📌 مطهری زنده است و ما...
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 زندهبودن اندیشمندان به این است که خاک کهنگی بر اندیشههایشان ننشیند و آثارشان از دست مردم نیفتد. بیگمان، هیچ اندیشمندی بهاندازۀ استاد مطهری در ایران اسلامی زنده نیست. هنوز هم نخستین و بنیادیترین گام اسلامشناسی، آثار شهید مطهری است و هنوز موضوعاتش، موضوعات روز جامعه است و پاسخهایش تا حد درخورتوجهی ذهن مخاطب امروز را قانع و راضی میکند.
🔴 اینکه آثار استاد مطهری هنوز پس از گذشت بیش از پنج دهه زنده و زایاست، هشدار مهمی هم برای ما دارد. ما در طول نیمقرن گذشته ذیل پرچم نظام جمهوری اسلامی ایران چه کردیم که نتوانستیم اندیشمندی همهجانبهنگر و بهروز و همزبان با مردم، همچون او پرورش دهیم که بتواند پاسخهایی نو بدهد به همان مسئلهها و پرسشهایی که او به آن پرداخته است یا جامعه را در یافتن پاسخهایی برای پرسشها و مسئلههای جدید یاری رساند. البته اندیشمندان ظهور کردهاند و همه محترماند؛ ولی همه میدانیم هیچکدامشان مطهری نشدند و نتوانستند جای او را پر کنند و اثبات این ادعا با نگاهی به وضعیت انتشار آثار و نفوذ اندیشههای ایشان و مقایسه دیگر اندیشمندان کار چندان دشواری نیست.
🔴 گویا مطهری زنده است؛ ولی ما زندگی و زایایی لازم را نداریم که نتوانستهایم مطهری دیگری برای جامعۀ اسلامی پرورش دهیم. این هشدار مهمی است تا در ساختار و سازوکار همۀ نهادها و سازمانهای مرتبط با آموزش، پرورش، پژوهش و دین بازنگری کنیم و در بازبینی آنها به این نکتۀ سرنوشتساز بیندیشیم که سازوکار جدید قرار است چه انسانی برای ایران اسلامی پرورش دهد و در انجام همین کار هم میتوان از مطهری درسهای بسیاری آموخت.
🔴 این کمبود بزرگ در موقعیتهای دشواری، همچون سالهای گذشته بیشازپیش آشکار میشود که جامعه تشنۀ مرجعی فکری است که بتواند پرسشها و مسئلههای جامعه را بشنود و به زبان او سخن بگوید و افقهای نو پیش رویش بگشاید و راه را برایش روشن و هموار سازد. امروز بیش از همیشه جای خالی مطهری را احساس میکنیم و چهبسا اگر توانسته بودیم جای خالی او را در نیمقرن گذشته پُر کنیم، امروز اینجا نایستاده بودیم!
مسئلهٔ ایران
📌 چرا مطهری هنوز زنده است؟
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 نخست اینکه مطهری برخلاف اصحاب علوم انسانی مدرن در ایران، مسیر حرکت علمی را بهجای اینکه از نظریه بیاغازد، از مسئله آغاز کرد. اغلب آثار او، در پاسخ به مسئلهای است. یا مسئلهای کاملاً از جنس دینی و نظری، مانند آثارش دربارۀ اصول دین یا مسئلهای دینی و ترکیبی از نظریعملی، مانند حجاب یا اخلاق جنسی یا کاملاً عقلانی و فلسفی، مانند علل گرایش به مادیگری یا کاملاً اجتماعی، مانند مسئلۀ علم یا... . ویژگی آثار مطهری حرکت از مسئله به نظریه است، نه از نظریه به مسئله و به همین خاطر تا آن مسئله زنده است، اندیشۀ مطهری زنده و زایاست.
🔴 دوم اینکه برخلاف جریان غالب حوزوی که با وجود ارتباط شفاهی مناسب با عموم مردم، در ارتباط متنی و مکتوب با مردم، تجربههای چندان موفقی نداشت و پژوهشهایش بیشتر درونحوزوی بود تا ارتباطی بین حوزه و جامعه، شهید مطهری با اینکه همیشه یک حوزوی تمامعیار باقی ماند، هرگز در حوزه و در قم نماند و با توشۀ پربارش از حوزه، به دانشگاه تهران و حسینیۀ ارشاد و... رفت و توانست بهخوبی هم با عموم مردم و هم با نخبگان دانشگاهی گفتوگو کند.
