گفت:
"نمیدونم چرا وقتی جواب پیامم رو دیر میدن، خیلی حس بدی میگیرم انگار دچار اضطراب میشم؟!"
گفتم:
"به احتمال خیلی زیاد، از قهر کردن و حرف نزدن توی دوران کودکیت به عنوان تنبیه استفاده کردن..."
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
پروفایل حسینی
گفت: "نمیدونم چرا وقتی جواب پیامم رو دیر میدن، خیلی حس بدی میگیرم انگار دچار اضطراب میشم؟!" گفتم:
شاید به اندازه کافی متوجه ارزشمند بودن این مدل پیامها نباشیم.
اینها حقایقی رو درباره رفتارهای ما افشا میکنن که معمولا داشتیم، اما خودمون هم به خاطرش اذیت میشدیم و راجع علتش سردرگم بودیم.
پروفایل حسینی
گفت: "نمیدونم چرا وقتی جواب پیامم رو دیر میدن، خیلی حس بدی میگیرم انگار دچار اضطراب میشم؟!" گفتم:
⚠️و یه نکته مهم دیگه:
اگر یارتون رو پیدا کردید و انشاءالله در آینده خواستید بچهدار بشید، لطفا از "قهر کردن" و "حرف نزدن" به عنوان تنبیه استفاده نکنید.
⬅️ بخش زیادی از مشکلاتمون در بزرگسالی، به نحوه رفتار والد ما در کودکی برمیگرده.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
پروفایل حسینی
#ارسالی_اعضا سلام وقت بخیر🌱♥️✨ قبل از هر چیز باید بگم شرمنده یکم طولانیه 😄و اینکه با لحن بد نخونید
یه نکتهای که در این پیام وجود داره و بعضی دوستان هم اشاره کردن، اینه که وقتی کسی میاد خاستگاریتون یا میرید خاستگاریش، حتی اگر در نگاه اول ازش خوشتون نیومد، حتما حتما چند دقیقهای باهاش صحبت کنید و همون اول تو ذوقش نزنید.
حالا ایشون کمتجربه بودن اما با کسب اطلاعات قبل خاستگاری میتونین از پیش اومدن این موارد جلوگیری کنین.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
روز عفاف و حجاب رو به بانوان عفیف و محجبه کانال تبریک میگم. بین آقایون، آخوندها بیشتر از همه حال خانمهای چادری رو درک میکنن با عبا و عمامه و...😁
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
شجاع، اونی نیست که هیچ ترس و اضطرابی نداره. شجاع اونیه که با تموم انرژی که اضطراب داره ازش میگیره، بازم یه قدم رو به جلو برمیداره.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
اکثر آدمایی که مارو رنج میدن، همون رنجکشیدههایی هستن که نتونستن زخمهای خودشون رو ترمیم کنن.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#ارسالی_اعضا
#کلید_اسرار
#این_قسمت_قد_کوتاه😂😂😂😂
سلام.. من قدم کوتاست و از شانسمم خواستگارااااام همه قد بلند بودننننن😁یکی از خواستگارام که اومدن خونه مون و پسره رو دیدیم طبق معمول از قد بلندش فهمیدیم که ما هیچ جوره بهم نمیخوریم.. دقیقاااااا شده بودیم فیل و فنجون..😁ایشون بیش از حد دیگه قدشون بلند بود..
خانواده پسر هم خوششون اومده بودو اصرار داشتن ما با هم بریم صحبت کنیم.. مامانم ک دید اونا خیلی راغبن درگوشم با اخم و تخم بهم گفت رفتین تو اتاق درو نبندینااااا...🤨
من بلندشم راه افتادم طرف اتاق و اقا پسرم پشت سرم.. تا رفتیم پسره درو پشت سرش بست و منم یاد حرف مامانم افتاده بودم و شدیدا خنده ام گرفته بود 🤣🤣🤣🤣
خلاصه شروع کردیم به صحبت ک خانم برادرم برامون میوه اورد و رفت و درو باز گذاشت بعدش فهمیدم ک از طرف مامانم بوده و میوه اوردن بهونه بوده😂😂😂😂
بعد وسط صحبتامون اقا پسر توقع داشت من براش میوه پوست بگیریم همه چی رو تموم شده میدونستن که من اصلا بروی خودم نیاوردم و خورد تو ذوقش.. میوه هام موند تو جیب خودمون..😁😁 و بعد ک رفتن مامانم همش حرص میخورد میگفت واقعا چی فکر کردن ک اومدن سراغ تو برای اون دیلاق😂😂 بعد چند روزم که زنگ زدن جوابشون کردیم..
