eitaa logo
پروفایل حسینی
708 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
718 ویدیو
29 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی، مطالب کانال کپی‌رایت ندارد ⬅️ روبیکامون https://rubika.ir/profile_ms
مشاهده در ایتا
دانلود
پروفایل حسینی
بحثمون رو با طرح یک سوال شروع میکنم 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 ⬅️ فکر کن برای یک کاری رفتی بیرون، وقتی برمی‌گردی م
📌رفقا اینجا اولین پیامه، و از اینجا آموزش امر به معروف و نهی از منکر از پایه رو شروع کردیم عواقبش،برکاتش،شرایطش و کلی روش برای انجامش 💥خلاصه یاد میگیرید هر جا گناه علنی دیدید با بررسی شرایط یک روش مناسب انتخاب کنید و تذکر بدید
☕️بعضیا میخوان کار فرهنگی کنن، نیتشون خیره‌ها. اما حسابی خراب میکنن. 🍵چند وقت پیش رفته بودیم چایخانه حضرت. صف طویلی از زائرها منتظر دریافت چای بودن. ☕️یکی از اقایان خادم، بین صف خانم‌ها فریاد میزد: خانم‌ها، فرزندآوری یادتون نره. جهاد شما در آوردن فرزنده. و اشکارا معذب شدن خانومارو میدیدم. 🍵ینی همونجا دلم میخواس از ته استکان که دردش بیشتره بکوبم تو کله‌ش. اخه مسلمون این حرفا واسه تو نیس. جاش اینجا نیس.... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
خواهرم زنگ زد، برای افطاری به صرف کله‌پاچه دعوتمون کرد.🐑 بعد ازونجایی که میدونه ما هیشکدوممون عمرا لب به کله‌‌پاچه نمیزنیم، داشت از بو و عطر کله‌پاچه و مزایاش می‌گفت. اما من که گول نمیخورم😃 ان‌شاءالله تو قرمه‌سبزیا و پیتزاهاتون مارو شریک کنین.☺️☺️😬 ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
۳۶۵ روز از من، باز هم گذشت. روزهایی که قهقهه زدم از ته دل و لبخند زدم، و حتی شب‌هایی که از ته دل اشک ریختم و دلم شکست... روزهایی که دلی بدست اوردم و عشق ورزیدم، و روزهایی که دلی شکستم و… روزهایی که دویدم تا برسم، و شب‌هایی که خوابیدم و بیخیال شدم از رسیدن... روزهایی که ناامید شدم و نشستم و شب‌هایی که بی‌خواب شدم... روزهایی که دوست داشتن را برای شریک رویاهایم زمزمه کردم و عشق را فریاد زدم... شب‌هایی که حرف‌های ناگفته بی‌خوابم کرد. و معدود روزهایی که حرف زدم و زندگی کردم. سال پر فراز و نشیبی بود. شاید پرتلاطم‌ترین سال زندگی‌م بود. سرشار از تجربه‌های تلخ و شیرین. و البته همراه با همدلی و عشق... و اما... این بار هم خداوند صفحه سفید دیگری برایم گشوده... ۲۶ سالگی آماده‌ است تا به یاری خدا سال متفاوت‌تری رقم بزنم... تولدم مبارک🎁 #ℳ_S ✍ ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
در سال جدید استعفا دادم. از کاری که همراه با رشد، تنش زیادی برام به همراه داشت. الان این منم، کسی که حس بیکاری عجیبی درونشو گرفته. ولی خوشحاله که از یه محیط استرس‌زا خارج شده. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
یه وقتایی یه تعهدهایی تو زندگیت میدی که برگشتن ازش نه غیرممکن، اما سخته. انتخاب‌هایی تو زندگیت داری که باید خوب یا بد، تاوانشو بدی. دیدم تاوانش اعصاب منه. پس ارزششو نداره. اومدم بیرون😊 هرچند هنوز یه ماه دیگه سفته‌مو میدن.😄 (نمیتونم بگم کارش چی بود، کجا بود. لطفا نپرسید😁) ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺خدایا ببخش... عبد گناهکارت دلش بی‌قراره... بنده‌ات به غیر از تو کسی را نداره... 🎙 🔴 بسیار زیبا و شنیدنی @profile_ms
🔷 رهبر انقلاب: قله ماه رمضان ایام قدر است. این شب‌ها دعا کنید و مطمئن به اجابت باشید. @Profile_MS
⚫️ آن یتیمان کہ ز خرمای علے سیر شدند کربلا گوشه‌ی گودال، همہ شــیر شدند... (ع) ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خدا برای ما نشونه گذاشته. چرا توجه نداریم؟ به‌سادگی از کنار این کلیپ عبور نکنیم و با فرستادن این ویدیو برای دیگران قدم کوچکی برای ظهور امام زمان‌مون برداریم❗️ @profile_ms
◾️در شب بیست و یکم ماه رمضان، چه گذشت؟ 🩸مشهور در میان علماى شیعه این است که: امام در سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجری ضربت خورد، و در شب بیست و یکم وقتی یک سوم از شب گذشته بود به شهادت رسید. در این شب امام(علیه السلام) فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با ایشان وداع کرد و فرمود: «خداوند پس از من نگهدار شما باشد. نیکو وکیلی است خداوند و همو مرا کفایت خواهد کرد». ⚫️ امام سپس فرزندان و اهل بیتش را به نیکی‌ها وصیت فرمود. آن شب اثر زهر بر بدن امام(علیه السلام) ظاهر شده بود و هر خوردنی که برای امام آوردن تناول نفرمود و لب‌هایش فقط به ذکر خداوند مشغول بود و عرق از جبین مبارکش مثل مروارید مى‏‌ریخت. امام با دست مبارکش عرق پیشانی را پاک کرد و فرمود: «شنیدم از رسول خدا(صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) که چون نزدیک وفات مؤمن مى‌شود، عرق مى‏‌کند جبین او مانند مروارید تر، و ناله او ساکن مى‌شود». همه به گریه افتادند. امام حسن(علیه السّلام) گفت: «اى پدر به گونه‌ای سخن مى ‏گوئى که گویا از خود ناامید شده‏‌اى». 🩸 امام فرمود: «اى فرزند گرامى یک شب پیش از آنکه این واقعه بشود جدّت رسول خدا(صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را در خواب دیدم، از آزارهاى این امّت به او شکایت کردم، گفت: نفرین کن بر ایشان، پس گفتم: خداوندا بجای من بدان را بر ایشان مسلّط گردان، و بدل ایشان بهتر از ایشان به من روزى کن، پس حضرت رسول فرمود که: خدا دعاى تو را مستجاب کرد، بعد از سه شب تو را به نزد من خواهند آورد، و اکنون سه شب گذشته است». ⚫️ سپس امام فرمود: «اى حسن! تو را وصیت مى‏ کنم به برادرت حسین. شماها از منید و من از شمایم». سپس امام رو کرد به فرزندان دیگر که از همسران دیگر امام غیر فاطمه بودند و ایشان را وصیت فرمود که با حسن و حسین(علیهما السلام) مخالفت نکنند، پس فرمود: «حق تعالى شما را صبر نیکو کرامت کند، امشب از میان شما مى‌‏روم و به حبیب خود محمّد مصطفى صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ملحق مى‏‌شوم، چنانچه مرا وعده داده است». 📓جلاء‌العیون، المجلسی، ص۳۴۸ @Profile_MS