eitaa logo
مسئلهٔ ایران
248 دنبال‌کننده
74 عکس
52 ویدیو
3 فایل
شناسایی، تحلیل و تبیین مسائل ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 مواظب منتظریِ درون‌مان باشیم ✅ مهدی حسین‌زاده یزدی دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 با نام آقای منتظری بیشتر در نماز جمعه‌ها و در شعارهای مردم آشنا شدم: «قائم‌مقام رهبری، آیت حق منتظری». سابقۀ مبارزاتی او در دوران ستم‌شاهی، شأن فقاهتی و علمی‌، شاگردی حضرت امام، هم‌درسی و هم‌حجره‌ای شهید مطهری و عباراتی که امام امت خمینی کبیر قدس‌الله نفسه الزکیه دربارۀ او به‌کار برد، نویدی از آینده‌ای درخشان برای وی می‌داد. اما از آنجا که آدمی موجودی مختار است و در هر لحظه می‌تواند، مسیرش را انتخاب کند و از سوی دیگر، خداوند به هیچ‌‌بنده‌ای ضمانت نداده که همیشه بر سبیل حق باشد و آدمی همیشه در معرض ابتلا و امتحان است، او راه دیگری برگزید. 🔴 با همه سفیدشویی‌هایی که مخصوصاً در این اواخر از او شد، مختصر آشنایی با فضای سیاسی کشور کافی بود که پی‌ببریم او چگونه دلِ امام امت را به معنای واقعی کلمه، خون کرد. 🔴 اما با این حال، بعد از رحلت امام کبیر انقلاب، و کشفِ امام شهید انقلاب از سوی مجلس خبرگان، آقای منتظری در اقدامی تحسین‌برانگیز، در پیامی با امام شهید بیعت کرد: « ... از خداوند قادر متعال مسئلت می‌نمایم جنابعالی را كه فردی لایق و متعهد و دلسوز و در دوران مبارزات و انقلاب تجربه‌ها آموخته و همواره مورد حمایت رهبر بزرگ انقلاب بوده‌اید، در انجام مسئولیت خطیر رهبری كه مجلس خبرگان به جنابعالی محول نموده است، یاری نماید تا انشاءالله موفق شوید به كشور و به ملت مسلمان ایران كه در راه تحقق اهداف و آرمان‌های انقلاب این همه گذشت و فداكاری از خود نشان داده و با همه وجود در صحنه انقلاب باقی است خدمات شایسته و سازنده‌ای انجام دهید و با حفظ سیاست نه شرقی و نه غربی در تقویت كشور و پیشبرد مبانی و موازین شرع مبین كوشش فرمایید و دشمنان خارجی و داخلی اسلام و كشور را از هر جهت ناامید و مایوس نمایید ...». 🔴 با این پیام، خیلی از بزرگان او را ستودند و از عاقب‌بخیری او سخن به میان آورند. برخی به حالش غبطه خوردند که از این امتحان الهی سربلند بیرون آمد. البته که این بیعت مسرت‌بخش بود. یکی از مبارزان بزرگ انقلاب و از بزرگان نظام و از یاران نخستین امام امت از قطار انقلاب پیاده نشد و با موضعی انقلابی به بقای میراث خمینی کبیر کمک کرد. اما در این میان نگرانی هم وجود داشت: آیا آقای منتظری بر بیعت خود باقی می‌ماند؟ آیا او را توان التزام به این پیمان هست؟ 🔴 علتِ حدوث، نمی‌تواند بقا را تضمین کند. با توجه به الهیات سیاسی تشیع، بیعت با ولی، هرچند ارزشمند است، اما بقای بر آن ارزشمندتر و البته گاهی بسیار دشوارتر است. شیطان همیشه با آدمی است. مهم نیست که فرد، مرجع تقلید، آیت‌الله، پروفسور، سردار، امیر و ... باشد یا یک عامیِّ بدون فکر و تحلیل. شیطان برای هر کسی، بسته به جایگاهش تور خود را پهن می‌کند. گاهی سن‌وسال، گاهی سابقه، گاهی تخصص و ... ابزار فریب شیطان می‌شود. باب توجیه هم به وسعت عالَم، پَهن است. 🔴 تاریخ، پر است از کسانی که با توهم فهم بیشتر، سابقه مبارزاتی طولانی‌تر حضور بیشتر در جبهه و ... در مقابل ولی ایستادند. جنس بهانه‌‌ها هم تقریباً مشخص است: اگر اول کار باشد، با بهانه‌هایی این‌گونه: هنوز اول کار است، هنوز روی کار سوار نشده، تصمیم پخته نیست و ... و اگر بعد از گذشت زمان باشد، با بهانه‌هایی این‌چنین: او عوض شده، قبلاً این‌گونه نبود، دوره‌اش کردند، برایش تصمیم‌سازی می‌کنند، داده‌های نادرست دارد؛ جان کلام آنکه، من بلدم و او بلد نیست، من می‌فهمم و او نمی‌فهمد، اگر برای من تصمیم‌سازی شود، تشخیص می‌دهم و او نمی‌دهد و ... 🔴 در اندیشه شیعی، می‌توان به ولیِ خدا مشورت داد، او را در انتخاب مسیر کمک کرد و شرایط بهترین انتخاب را برایش فراهم کرد. اما با هیچ توجیه و بهانه‌ای و در هیچ زمان و مکانی نمی‌توان در مقابل تصمیم او ایستاد. نمی‌توان از فرمان او سرپیچی و نمی‌توان در مقابل نصِ او، اجتهاد کرد. 🔴 هر یک از ما، صرف‌نظر از جایگاه اجتماعی، پایگاه اقتصادی و شأن سیاسی و نیز بزرگ و کوچک‌مان و از خواص و عوام‌‌بودن‌مان، استعداد یک منتظری‌شدن و حتی به مراتب نازل‌تر شدن را داریم. همه ما در معرض این امتحان هستیم که روزی یک منتظری شویم. خداوند به عاقبت‌بخیری هیچ‌یک از ما ضمانتی نداده‌است. باید به خودمان مدام هشدار دهیم. نفس اماره همیشه در کمین است. باید مطالعهٔ آقای منتظری همواره به‌مثابه یک عبرت در برابر دیدگان‌مان باشد. باید بدانیم و بیش از همه نگارنده این سطور که هیچ‌یک از عناوین، مقامات یا مناصب ظاهری، ضامن عاقبت‌بخیری ما نیست. مسئلهٔ ایران
💬 صاحبان کسب و کارهای آسیب‌دیده تا حدّ ممکن از چه در واحدهای تولیدی و چه واحدهای خدماتی اجتناب نمایند و البته دولت محترم هم در حدّ مقدور از این عملِ خیرخواهانه حمایت نماید. | ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ 📲 @rahbar_enghelab_ir
📌 زندگی در عیش، کشتن در خوشی ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 یکی از ویژگی‌های برجستۀ تمدن غرب، قوم‌مداری است. اگر قصد پی‌گرفتن این ویژگی تا عصر باستان را نداشته باشیم و نخواهیم در آثار و اندیشه‌های فیلسوفان برجستۀ یونان و رسوم‌ رم باستان پیش برویم و فقط تا مدرنیته و عصر روشنگری به عقب باز گردیم، براساس توصیف کتاب‌های غربی از این دوره، قوم‌مداری یکی از ویژگی‌های اصلی این دوره به حساب می‌آید. 🔴 عصر روشنگری، آغاز دگرگونی‌‌های بنیادین در عرصه‌های علمی، اجتماعی، سیاسی، فلسفی و... جامعۀ اروپایی و سرمستی این جامعه از این پیشرفت‌ها بود. جالب اینکه این عصر با وجود ادعای باور به اصالت عقل و برابری افراد نوع بشر به‌دلیل بهره‌مندی برابر از قوۀ عقل، زمینه‌هایی تازه برای قوم‌مداری و خودبرتربینی فراهم آورد؛ البته در قالب مفاهیمی نو و با ظاهری فریب‌کارانه: پیشرفته/عقب‌مانده، سنتی/مدرن، دموکراتیک/غیردموکراتیک، آزاد/غیرآزاد و... . 🔴 این نگاهِ قوم‌مدارانه به دیگر جوامع به‌روشنی در شکل‌گیری علوم مدرن هم بازتاب داشت؛ چنان‌که جامعه‌شناسی برای مطالعۀ جوامع مدرن و آزاد و پیشرفته و انسان‌شناسی برای مطالعۀ دیگر جوامع شکل گرفت. نظریه‌های توسعه هم از چنین موضعی تلاش کردند به جوامع عقب‌مانده بیاموزند طوطی‌وار از آن‌ها پیروی کنند. 🔴 یکی از نمودهای بارز قوم‌داری غربی در روابط سیاسی غربی‌ها با دیگر کشورهاست. از رابطۀ استعماری کلاسیک تا رابطۀ استثماری مدرن. نگاه این تمدن به دیگر جوامع تا حدی قوم‌مدارانه است که گویا جان و مال شهروندان دیگر جوامع از جان سگ‌های غربی کمتر است و می‌توان نمونه‌ای از آن را در کاپیتالسیون در ایران مشاهده کرد. 🔴 در نگاه ایشان جنگ و کشتار در دیگر نقاط جهان، ازجمله خاورمیانه، موضوعی بی‌اهمیت است و تا زمانی که خدشه‌ای به عیش غربی‌ها وارد نکند، اهمیتی ندارد و دولت‌هایشان می‌توانند در خوشی شهروندان خودشان به کشتن مردمان عقب‌مانده ادامه دهند تا منافع غربی‌ها به بهترین شکل ممکن تأمین شود و آن‌ها در رفاه باشند. 🔴 جنگ رمضان برای نخستین بار این موازنۀ کثیف قوم‌مدارانه را دگرگون ساخت و قاعدۀ «زندگی در عیش، کشتن در خوشی» غربی‌ها را عوض کرد و به آن‌ها ثابت کرد اگر قرار است جان و مال و آرامش شهروندان ایرانی در خطر باشد و آن‌ها درگیر سختی و مشکل شوند، شهروندان غربی هم نمی‌توانند به عیش خود ادامه دهند؛ هرچند بی‌گمان، هزینۀ جنگ و تجاوز برای دو سوی این موازنه برابر نیست‌. 🔴 بی‌گمان، این یکی از دستاوردهای بزرگ جنگ رمضان در سطح بین‌المللی به حساب می‌آید تا دیگر صدراعظم آلمان به‌پیروی از اسلاف نژادپرستش، نتواند همچون جنگ خرداد در کمال وقاحت بگوید «اسرائیل بخش کثیف کار در قبال ایران را انجام می‌دهد». او این بار از ترسش به‌دلیل برهم‌خوردن آن موازنۀ قوم‌مدارانه نه‌تنها چنین جمله‌ای بر زبان نیاورد، بلکه با وجود پیگیری‌های آمریکا جرئت نکرد به تجاوز علیه ایران بپیوندد و به‌تازگی هم از تحقیر آمریکا به دست ایران سخن گفته است. مسئلهٔ ایران
📌 مطهری زنده است و ما... ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 زنده‌بودن اندیشمندان به این است که خاک کهنگی بر اندیشه‌هایشان ننشیند و آثارشان از دست مردم نیفتد. بی‌گمان، هیچ اندیشمندی به‌اندازۀ استاد مطهری در ایران اسلامی زنده نیست‌. هنوز هم نخستین و بنیادی‌ترین گام اسلام‌شناسی، آثار شهید مطهری است و هنوز موضوعاتش، موضوعات روز جامعه است و پاسخ‌هایش تا حد درخورتوجهی ذهن مخاطب امروز را قانع و راضی می‌کند. 🔴 اینکه آثار استاد مطهری هنوز پس از گذشت بیش از پنج دهه زنده و زایاست، هشدار مهمی هم برای ما دارد. ما در طول نیم‌قرن گذشته ذیل پرچم نظام جمهوری اسلامی ایران چه کردیم که نتوانستیم اندیشمندی همه‌جانبه‌نگر و به‌روز و‌ هم‌زبان با مردم، همچون او پرورش دهیم که بتواند پاسخ‌هایی نو بدهد به همان مسئله‌ها و پرسش‌هایی که او به آن پرداخته است یا جامعه را در یافتن پاسخ‌هایی برای پرسش‌ها و مسئله‌های جدید یاری رساند. البته اندیشمندان ظهور کرده‌اند و همه محترم‌‌اند؛ ولی همه می‌دانیم هیچ‌کدامشان مطهری نشدند و نتوانستند جای او را پر کنند و اثبات این ادعا با نگاهی به وضعیت انتشار آثار و نفوذ اندیشه‌های ایشان و مقایسه دیگر اندیشمندان کار چندان دشواری نیست. 🔴 گویا مطهری زنده است؛ ولی ما زندگی و زایایی لازم را نداریم که نتوانسته‌ایم مطهری دیگری برای جامعۀ اسلامی پرورش دهیم. این هشدار مهمی است تا در ساختار و سازوکار همۀ نهادها و سازمان‌های مرتبط با آموزش، پرورش، پژوهش و دین بازنگری کنیم و در بازبینی آن‌ها به این نکتۀ سرنوشت‌ساز بیندیشیم که سازوکار جدید قرار است چه انسانی برای ایران اسلامی پرورش دهد و در انجام همین کار هم می‌توان از مطهری درس‌های بسیاری آموخت. 🔴 این کمبود بزرگ در موقعیت‌های دشواری، همچون سال‌های گذشته بیش‌ازپیش آشکار می‌شود که جامعه تشنۀ مرجعی فکری است که بتواند پرسش‌ها و مسئله‌های جامعه را بشنود و به زبان او سخن بگوید و افق‌های نو پیش رویش بگشاید و‌ راه را برایش روشن و هموار سازد. امروز بیش از همیشه جای خالی مطهری را احساس می‌کنیم و چه‌بسا اگر توانسته بودیم جای خالی او را در نیم‌قرن گذشته پُر کنیم، امروز اینجا نایستاده بودیم! مسئلهٔ ایران