ایشون رو نمیدونم چون کلا ازشون بیخبرم ولی من ازدواج کردم و خداروشکر همسرم تقریبا هم قد خودمه😍🥰😍
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#ارسالی_اعضا
سلام
یادمه اولین خواستگار که تازه اومده بود البته مامانش فقط بعدش دیگه اجازه ندادم که بیان چون دوست داشتم بزرگتر بشم اون موقع من ۱۴سالم بود.
ولی مامانش خیلی دوست داشت و هرجا مامان رو گیر میاورد بهش میگفت حتی با مامان بزرگش اومدن که بزرگ تره شاید قبول کنم ولی خب مرغ من یه پا داشت و گفتم نه 😁
من حتی اجازه ندادم که بیاد خونمون 😁
گذشت و اون داماد شد
من به خواستگارای بعد از اونم گفتم نه
دقیقا یه هفته مونده به عروسیش تصادف کرد و فوت شد 😔
اون موقع هم من تازه پدرم و از دست داده بودم سال ۹۵
وقتی عکسش رو دیدم شوکه شدم باورم نمی شد ولی خب
مامان رفت تعذیه اش
مامانش بلند گفته بود اگه تو دخترت رو می دادی اینجوری نمی شد 😳
آخه به من چه ربطی داره آخه😳
ولی خب بعدا فهمیدم مامان بزرگش نفرین کرده بود و دعاش مستجاب شد گفته بود بدی و برنگردی واقعا هم همین جوری شد 😔
دلم برای مامانش میسوزه گناه داره 😔😔
ببخشید اگه یکم غمگین هست
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#ارسالی_اعضا
سلام
وقت بخیر
اولین خواستگار رسمی من چند ماه مونده به کنکور اومدن.
شب یه تماسی گرفتن و ما فکر نمی کردیم به این زودی ها قصد داشته باشن بیان خونه.
فرداش من از قضا دندون درد بدی داشتم و صبح رفتم دکتر که مادرم گفتن که زنگ زدن و تصمیم دارن عصر بیان خونه.
من هم درد دندون، هم اینکه شب امتحان داشتم(اون زمان که مدارس آنلاین بود).
گفتم نه و یه روز دیگه و اصرار که همین امروز
خلاصه اومدن و صحبتی شد.
پرسیدن که جوابتون چیه؟
بابام به من نگاه کرد و گفت هر چی که دخترم بگه.
منم یه لبخند ملیح زدم و چیزی نگفتم که حس کردن جوابم منفیه.
از قبل هم جوابم تقریبا منفی بود چون اون موقع ازدواج اولویتم نبود و به خاطر پافشاری بقیه گفتم بیان. بعد هم که اومدن از یه سری تاکید هاشون روی یه سری مسائل خوشم نیومد.
موقع رفتن گفتن که بیشتر فکر کن،فلان و...
وقتی رفتن مامانم گفت که نمیخوای بیشتر فکر کنی یا باز صحبت کنی؟
گفتم نه و دقیقا همون جایی که نشسته بودم، پتو کشیدم سرم و خوابیدم😂😂😂
در حال حاضر خبری ازشون ندارم.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#ارسالی_اعضا
سلام سلاام😍
خاطره از اولین خواستگارم این بود که رفته بودیم پارک که باهم صحبت کنیم ، بعد یه سوسک بزرگ داشت میومد سمتمون😱
من که خییلی از سوسک چندشم میشههه😱😱😱
در کمال تعجب با کفشم لهش کردم🫡😂
ولی اون لحظه اصلا متوجه نشدم آقای خواستگار چی داشتن نطق میکردن انقدر حواسم به جناب سوسک پرت شد😂🔪
الانم خواستگارم نمیدونم کجاست کلا غیبش زده😀😂
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS