💯 حسن بن راشد گفت: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: «آیا غیر از اعیاد مشهوره، عید دیگری نیز هست؟» فرمود : شریفترین و کاملتر از همه آنها روزی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث گردید.
عرض کردم: «آن روز، کدام روز بود؟» فرمود: «آن روز شنبه بیست و هفتم ماه رجب بود.» عرض کردم: «در آن روز، چه عملی باید به جای آورد؟» فرمود: روزه میگیری و صلوات بسیار بر محمد و آل محمد می فرستی.
📚 دعائم الاسلام، النعمان بن محمد بن منصور تمیمی مغربی، (363 ه)، دار المعارف، مصر، 1383
#لبیک_یا_خامنه_ای
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
مرد باید ابهت داشته باشه.
یهو وسط خونه داد بزنه بگه:
عیاااال😡 امشب ظرفا با منه حق نداری بهشون دست بزنی.
#لبیک_یا_خامنه_ای
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
🔴 جعفر پلنگ و غذای حضرتی
آقای راست نجات، معاون مهمانسرای حرم مطهر امام رضا علیه السلام، ماه گذشته در شب میلاد حضرت امام محمدالجواد علیه السلام این داستان جالب رو نقل کردن:
زمانی که معاون امداد حرم امام رضا علیه السلام بودم، وظیفه داشتیم، غذاهای باقیمانده مهمانسرا را آخر وقت به مناطق ضعیف و حاشیه شهر مشهد برده و بین فقرا توزیع کنیم. شبی با خادم مسجد آخر بلوار توس، تماس گرفته و به او گفتم: امشب قرار است که فلان مقدار غذای مشخص، به منطقه شما آورده و توزیع کنیم و آماده همکاری با ما باش.
نیمه های شب به آن مسجد که رسیدیم ، با جمعیت فراوانی که درب مسجد منتظر بودند مواجه شدیم 🙄 بطوری که امکان توزیع غذا را بخاطر ازدحام شدید و ترس از تلف شدن تعدادی از مردم، نداشتیم! خادم مسجد را صدا کردیم که چرا اینقدر شلوغ است؟! گفت : حواسم نبود و در بلندگو📣 اعلام کردم : امشب قرار است غذای متبرک از حرم امام رضا علیه السلام بیاورند و اینگونه شلوغ شد و کاری از دستم بر نمی آید🙄
تصمیم به برگشت داشتیم که ناگاه در گوشه ای کنار دیوار، دختر بچه ای کوچک با کفش های پلاستیکی، نظرم را به خود جلب کرد و از وضعیت حال و روزش ترحمی به دلم افتاد و همانجا در دلم، از خود امام رضا علیه السلام خواستم: آقا جان🤲خودت راه حلی ارائه بده که بتونیم غذاها را بدون مشکل تقسیم کنیم و این مردم که با امید و احتیاج به اینجا آمدند، دست خالی برنگردند که ناگهان انگار هزار نفر درونم فریاد زدند : از خادم محله بپرسم لات این محله کیه؟!🤔 از خادم مسجد پرسیدم : لات این محله کیه و با تعجب پرسید برای چی؟!!! گفتم کارش دارم. گفت: اسمش جعفر پلنگه
گفتم بگو بیاد و زنگش زد که تا نیم ساعت دیگه میرسم ومنتظرش موندیم.
جعفر با ظاهری خالکوبی شده و پیراهن یقه باز و سوار موتور اومد و سلام کرد که فرمایش: گفتم ما از حرم امام رضا علیه السلام اومدیم و غذای متبرک آوردیم و نمیدونیم چطور تقسیم کنیم که مردم اذیت نشن و از شما میخواهیم در این کار کمکمون کنی😥 جعفر با کمال میل گفت : نوکر خادمهای امام رضا علیه السلام هستم وچشم.
به بقیه خدام گفتم ماشین غذا رو تحویل جعفر بدین و بهش کمک کنید تا غذاهارو تقسیم کنه. جعفر مردم را کنار دیوار به صف کرد و به هر خانواده ای بنا به مصلحت و شناختی که خودش به آنها داشت ، غذاها را تقسیم کرد و گفتم چهارتا غذاهم بهخودش و خانواده ش بدهید. بعد از اتمام کار ، به من گفت: آقای راست نجات شماره تلفنت را به من میدهید؟ همکاران با اشاره گفتند اینکارو نکن و برات دردسر درست میکنه و....
اما با کمال میل به او شماره را دادم و رفتیم.
ابتدای هفته بود که با من تماس گرفت که جعفر پلنگ هستم و کاری با شما دارم و به دفتر کاری م در حرم آمد!
آنجا به من گفت: من هم خادم زوار امام رضا علیه السلام هستم و بنده با تعجب گفتم: بله؟!!!😲گفت : منم روزهای پنج شنبه میام حرم امام رضا علیه السلام و در صحن ها میچرخم و مهرهای اطراف دیوارها را جمع آوری و سرجاهایشان میذارم و برمیگردم و به همین مقدار خودم را خادم حضرت میدانم و اتفاقا همان روز در راه برگشتم به درب مهمانسرا رسیدم و به امام رضا علیه السلام در دلم گفتم : میشه امروز غذای متبرکی از حرمتون برای خواهر بیمارم ببرم؟! وقتی به خادم درب مهمانسرا گفتم با تندی به من گفت: آقا برو کنار بایست و مزاحم نشو!😔
وقتی نا امید شدم و خواستمبه خانه برگردم، پشت سرم، آن خادم به همکارش گفت مواظبش باشید جیب مردم رو نزند!!!😞 هنگامی که این را شنیدم به او گفتم : خدایا توبه، من جیب بر نیستم و دلم شکست و تا بست نواب گریه میکردم و به امام رضا علیه السلام گفتم دیگه سرکشیکم نمیام و خداحافظ😢
که ناگهان گوشی م زنگ خورد که خادمهای حرم امام رضا علیه السلام در مسجد محله منتظرت هستند وبا ترس و لرز که من جیب بری نکردم و چه زود گزارش دادند و احضارم کردند
پیش شما اومدم😕
حالا آمده ام بگویم: امام رضا علیه السلام چقدر مهربونه😭یک غذا میخواستم ولی به من یک ماشین غذا داد و بجای یکی،چهارتا غذا برای خانواده م بردم😇
#حسین_دارابی
#لبیک_یا_خامنه_ای
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
شاید باورتون نشه ولی این طرح جدید شهرداری مشهده (خطوط قرمز نمای بالا از المان) که نمیدونم فایدش دقیقا چیه و چه کاربردی داره، چه فعل و انفعالاتی تو ذهنتون خطور کرده که فکر کردید این طرح جالبه خدا میدونه، بحث جلوگیری از وسایل نقلیه موتوری هم نیست چون راحت رد میشن.
👤Mohammad
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
یبار رفته بودیم یجایی خواستگاری، پدرِدختر زنگ زده بود به یکی از آشناها، درباره من تحقیق کنه، بعد اون آشنا زنگ زد به ما پرسید: چی بهش بگم؟ چی نگم؟ نتایج اکثر تحقیقهای خواستگاری همین شکلیه، مشاوره قبل از ازدواج رو جدی بگیرید.
👤 حاجیپور
#لبیک_یا_خامنه_ای
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
خدا بگم چیکارتون کنه، از دیروز آهنگ گنگستر شهر آمل مدام تو ذهنم پلی میشه.
دکمه خاموش هم نداره لامصب
#لبیک_یا_خامنه_ای
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
انقد دلم تنگ شد که یهو به خودم اومدم خودمو جلو ضریح دیدم...
به یادتون بودم، ویژه🌺
#عید_مبعث
قبلنا زیاد دلم تنگ نمیشد برا حرم امام رضا.
اما الان واقعا دلم تنگ میشه.
کاش همه وابستگیها به این خاندان کرم ختم بشه....
ازون دور دورا هم میتونستم سلام بدم و حاجتمو بگم.
ولی به ذهنم رسید که:
به رسم ادب هم شده، باید حضوری برسی خدمت اقا.
خدا خیر بده اون کسی که بهم سخنرانی استاد امینی خواه راجع #اینگونه_حرم_برویم رو معرفی کرد.