📌 چرا مطهری هنوز زنده است؟ ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 نخست اینکه مطهری برخلاف اصحاب علوم انسانی مدرن در ایران، مسیر حرکت علمی را به‌جای اینکه از نظریه بیاغازد، از مسئله آغاز کرد. اغلب آثار او، در پاسخ به مسئله‌ای است. یا مسئله‌ای کاملاً از جنس دینی و نظری، مانند آثارش دربارۀ اصول دین یا مسئله‌ای دینی و ترکیبی از نظری‌عملی، مانند حجاب یا اخلاق جنسی یا کاملاً عقلانی و فلسفی، مانند علل گرایش به مادیگری یا کاملاً اجتماعی، مانند مسئلۀ علم یا... . ویژگی آثار مطهری حرکت از مسئله به نظریه است، نه از نظریه به مسئله و به همین خاطر تا آن مسئله زنده است، اندیشۀ مطهری زنده و زایاست. 🔴 دوم اینکه برخلاف جریان غالب حوزوی که با وجود ارتباط شفاهی مناسب با عموم مردم، در ارتباط متنی و مکتوب با مردم، تجربه‌های چندان موفقی نداشت و پژوهش‌هایش بیشتر درون‌حوزوی بود تا ارتباطی بین حوزه و جامعه، شهید مطهری با اینکه همیشه یک حوزوی تمام‌عیار باقی ماند، هرگز در حوزه و در قم نماند و با توشۀ پربارش از حوزه، به دانشگاه تهران و حسینیۀ ارشاد و... رفت و توانست به‌خوبی هم با عموم مردم و هم با نخبگان دانشگاهی گفت‌وگو کند. 🔴 سوم اینکه مردم و واقعیت جامعه را در همۀ سطوح و ابعاد به رسمیت می‌شناخت. او زبان عموم مردم را می‌فهمید و می‌کوشید با زبان مردم با جامعه سخن بگوید. به بیان دیگر، او به زبان مردم سخن می‌گفت و مردم مجبور نبودند زبان او را بیاموزند. او هرگز درصدد نفی واقعیت‌های جامعه نبود و تلاش نمی‌کرد واقعیت‌های جامعه را انکار کند و به همین دلیل، آثارش آینۀ جامعۀ زمان اوست؛ برای نمونه، نقد و رد جریان چپ سهم زیادی در آثار او دارد. 🔴 چهارم اینکه بسیار شجاع بود و به سراغ موضوعاتی می‌رفت که کمتر کسی جرئت پرداختن به آن‌ها را داشت. او بی‌پروا نظرش دربارۀ حجاب و نظام حقوق زن در اسلام را مطرح کرد و از هر دو سو با مخالفت‌های فراوان روبه‌رو شد. او نه به روایت جنسی‌زدۀ غرب سکولار از زن تن می‌داد، نه به آرای اجماعی بدون پشتوانه دربارۀ احکام مربوط به زنان مانند منع زن از قضاوت و مرجعیت و... . هم در انتخاب موضوع شجاع بود و هم در پرداختن به آن. 🔴 پنجم اینکه درگیر قل‌وزنجیرهای جامعۀ علمی نمی‌شد و به آنچه وظیفۀ خود در قبال جامعه می‌دانست، عمل می‌کرد و این ویژگی دقیقاً برآمده از همان مسئله‌محوری او بود. او نوشتن کتاب شاهکار داستان راستان را با وجود مخالفت‌های بسیار دوستان دلسوزش، چنان‌که خود در مقدمۀ کتاب می‌گوید، کسر شأن جایگاه علمی‌اش نمی‌دانست؛ چون پرورش نسل جدید را وظیفۀ خود می‌دانست و جامعۀ مذهبی خود را بی‌بهره از ابزار داستان برای انتقال مفاهیم بلند اسلامی می‌دید. 🔴 ششم اینکه نگاهش به مخالف، نگاه تهدیدی نبود؛ زیرا به‌قدری به آموزه‌های اسلام اطمینان داشت که از مواجهه با هیچ اندیشه‌ای هراسی به دل راه نمی‌داد؛ پس لازم نمی‌دید از مخالفش پهلوان پنبه بسازد و در غیابشان آن‌ها را شکست دهد. اگر قرار بود مارکسیسم را نقد کند، از قوی‌ترین نظریه‌پرداز مارکسیسم در ایران برای گفت‌وگوی علمی دعوت می‌کرد و زمانی که در آثارش، آرای مخالفان را می‌گفت، چنان قوی و غنی روایت می‌کرد که مخاطب احساس می‌کرد او خود هوادار آن نظر است. 🔴هفتم اینکه متواضع بود و احساس نمی‌کرد که می‌تواند به‌تنهایی کاری از پیش ببرد؛ برای مثال آنجا که در مقدمۀ کتاب انسان و سرنوشت، مهم‌ترین دغدغه و شاید تنها نظریه‌اش را با مخاطب در میان می‌گذارد، ضمن اینکه در بیان مسئله و طرح نظریه، به نقش دیگر اندیشمندان اشاره می‌کند، خود را برای اتمام این طرح بزرگ نظری ناتوان توصیف می‌کند و دست کمک به‌سوی همۀ متخصصان دراز می‌کند و جالب اینکه تا پیش از ادای دِین ما به این شخصیت بزرگ ، حتی کسی مقاله‌ای هم دربارۀ دغدغۀ اصلی و نظریۀ او ننوشته بود. 🔴هشتم اینکه به‌طرز عجیبی جامع‌نگر بود. در بررسی و واکاوی هر مسئله‌ای می‌کوشید به‌دور از هرگونه تعصبی، (جانبداری غیرعلمی) از وجوه گوناگون تاریخی، دینی، فلسفی، کلامی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و... و از موضع دیدگاه‌ها و نظریه‌‌های گوناگون در هرکدام از این علوم به موضوع بنگرد و در پایان و پس از بررسی و نقد همۀ این نظرها و نظریه‌ها، تحلیل خودش را با مخاطب در میان بگذارد تا مخاطب دیدی همه‌جانبه و عمیق به مسئله پیدا کند. مسئلهٔ ایران
📌 اعتماد، دستاوردِ کارآمدی، صداقت و شفافیت ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 زمانی نسخه‌هایی که نظریه‌پردازان غربی برای کشورهای، به‌گمان خود، عقب‌ماندۀ جهان می‌پیچیدند تا بتوانند طوطی‌وار در پی غرب حرکت کنند تا شاید روزی به شکوه و عظمت غرب نزدیک شوند، فقط توصیه‌های اقتصادی را در بر می‌گرفت؛ به این معنا که با افزایش تولید ملی و سرمایۀ اقتصادی، توسعه محقق می‌شود؛ اما این نسخه‌پیچی کورکورانه به‌شدت شکست خورد. 🔴 سال‌هاست آشکار شده است که سرمایۀ اقتصادی فقط در کنار سرمایۀ اجتماعی می‌تواند به پیشرفت جامعه بینجامد یا به تعبیر دیگر، پیشرفت و توسعۀ اقتصادی در گرو پیشرفت و توسعۀ انسانی است‌. می‌توان گفت دال مرکزی سرمایۀ اجتماعی، اعتماد اجتماعی در سطوح گوناگون است و ما در اینجا فقط به یکی از گونه‌های آن، یعنی اعتماد بین مردم و مسئولان می‌پردازیم و می‌کوشیم تا حدی علل و عوامل آن را واکاوی کنیم. 🔴 نخستین شرط اعتماد، کارآمدی است. اعضای هر جامعه‌ای در پیمان سیاسی که باهم می‌بندند و در آن، طبق سازوکاری، برخی را به کار ادارۀ جامعه می‌گمارند، از بخشی از حقوق خود چشم می‌پوشند و آن حقوق را به مسئولان می‌سپارند تا بتوانند از پس ادارۀ جامعه برآیند. حال، اگر ببینند مسئولان با وجود داشتن این امکانات و اختیارات نمی‌توانند به وظایفشان جامۀ عمل بپوشانند، اعتمادشان به آن مسئولان کاهش می‌یابد و اگر این فرایندِ ناکارآمدی ادامه یابد، اعتمادشان به آن سازوکار برگزیدن مسئولان هم از دست می‌رود. 🔴 دومین شرط اعتماد، صداقت است. طبیعتاً هیچ‌کس به فردی که راست نمی‌گوید، اعتماد نمی‌کند و این حساسیت روی مسئولان جامعه، به‌مراتب بیشتر است؛ زیرا اختیاراتِ بیشتر و وظایف سنگین‌تری بر عهده دارند و ناراستی آن‌ها در ابعاد اختیارات و وظایفشان آثار ویرانگری بر جای می‌گذارد. پس هر اندازه مردم صداقت بیشتری از مسئولان مشاهده کنند، اعتماد بیشتری به آن‌ها می‌کنند و اختیارات بیشتری به آن‌ها می‌سپارند تا بهتر و بیشتر، جامعه را در مسیر پیشرفت هدایت کنند. 🔴 سومین شرطِ اعتماد، شفافیت است. این ویژگی رابطۀ نزدیک و مستقیمی با صداقت دارد. هرچقدر پشت‌ِپرده‌های مسئولان و ادارۀ کشور کمتر باشد و مردم بیشتر از سازوکارهای حاکم بر کشور آگاه باشند و بتوانند بر آن‌ نظارت کنند، اعتماد بیشتری بین مردم و حاکمیت شکل می‌گیرد و احساس نزدیکی بیشتری به حاکمیت و هستۀ قدرت پیدا می‌کنند. 