🔴 سوم اینکه مردم و واقعیت جامعه را در همۀ سطوح و ابعاد به رسمیت میشناخت. او زبان عموم مردم را میفهمید و میکوشید با زبان مردم با جامعه سخن بگوید. به بیان دیگر، او به زبان مردم سخن میگفت و مردم مجبور نبودند زبان او را بیاموزند. او هرگز درصدد نفی واقعیتهای جامعه نبود و تلاش نمیکرد واقعیتهای جامعه را انکار کند و به همین دلیل، آثارش آینۀ جامعۀ زمان اوست؛ برای نمونه، نقد و رد جریان چپ سهم زیادی در آثار او دارد.
🔴 چهارم اینکه بسیار شجاع بود و به سراغ موضوعاتی میرفت که کمتر کسی جرئت پرداختن به آنها را داشت. او بیپروا نظرش دربارۀ حجاب و نظام حقوق زن در اسلام را مطرح کرد و از هر دو سو با مخالفتهای فراوان روبهرو شد. او نه به روایت جنسیزدۀ غرب سکولار از زن تن میداد، نه به آرای اجماعی بدون پشتوانه دربارۀ احکام مربوط به زنان مانند منع زن از قضاوت و مرجعیت و... . هم در انتخاب موضوع شجاع بود و هم در پرداختن به آن.
🔴 پنجم اینکه درگیر قلوزنجیرهای جامعۀ علمی نمیشد و به آنچه وظیفۀ خود در قبال جامعه میدانست، عمل میکرد و این ویژگی دقیقاً برآمده از همان مسئلهمحوری او بود. او نوشتن کتاب شاهکار داستان راستان را با وجود مخالفتهای بسیار دوستان دلسوزش، چنانکه خود در مقدمۀ کتاب میگوید، کسر شأن جایگاه علمیاش نمیدانست؛ چون پرورش نسل جدید را وظیفۀ خود میدانست و جامعۀ مذهبی خود را بیبهره از ابزار داستان برای انتقال مفاهیم بلند اسلامی میدید.
🔴 ششم اینکه نگاهش به مخالف، نگاه تهدیدی نبود؛ زیرا بهقدری به آموزههای اسلام اطمینان داشت که از مواجهه با هیچ اندیشهای هراسی به دل راه نمیداد؛ پس لازم نمیدید از مخالفش پهلوان پنبه بسازد و در غیابشان آنها را شکست دهد. اگر قرار بود مارکسیسم را نقد کند، از قویترین نظریهپرداز مارکسیسم در ایران برای گفتوگوی علمی دعوت میکرد و زمانی که در آثارش، آرای مخالفان را میگفت، چنان قوی و غنی روایت میکرد که مخاطب احساس میکرد او خود هوادار آن نظر است.
🔴هفتم اینکه متواضع بود و احساس نمیکرد که میتواند بهتنهایی کاری از پیش ببرد؛ برای مثال آنجا که در مقدمۀ کتاب انسان و سرنوشت، مهمترین دغدغه و شاید تنها نظریهاش را با مخاطب در میان میگذارد، ضمن اینکه در بیان مسئله و طرح نظریه، به نقش دیگر اندیشمندان اشاره میکند، خود را برای اتمام این طرح بزرگ نظری ناتوان توصیف میکند و دست کمک بهسوی همۀ متخصصان دراز میکند و جالب اینکه تا پیش از ادای دِین ما به این شخصیت بزرگ ، حتی کسی مقالهای هم دربارۀ دغدغۀ اصلی و نظریۀ او ننوشته بود.
🔴هشتم اینکه بهطرز عجیبی جامعنگر بود. در بررسی و واکاوی هر مسئلهای میکوشید بهدور از هرگونه تعصبی، (جانبداری غیرعلمی) از وجوه گوناگون تاریخی، دینی، فلسفی، کلامی، جامعهشناختی، روانشناختی و... و از موضع دیدگاهها و نظریههای گوناگون در هرکدام از این علوم به موضوع بنگرد و در پایان و پس از بررسی و نقد همۀ این نظرها و نظریهها، تحلیل خودش را با مخاطب در میان بگذارد تا مخاطب دیدی همهجانبه و عمیق به مسئله پیدا کند.
مسئلهٔ ایران
📌 اعتماد، دستاوردِ کارآمدی، صداقت و شفافیت
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 زمانی نسخههایی که نظریهپردازان غربی برای کشورهای، بهگمان خود، عقبماندۀ جهان میپیچیدند تا بتوانند طوطیوار در پی غرب حرکت کنند تا شاید روزی به شکوه و عظمت غرب نزدیک شوند، فقط توصیههای اقتصادی را در بر میگرفت؛ به این معنا که با افزایش تولید ملی و سرمایۀ اقتصادی، توسعه محقق میشود؛ اما این نسخهپیچی کورکورانه بهشدت شکست خورد.
🔴 سالهاست آشکار شده است که سرمایۀ اقتصادی فقط در کنار سرمایۀ اجتماعی میتواند به پیشرفت جامعه بینجامد یا به تعبیر دیگر، پیشرفت و توسعۀ اقتصادی در گرو پیشرفت و توسعۀ انسانی است. میتوان گفت دال مرکزی سرمایۀ اجتماعی، اعتماد اجتماعی در سطوح گوناگون است و ما در اینجا فقط به یکی از گونههای آن، یعنی اعتماد بین مردم و مسئولان میپردازیم و میکوشیم تا حدی علل و عوامل آن را واکاوی کنیم.
🔴 نخستین شرط اعتماد، کارآمدی است. اعضای هر جامعهای در پیمان سیاسی که باهم میبندند و در آن، طبق سازوکاری، برخی را به کار ادارۀ جامعه میگمارند، از بخشی از حقوق خود چشم میپوشند و آن حقوق را به مسئولان میسپارند تا بتوانند از پس ادارۀ جامعه برآیند. حال، اگر ببینند مسئولان با وجود داشتن این امکانات و اختیارات نمیتوانند به وظایفشان جامۀ عمل بپوشانند، اعتمادشان به آن مسئولان کاهش مییابد و اگر این فرایندِ ناکارآمدی ادامه یابد، اعتمادشان به آن سازوکار برگزیدن مسئولان هم از دست میرود.
🔴 دومین شرط اعتماد، صداقت است. طبیعتاً هیچکس به فردی که راست نمیگوید، اعتماد نمیکند و این حساسیت روی مسئولان جامعه، بهمراتب بیشتر است؛ زیرا اختیاراتِ بیشتر و وظایف سنگینتری بر عهده دارند و ناراستی آنها در ابعاد اختیارات و وظایفشان آثار ویرانگری بر جای میگذارد. پس هر اندازه مردم صداقت بیشتری از مسئولان مشاهده کنند، اعتماد بیشتری به آنها میکنند و اختیارات بیشتری به آنها میسپارند تا بهتر و بیشتر، جامعه را در مسیر پیشرفت هدایت کنند.
🔴 سومین شرطِ اعتماد، شفافیت است. این ویژگی رابطۀ نزدیک و مستقیمی با صداقت دارد. هرچقدر پشتِپردههای مسئولان و ادارۀ کشور کمتر باشد و مردم بیشتر از سازوکارهای حاکم بر کشور آگاه باشند و بتوانند بر آن نظارت کنند، اعتماد بیشتری بین مردم و حاکمیت شکل میگیرد و احساس نزدیکی بیشتری به حاکمیت و هستۀ قدرت پیدا میکنند.
🔴 اتفاق شگرفی که در طول دو ماه گذشته در جنگ رمضان رخ داد، وجود همزمان و مناسب سه عامل پیشگفته در ارتباط بین مردم و مسئولان بود و دستاورد بزرگ آن هم افزایش چشمگیر اعتماد بین مردم و مسئولان کشور بود. مردم بهروشنی مشاهده کردند مسئولان کشور بهخوبی از پس دفاع در برابر تهاجم ابرقدرت غرب برآمدند و توانستند اهداف آن را خنثی سازند. افزون بر این، وضعیت ادارۀ جامعه و پاسخگویی به نیازهای روزمرۀ شهروندان هم با کیفیت مطلوبی انجام شد و مردم بهروشنی عنصر کارآمدی را مشاهده کردند.
