فروکاستن آن، به موضوع هسته‌ای و سپس متهم‌کردن ایران و پیشنهاد تعلیق چندده‌ساله برای حل مشکل و انحصار توسعۀ ایران به ارتباط ملتمسانه با غرب، به‌قدری مغالطه‌‌آمیز و ساده‌‌لوحانه است که شرح آن کاری است سهل و ممتنع. 🔴 اگر تنها مشکل غرب با ایران، انرژی هسته‌ای قانونی است، پس علت تحریم‌های پیش از پروژۀ هسته‌ای ایران چه بود؟ علت برطرف‌نشدن تحریم‌ها پس از برجام چه بود؟ جالب‌تر اینکه خطای راهبردی پیشنهاد دکتر رنانی را تاریخ به‌خوبی نشان داد، آنجا که پس از برجام، نه‌تنها تحریم‌ها برداشته نشد، بلکه غرب در پی برجام‌های بعدی در موشکی و... بود. اگر سیل ویرانگر برجام‌ها ادامه پیدا کرده بود، امروز در مقابل تهاجم وحشیانه به ایران باید با کوهی از توافق‌های پاره‌شده از خود دفاع می‌کردیم؛ چون همۀ توانمندی‌هایمان، از جمله صنعت موشکی را با همین منطق دکتر رنانی برای خوش‌آمد غرب تا چند دهه تعلیق کرده بودیم! 🔴 باید از نویسنده بپرسیم اگر این صنعت هسته‌ای تا به این اندازه کهنه و بی‌خاصیت است که در مغالطه‌ای مضحک، با پراید مقایسه شده است، چرا دشمنان ایران دست سر آن برنمی‌دارند؟ در جنگ خرداد مدعی شدند صنعت هسته‌ای ایران تمام شد و بعد دوباره نشستند سر میز مذاکره برای صنعت هسته‌ایِ تمام‌شده و برای بار دوم در جنگ رمضان به آن حمله کردند و نیمه‌شب برای سرقت انبار پرایدها (اورانیوم‌های غنی‌شده) به ایران یورش بردند. من اگر جای دکتر رنانی بودم، دست‌کم پس از این جنگ، همۀ نسخه‌های آن کتاب را می‌سوزاندم و اصلاحیه‌ای بر این یادداشت می‌نوشتم. 🔴 بُعد دیگری از ساده‌‌لوحی این تحلیل، بی‌توجهی به موقعیت ژئوپلیتیک ایران است. گویا نویسنده از وجود غده‌ای سرطانی به نام اسرائیل بی‌خبر است که هر لحظه در پی متاستاز به کل خاورمیانه است. زمانی غرب‌پرستان در ایران، این گزاره‌ها دربارۀ اهداف اسرائیل را توهم توطئه می‌خواندند و حتی ایران را مقصر تجاوزهای اسرائیل در منطقه می‌دانستند؛ اما امروز که اسرائیلی‌ها از طرح‌هایشان برای تسخیر خاورمیانه پیش از وجود جمهوری اسلامی پرده برداشته‌اند، صدایی از غرب‌پرستان ایرانی بلند نمی‌شود! 🔴 نظریه‌پردازان و سیاستمداران ترس و تسلیم در ایران، فقط یک تعریف از توسعه می‌دانند، آن هم توسعۀ گاو شیرده است که الگوی موفق آن در شنزارهای خلیج فارس اجرا شده و غرب‌پرستاران ایرانی هم رویای آن را در سر می‌پرورانند و تنها راه دست‌یافتن به آن هم «دیپلماسی دریوزگی» است. مسئلهٔ ایران