🔴 اتفاق شگرفی که در طول دو ماه گذشته در جنگ رمضان رخ داد، وجود هم‌زمان و مناسب سه عامل پیش‌گفته در ارتباط بین مردم و مسئولان بود و دستاورد بزرگ آن هم افزایش چشمگیر اعتماد بین مردم و مسئولان کشور بود. مردم به‌روشنی مشاهده کردند مسئولان کشور به‌خوبی از پس دفاع در برابر تهاجم ابرقدرت غرب برآمدند و توانستند اهداف آن را خنثی سازند. افزون بر این، وضعیت ادارۀ جامعه و پاسخگویی به نیازهای روزمرۀ شهروندان هم با کیفیت مطلوبی انجام شد و مردم به‌روشنی عنصر کارآمدی را مشاهده کردند. 🔴 در کنار کارآمدی، مسئولان صادقانه و شفاف، توانمندی‌ها و کمبودها را با مردم به اشتراک گذاشتند و از نیازشان به کمک آن‌ها گفتند و اذعان کردند که بدون کمک آن‌ها کاری از دیش نمی‌برند. مردم در واکنش به وجود این ویژگی در رفتار مسئولان، بهترین واکنش را نشان دادند و افزون بر حضور پررنگ در خیابان و حمایت همه‌جانبه از مسئولان کشور، در حوزۀ رسانه و حتی مصرف، همراهی و همکاری کردند و دستاورد این اعتماد و همکاری دوسویه، شکست دشمن در دست‌یافتن به اهدافش بود. این روند و رویه می‌تواند به الگویی برای ما در دورۀ پس از جنگ هم تبدیل شود و دوباره به رویه‌های پیش از جنگ باز نگردیم و از یک سوراخ دو بار که چه عرض کنم، ده‌ها بار گزیده نشویم. مسئلهٔ ایران
ما هم ابرقدرتیم.... مسئلهٔ ایران
✅ خبرگزاری رسا برگزار می‌کند: دهمین نشست از سلسله نشست‌های «تبیین شاخص‌های قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با موضوع «تنظیم مرز قانون در فرهنگ؛ از تورم تقنینی تا حکمرانی هوشمند در عصر پلتفرم‌ها»  با حضور: دکتر مسعود فیاضی دکتر مهدی حسین‌زاده یزدی دکتر اسماعیل فراهانی حجت‌الاسلام دکتر احمد کوهی و دکتر کمیل قیدرلو 🔴 دبیر نشست: حجت‌الاسلام سید قوام صفوی 📌 زمان: چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵  از ساعت ۱۵ 🔴 علاقه‌مندان، پژوهشگران، طلاب و فعالان حوزه رسانه و فرهنگ می‌توانند به طور مستقیم و زنده این نشست را از طریق اتاق مجازی به آدرس skyroom.online/ch/rasanews1400/rasa دنبال کنند.
هدایت شده از A
نشست «تنظیم مرز قانون در فرهنگ» در خبرگزاری رسا برگزار می‌شود دهمین نشست از سلسله نشست‌های «تبیین شاخص‌های قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم»، با موضوع «تنظیم مرز قانون در فرهنگ؛ از تورم تقنینی تا حکمرانی هوشمند در عصر پلتفرم‌ها» برگزار می‌شود. گفتنی است که علاقه‌مندان، پژوهشگران، طلاب و فعالان حوزه رسانه و فرهنگ می‌توانند به طور مستقیم و زنده این نشست را از طریق اتاق مجازی به آدرس skyroom.online/ch/rasanews1400/rasa دنبال کنند. @rasanewsagency
📌 بَدَل به استعمار ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 چند روز پیش عبدالله موحد، اسطورۀ کشتی ایران، به رحمت خدا رفت و مصاحبه‌ای قدیمی از او بازنشر شد و جمله‌ای از او شنیدم که نتوانستم این یادداشت را ننویسم. او گفت با اینکه از ایران طرد شده بودم، پیشنهاد مربیگری آمریکا را نپذیرفتم؛ چون دوست نداشتم چیزی به آمریکایی‌ها آموزش بدهم که علیه ایرانی‌ها از آن استفاده کنند و آن‌‌ها را شکست دهند. جالب‌ترین بخش این نقل‌قول، استدلال او برای نپذیرفتن این پیشنهاد بود و من در اینجا می‌خواهم از زاویۀ نگاهمان در مسئلۀ ایران آن را بررسی کنم. 🔴استعمار گونه‌ای ارتباط بین دو جامعه است و ویژگی‌ها و پیش‌فرض‌هایی دارد. شاید بنیادی‌ترین پیش‌فرض‌ استعمار، قوم‌مداری باشد؛ به این معنا که ما انسان‌تر از آن‌ها هستیم و حق داریم برای اینکه ثروتمندتر شویم و راحت‌تر زندگی کنیم، به هر اندازه و به هر شکلی که می‌خواهیم، از سرمایه‌های آن‌ها بهره ببریم و اینکه چه بلایی بر سر آن‌ها می‌آید، اهمیتی ندارد؛ چون اساساً بود و نبود و چگونه بودن آن‌ها مهم نیست. 🔴 استعمار ویژگی‌های مهمی هم دارد. یکی اینکه مبتنی بر ظلم یک‌طرفۀ استعمارگر بر مستعمره است. دیگر اینکه منطقی جز زور و منفعت‌طلبیِ افسارگسیخته بر آن حاکم نیست‌؛ یعنی استعمارگر به‌دلیل زور بیشتر دست به استعمار می‌زند و مستعمره تا زمانی که نتواند به‌قدر کافی قوی شود، نمی‌تواند از زیر یوغ استعمار بیرون آید. اما شاید مهم‌ترین ویژگی رابطۀ استعماری این است که فقط یک برنده دارد و بازی بردبرد در آن بی‌معناست؛ یعنی هرچقدر یک طرف سود ببرد، طرف مقابل، زیان می‌بیند. 🔴 جملۀ عبدالله موحد به‌قدری دقیق و درست بود که احساس کردم از نگاهی عمیق به رابطۀ استعماری برمی‌خیزد یا شاید بتوان آن را براساس نگاهی دقیق به استعمار فهمید؛ هرچند شاید آنچه در اینجا می‌گویم، هیچ‌گاه در ذهن عبدالله موحد نبوده است؛ اما آنچه مهم است، کنش او و تحلیل آن از زاویۀ اجتماعی است. او در تخصص خود به‌خوبی دریافته بود که آموزش‌دادن به کشتی‌گیر آمریکایی، یعنی با یک واسطه، شکست‌دادن کشتی‌گیر ایرانی. در دنیای امروز با توجیه حرفه‌ای‌گری این نگاه‌ها کنار زده می‌شود؛ ولی واقعیت این است که هر انسان میهن‌دوستی که با خودش روراست باشد، کاری جز این نمی‌تواند بکند. 🔴 پس از شنیدن این جملۀ عبدالله موحد، به یاد یکی از دوستانم افتادم که با دکتری اقتصاد، در یکی از بهترین بانک‌های آمریکا مشغول به کار بود و ناگهان کارش را رها کرد و به ایران بازگشت. او در پاسخ به بهت و حیرت همۀ اطرافیان، گفت دوست نداشتم چرخ اقتصاد ابراستعمارگر جهان را بچرخانم و تلاش کنم با کمترین هزینه و بیشترین بازده، جیب مردم جهان را بزند. این، روایت دیگری از جملۀ عبدالله موحد در حوزه‌ای دیگر است و همین منطق در همۀ وجوه خدمت به استعمارگران، صادق است. این‌ها شعار و ادا نیست، فقط بازکردن چشم به روی واقعیت‌ها و بستن چشم به روی خودخواهی و رفاه‌طلبی به هر قیمتی است، حتی نابودی ایران و دیگر کشورهای تحت‌ظلم استعمارگران! مسئلهٔ ایران
انجمن علمی_دانشجویی مطالعات فرهنگی، پژوهشکده شهیدصدر، دانشگاه جامع امام حسین (ع) برگزار می‌کند: 🔰 سلسله نشست‌های روایت حضور 🌐نشست سوم محور‌های نشست: ■ چرا علوم‌اجتماعی تصویری جامع و واقعی از جامعهٔ ایران ارائه نمی‌دهند؟ □ جنگ رمضان را چگونه باید روایت کرد؟ 🔺️ مهمان: دکتر مهدی حسین‌زاده یزدی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ⏰ زمان: چهارشنبه، شانزدهم اردیبهشت، ساعت ۱۴ در بستر اسکای روم 📍لینک جلسه : https://skyroom.online/ch/sadr/iran-room 🆔️ @khaneh_rav(پیام‌رسان بله)
📌 تاریخ آمریکا را کسی برایمان گفت؟! ✅ سید محسن ملاباشی عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🔴 تا به حال از خود پرسیده‌اید از تاریخ آمریکا چه می‌دانید؟ نیم‌قرن از آغاز دشمنی ما با آمریکا می‌گذرد؛ هرچند آمریکا خیلی پیش از این، دشمنی‌اش با ما را شروع کرده بود و نگاهی کوتاه به کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ علیه دولت قانونی دکتر محمد مصدق و رویدادهای دیگر، به‌روشنی نشان می‌دهد انتخاب و سرنوشت مردم ایران ذره‌ای برای آمریکا اهمیت ندارد؛ اما ملت ایران فقط پنج دهه است که به آگاهی جمعی دربارۀ دشمنی آمریکا رسیده‌ و این آگاهی به کنشگری جمعی تبدیل شده است. حال، از تاریخ این دشمن قسم‌خورده‌مان چه می‌دانیم؟ 