🔴 در کنار کارآمدی، مسئولان صادقانه و شفاف، توانمندیها و کمبودها را با مردم به اشتراک گذاشتند و از نیازشان به کمک آنها گفتند و اذعان کردند که بدون کمک آنها کاری از دیش نمیبرند. مردم در واکنش به وجود این ویژگی در رفتار مسئولان، بهترین واکنش را نشان دادند و افزون بر حضور پررنگ در خیابان و حمایت همهجانبه از مسئولان کشور، در حوزۀ رسانه و حتی مصرف، همراهی و همکاری کردند و دستاورد این اعتماد و همکاری دوسویه، شکست دشمن در دستیافتن به اهدافش بود. این روند و رویه میتواند به الگویی برای ما در دورۀ پس از جنگ هم تبدیل شود و دوباره به رویههای پیش از جنگ باز نگردیم و از یک سوراخ دو بار که چه عرض کنم، دهها بار گزیده نشویم.
مسئلهٔ ایران
✅ خبرگزاری رسا برگزار میکند:
دهمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم»
با موضوع «تنظیم مرز قانون در فرهنگ؛ از تورم تقنینی تا حکمرانی هوشمند در عصر پلتفرمها»
با حضور:
دکتر مسعود فیاضی
دکتر مهدی حسینزاده یزدی
دکتر اسماعیل فراهانی
حجتالاسلام دکتر احمد کوهی
و دکتر کمیل قیدرلو
🔴 دبیر نشست: حجتالاسلام سید قوام صفوی
📌 زمان: چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۵
🔴 علاقهمندان، پژوهشگران، طلاب و فعالان حوزه رسانه و فرهنگ میتوانند به طور مستقیم و زنده این نشست را از طریق اتاق مجازی به آدرس skyroom.online/ch/rasanews1400/rasa دنبال کنند.
هدایت شده از A
نشست «تنظیم مرز قانون در فرهنگ» در خبرگزاری رسا برگزار میشود
دهمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم»، با موضوع «تنظیم مرز قانون در فرهنگ؛ از تورم تقنینی تا حکمرانی هوشمند در عصر پلتفرمها» برگزار میشود.
گفتنی است که علاقهمندان، پژوهشگران، طلاب و فعالان حوزه رسانه و فرهنگ میتوانند به طور مستقیم و زنده این نشست را از طریق اتاق مجازی به آدرس skyroom.online/ch/rasanews1400/rasa دنبال کنند.
@rasanewsagency
📌 بَدَل به استعمار
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 چند روز پیش عبدالله موحد، اسطورۀ کشتی ایران، به رحمت خدا رفت و مصاحبهای قدیمی از او بازنشر شد و جملهای از او شنیدم که نتوانستم این یادداشت را ننویسم. او گفت با اینکه از ایران طرد شده بودم، پیشنهاد مربیگری آمریکا را نپذیرفتم؛ چون دوست نداشتم چیزی به آمریکاییها آموزش بدهم که علیه ایرانیها از آن استفاده کنند و آنها را شکست دهند. جالبترین بخش این نقلقول، استدلال او برای نپذیرفتن این پیشنهاد بود و من در اینجا میخواهم از زاویۀ نگاهمان در مسئلۀ ایران آن را بررسی کنم.
🔴استعمار گونهای ارتباط بین دو جامعه است و ویژگیها و پیشفرضهایی دارد. شاید بنیادیترین پیشفرض استعمار، قوممداری باشد؛ به این معنا که ما انسانتر از آنها هستیم و حق داریم برای اینکه ثروتمندتر شویم و راحتتر زندگی کنیم، به هر اندازه و به هر شکلی که میخواهیم، از سرمایههای آنها بهره ببریم و اینکه چه بلایی بر سر آنها میآید، اهمیتی ندارد؛ چون اساساً بود و نبود و چگونه بودن آنها مهم نیست.
🔴 استعمار ویژگیهای مهمی هم دارد. یکی اینکه مبتنی بر ظلم یکطرفۀ استعمارگر بر مستعمره است. دیگر اینکه منطقی جز زور و منفعتطلبیِ افسارگسیخته بر آن حاکم نیست؛ یعنی استعمارگر بهدلیل زور بیشتر دست به استعمار میزند و مستعمره تا زمانی که نتواند بهقدر کافی قوی شود، نمیتواند از زیر یوغ استعمار بیرون آید. اما شاید مهمترین ویژگی رابطۀ استعماری این است که فقط یک برنده دارد و بازی بردبرد در آن بیمعناست؛ یعنی هرچقدر یک طرف سود ببرد، طرف مقابل، زیان میبیند.
🔴 جملۀ عبدالله موحد بهقدری دقیق و درست بود که احساس کردم از نگاهی عمیق به رابطۀ استعماری برمیخیزد یا شاید بتوان آن را براساس نگاهی دقیق به استعمار فهمید؛ هرچند شاید آنچه در اینجا میگویم، هیچگاه در ذهن عبدالله موحد نبوده است؛ اما آنچه مهم است، کنش او و تحلیل آن از زاویۀ اجتماعی است. او در تخصص خود بهخوبی دریافته بود که آموزشدادن به کشتیگیر آمریکایی، یعنی با یک واسطه، شکستدادن کشتیگیر ایرانی. در دنیای امروز با توجیه حرفهایگری این نگاهها کنار زده میشود؛ ولی واقعیت این است که هر انسان میهندوستی که با خودش روراست باشد، کاری جز این نمیتواند بکند.
🔴 پس از شنیدن این جملۀ عبدالله موحد، به یاد یکی از دوستانم افتادم که با دکتری اقتصاد، در یکی از بهترین بانکهای آمریکا مشغول به کار بود و ناگهان کارش را رها کرد و به ایران بازگشت. او در پاسخ به بهت و حیرت همۀ اطرافیان، گفت دوست نداشتم چرخ اقتصاد ابراستعمارگر جهان را بچرخانم و تلاش کنم با کمترین هزینه و بیشترین بازده، جیب مردم جهان را بزند. این، روایت دیگری از جملۀ عبدالله موحد در حوزهای دیگر است و همین منطق در همۀ وجوه خدمت به استعمارگران، صادق است. اینها شعار و ادا نیست، فقط بازکردن چشم به روی واقعیتها و بستن چشم به روی خودخواهی و رفاهطلبی به هر قیمتی است، حتی نابودی ایران و دیگر کشورهای تحتظلم استعمارگران!
مسئلهٔ ایران
انجمن علمی_دانشجویی مطالعات فرهنگی، پژوهشکده شهیدصدر، دانشگاه جامع امام حسین (ع) برگزار میکند:
🔰 سلسله نشستهای روایت حضور
🌐نشست سوم
محورهای نشست:
■ چرا علوماجتماعی تصویری جامع و واقعی از جامعهٔ ایران ارائه نمیدهند؟
□ جنگ رمضان را چگونه باید روایت کرد؟
🔺️ مهمان: دکتر مهدی حسینزاده یزدی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
⏰ زمان: چهارشنبه، شانزدهم اردیبهشت، ساعت ۱۴ در بستر اسکای روم
📍لینک جلسه : https://skyroom.online/ch/sadr/iran-room
#خانه_روایت
#نشست
🆔️ @khaneh_rav(پیامرسان بله)
📌 تاریخ آمریکا را کسی برایمان گفت؟!
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 تا به حال از خود پرسیدهاید از تاریخ آمریکا چه میدانید؟ نیمقرن از آغاز دشمنی ما با آمریکا میگذرد؛ هرچند آمریکا خیلی پیش از این، دشمنیاش با ما را شروع کرده بود و نگاهی کوتاه به کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ علیه دولت قانونی دکتر محمد مصدق و رویدادهای دیگر، بهروشنی نشان میدهد انتخاب و سرنوشت مردم ایران ذرهای برای آمریکا اهمیت ندارد؛ اما ملت ایران فقط پنج دهه است که به آگاهی جمعی دربارۀ دشمنی آمریکا رسیده و این آگاهی به کنشگری جمعی تبدیل شده است. حال، از تاریخ این دشمن قسمخوردهمان چه میدانیم؟
🔴 دشمنی هم مانند دوستی به پشتوانۀ فکری و نظری نیاز دارد؛ یعنی هر انسانی باید بداند دشمنی که از او بیزار است، کیست و با او چه کرده و چرا از او بیزار است. اگر این پشتوانه نباشد، ممکن است حتی دشمنیِ درست و سنجیده هم پس از مدتی به سطحینگری و روزمرگی بیفتد. در چنین موقعیتی، دشمن با سوءاستفاده از این سطحینگری، میتواند جامعه را فریب بدهد و خود را بهجای دوست جا بزند.
🔴 وقتی نگاهی به کتابهای درسیمان میاندازیم، تقریباً هیچ اثری از تاریخ آمریکا در آن به چشم نمیخورد! عجیب نیست؟! آمریکا بزرگترین دشمن تمدنی و سیاسی و نظامی و... ماست؛ ولی به نوجوانمان نمیگوییم آمریکا کیست و در طول عمر کوتاه دویستسالهاش چه کرده است و چطور در حق ما و دیگر کشورها دشمنی کرده و ما چرا او را دشمن خود میدانیم.
🔴 عجیبتر اینکه از جوانمان انتظار داریم او خودش همچون نسل قبل، آمریکا را دشمن ایران بداند؛ ولی در عمل، میبینیم در طول پنج دهۀ گذشته، هر نسل، نسبت به نسل قبل، احساس دشمنی کمتری به آمریکا دارد. البته با کیفیت روایتگری تاریخی که از کتابهای درسیمان سراغ داریم، شاید همین سکوت، دستاورد بیشتری برایمان داشته است!
🔴 از سینما و تلویزیون هم که نباید انتظار داشت دربارۀ تاریخ بزرگترین دشمن ما کاری ویژهای انجام داده باشند؛ چون اساساً فاقد نگاه راهبردی و تمدنیاند و من به یاد ندارم کاری جریانساز حتی دربارۀ تاریخ چند هزارسالۀ ایران تولید کرده باشند، چه رسد به دشمن ایران و اگر جناب میرباقری نبود، وضعیتمان در تاریخ اسلام هم تفاوت چندانی با تاریخ ایران نداشت.
🔴 سینمای ایران همواره درگیر ژانر مندرآوردی اجتماعی در یکیدو آپارتمان بالاشهر و یکیدو خانۀ کلنگی جنوب تهران است و کل قصههایش در همین دو لوکیشن میگذرد و از اواخر دهۀ هشتاد و سوژه شدن طبقۀ متوسط، یک معمای اخلاقی و پایان باز هم به این پکیج افزوده شد. در یادداشت مفصلی با عنوان «ایران در برابر آمریکا؛ نبرد سینماهای مازوخیستی و سادیستی» دربارۀ مقایسۀ نگاه و نقش راهبردی سینمای ایران و آمریکا منتشر کردهام.
🔴 در این خلأ بزرگ تولید محتوا در ایران، روایت هالیوود از تاریخ آمریکا که از قضا فقط برای ما هم تولید نمیکند و در راستای اهداف بزرگ استعماریاش میسازد، تنها خوراک ذهنهای تشنۀ جامعۀ ایران است. هدف و کارکرد هالیوود روشن است: بازوی رسانهای و سلاح نرم استعمار و استثمار؛ اما متأسفانه تقریباً به تنها منبع شناخت ما ایرانیان از تاریخ آمریکا تبدیل شده است! در یادداشت مفصل دیگری با عنوان «تاریخ آمریکا از لنز هالیوود» مفصل دراینباره نوشتهام که بهزودی با شما به اشتراک خواهم گذاشت.
🔴 در کمال تعجب و تأسف، فهم امروز ما ایرانیان از تاریخ آمریکا کاملاً هالیوودزده است. حال، از چنین جامعهای انتظار داریم فریب وعدههای سراسر دروغ رسانهها و سیاستمداران کثیف آمریکایی را نخورد؟ اگر بخش درخورتوجهی از جامعۀ ایران هنوز فریب نخورده است، باید تعجب کنیم و به دنبال علل و عواملش بگردیم و آن را تحلیل کنیم!
🔴 جامعهای که چشم تاریخیاش کور شود، دوستیودشمنیاش سست و بیمبنا میشود و هر لحظه ممکن است جای دوست و دشمنش جابهجا شود. هنوز هم دیر نیست و باید روایتگری درست و تاریخی دربارۀ آمریکا را آغاز کنیم و این ابزار مهم و سرنوشتساز را از دست هالیوود و دیگر رسانههای دشمن بگیریم یا دستکم تا حدی در راستای اهداف و ارزشهایمان از قدرت و یکهتازی آنها بکاهیم.
مسئلهٔ ایران
📌 ایران در برابر آمریکا؛
نبرد سینماهای مازوخیستی و سادیستی
✅ سید محسن ملاباشی
عضو هیئتعلمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔴 اغراق نیست اگر بگوییم جهان امروز دو زبان بینالمللی دارد، یکی زبان انگلیسی و دیگری زبان سینما و هردو زبان در یک راستا و در مسیر تحقق اهداف مشترکی گام برمیدارند. هر نگاهی جز این به سینما در جهان امروز، شاید نادرست نباشد؛ اما ما را از واقعیت و هدف و کارکرد اصلی سینما در جهان امروز دور میسازد و امکان بهرهبردن از آن را در راستای ارزشها و اهداف راهبردیمان از ما میگیرد.
🔴 امروزه، رسانه، افسار فکر و احساس و سبک زندگی انسانها در سراسر جهان را در دست گرفته و هیچ گستره و ساحتی از حیات انسانی نیست که رسانه بر آن چنگ نینداخته باشد و سعی در مدیریت نرم و نامرئی و ناخودآگاه آن نداشته باشد. ترسناکترین و خطرناکترین ویژگی رسانه، همین سه ویژگی است؛ زیرا سیاست هم مانند رسانه، همۀ ساحتهای زندگی انسان را در بر گرفته و سعی در مدیریت آن دارد؛ اما چنین نرم و نامرئی و ناخودآگاه به اهداف خود دست نمییابد.
🔴 هرکدام از رسانههای گوناگون، ظرفیتها و قابلیتهایی دارند و هرکدام بهتر و بیشتر هدفی را در ارتباط با مخاطب و مدیریت اندیشه و احساس و سبک زندگی او تأمین میکنند؛ اما بیگمان، سینما ظرفیت منحصربهفردی دارد که هیچکدام از رسانهها به گرد پای آن هم نمیرسند؛ زیرا توانمندی درگیرکردن همه وجوه شخصیت انسان را دارد؛ درصورتیکه دیگر رسانهها از چنین ظرفیت و قابلیتی برخوردار نیستند و فقط میتوانند بخشی از شخصیت انسان متأثر سازند.
🔴 با توجه به این ظرفیت و قابلیت سینما، یعنی تأثیرگذاری نرم و نامرئی و ناخودآگاه همه وجوه شخصیت انسان، این رسانه به یکی از ابزارهای اصلی ابرقدرتِ غربِ استعماگر و استثمارگر تبدیل شده است تا بتواند به بهترین شکل ممکن از آن، در راستای اهداف استعماری و استثماریاش بهره ببرد. مهمترین اهداف استعمارگر استثمارکننده، بزرگ و شکستناپذیر جلوهدادن خود و تحقیر ملتهایی است که در پی استعمار و استثمار آنهاست؛ چون بقای رابطه استعماری و استثماری بر این ارتباط نابرابرِ نامعقول بنا شده است و به هر اندازه که خللی در این نسبت ایجاد شود، منافع استعمارگر استثمارکننده به خطر میافتد.
🔴 آمریکا برای دستیافتن به این هدف سرنوشتساز خود، کمپانی بزرگی به نام هالیوود راهاندازی کرده است؛ مجموعهای سترگ و تا حدی رازآلود که سازوکارهای اقتصادی و فکری و تولیدی آن بر ما پوشیده است. در اینجا بد نیست به اسم آن، یعنی هالیوود، به معنای چوب جادویی هم توجه کنیم که همان سه ویژگی پیشگفته درباره رسانه و سرآمدی سینما در آن، یعنی نرم و نامرئی و ناخودآگاه، را به یاد میآورد.
ادامۀ متن را میتوانید از اینجا مطالعه بفرماید.
مسئلهٔ ایران
زمان:
حجم:
7.9M
#گفتگوی_علمی
⭕️ جامعهشناسی علمی زنده در جامعه ایران
🔰نقد سخنان دکتر مهدی حسینزاده یزدی در اولین گردهمایی دانشگاههای فعال در علوم اجتماعی اسلامی
🔊ارائه کننده: دکتر مجید کافی، استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
🆔 مسئلهٔ ایران
زمان:
حجم:
1.8M
#گفتگوی_علمی
⭕️ نقد: جامعهشناسی علمی زنده در جامعه ایران
🔰پاسخ دکتر مهدی حسینزاده یزدی، دانشیار دانشگاه تهران به نقدهای دکتر مجید کافی
🆔 مسئلهٔ ایران