🔴 دشمنی‌ هم مانند دوستی به پشتوانۀ فکری و نظری نیاز دارد؛ یعنی هر انسانی باید بداند دشمنی که از او بیزار است، کیست و با او چه کرده و چرا از او بیزار است. اگر این پشتوانه نباشد، ممکن است حتی دشمنیِ درست و سنجیده هم پس از مدتی به سطحی‌نگری و روزمرگی بیفتد. در چنین موقعیتی، دشمن با سوءاستفاده از این سطحی‌نگری، می‌تواند جامعه را فریب بدهد و خود را به‌جای دوست جا بزند. 🔴 وقتی نگاهی به کتاب‌های درسی‌مان می‌اندازیم، تقریباً هیچ اثری از تاریخ آمریکا در آن به چشم نمی‌خورد! عجیب نیست؟! آمریکا بزرگ‌ترین دشمن تمدنی و سیاسی و نظامی و... ماست؛ ولی به نوجوانمان نمی‌گوییم آمریکا کیست و در طول عمر کوتاه دویست‌ساله‌اش چه کرده است و چطور در حق ما و دیگر کشورها دشمنی کرده و ما چرا او را دشمن خود می‌دانیم. 🔴 عجیب‌تر اینکه از جوانمان انتظار داریم او خودش همچون نسل قبل، آمریکا را دشمن ایران بداند؛ ولی در عمل، می‌بینیم‌ در طول پنج دهۀ گذشته، هر نسل، نسبت به نسل قبل، احساس دشمنی کمتری به آمریکا دارد. البته با کیفیت روایتگری تاریخی که از کتاب‌های درسی‌مان سراغ داریم، شاید همین سکوت، دستاورد بیشتری برایمان داشته است! 🔴 از سینما و تلویزیون هم که نباید انتظار داشت دربارۀ تاریخ بزرگ‌ترین دشمن ما کاری ویژه‌ای انجام داده باشند؛ چون اساساً فاقد نگاه راهبردی و تمدنی‌اند و من به یاد ندارم کاری جریان‌ساز حتی دربارۀ تاریخ چند هزارسالۀ ایران تولید کرده‌ باشند، چه رسد به دشمن ایران و اگر جناب میرباقری نبود، وضعیتمان در تاریخ اسلام هم تفاوت چندانی با تاریخ ایران نداشت. 🔴 سینمای ایران همواره درگیر ژانر من‌درآوردی اجتماعی در یکی‌دو آپارتمان بالاشهر و یکی‌دو خانۀ کلنگی جنوب تهران است و کل قصه‌هایش در همین دو لوکیشن می‌گذرد و از اواخر دهۀ هشتاد و سوژه شدن طبقۀ متوسط، یک معمای اخلاقی و پایان باز هم به این پکیج افزوده شد. در یادداشت مفصلی با عنوان «ایران در برابر آمریکا؛ نبرد سینماهای مازوخیستی و سادیستی» دربارۀ مقایسۀ نگاه و نقش راهبردی سینمای ایران و آمریکا منتشر کرده‌ام. 🔴 در این خلأ بزرگ تولید محتوا در ایران، روایت هالیوود از تاریخ آمریکا که از قضا فقط برای ما هم تولید نمی‌کند و در راستای اهداف بزرگ استعماری‌اش می‌سازد، تنها خوراک ذهن‌های تشنۀ جامعۀ ایران است‌. هدف و کارکرد هالیوود روشن است: بازوی رسانه‌ای و سلاح نرم استعمار و استثمار؛ اما متأسفانه تقریباً به تنها منبع شناخت ما ایرانیان از تاریخ آمریکا تبدیل شده است! در یادداشت مفصل دیگری با عنوان «تاریخ آمریکا از لنز هالیوود» مفصل دراین‌باره نوشته‌ام که به‌زودی با شما به اشتراک خواهم گذاشت‌. 🔴 در کمال تعجب و تأسف، فهم امروز ما ایرانیان از تاریخ آمریکا کاملاً هالیوودزده است. حال، از چنین جامعه‌ای انتظار داریم فریب وعده‌های سراسر دروغ رسانه‌ها و سیاستمداران کثیف آمریکایی را نخورد؟ اگر بخش درخورتوجهی از جامعۀ ایران هنوز فریب نخورده است، باید تعجب کنیم و به دنبال علل و عواملش بگردیم و آن را تحلیل کنیم! 🔴 جامعه‌ای که چشم تاریخی‌اش کور شود، دوستی‌‌ودشمنی‌اش سست و بی‌مبنا می‌شود و هر لحظه ممکن است جای دوست و دشمنش جابه‌جا شود. هنوز هم دیر نیست و باید روایتگری درست و تاریخی دربارۀ آمریکا را آغاز کنیم و این ابزار مهم و سرنوشت‌ساز را از دست هالیوود و دیگر رسانه‌های دشمن بگیریم یا دست‌کم تا حدی در راستای اهداف و ارزش‌هایمان از قدرت و یکه‌تازی آن‌ها بکاهیم. مسئلهٔ ایران