eitaa logo
پروفایل حسینی
703 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
718 ویدیو
29 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی، مطالب کانال کپی‌رایت ندارد ⬅️ روبیکامون https://rubika.ir/profile_ms
مشاهده در ایتا
دانلود
ادعایی ندارم... من اصلا هیچی ندارم... اما با همه بدیام... عاشقتم مولای من...😭 میشه یه عاشق نادم رو بپذیری...؟ میشه بگذری از بدیام.....؟
. خب اینارو الکی نمیگم که... همون یه باری که منت به سرم گذاشتی و تونستم به پابوست بیام... حس کردم... مهربونیتو... گرمای محبتت رو... دقیقا شبیه صاحبخونه‌ای که خیلی خیلی مهمونش رو دوست داره... تو خونه‌ای که مطمئن باشی صاحب خونه‌ش خیلی دوستت داره، چقدر راحتی؟ چقدر احساس آرامش میکنی؟ @Profile_MS
آخه من بین این همه خوبا اصلا به حساب نمیام... تو با من هم انقدر مهربون تا کردی... ببخشید دیگه. نمیتونم رسمی حرف بزنم. من تو این سال‌ها یاد گرفتم اونچه از قلبم برمیاد رو باهات درمیون بذارم... صاف و صادق و بی‌آلایش... امام حسینِ(ع) من، دوستون دارم🫶♥️ #ℳ_S
enc_16896172499344366205165.mp3
زمان: حجم: 3.5M
حسین چی داره اسمت ⁉️🖤 سجاد محمدی @profile_ms
🔹 به خدا که من ضرر نکردم جوانیم تو روضه‌هات گذشته... @profile_ms
🔹 من حاضرم از بهشت غیبت بخورم در هیئت تو، اضافه خدمت بخورم... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
🖤 شکر خدا که دوباره محرمت را دیدم... @profile_ms
🔹 ابومحمد الواقدی تعریف میکنه: امام حسین رو سه روز قبل از رفتن به عراق ملاقات کردیم و بهشون یاداوری کردیم که مردم کوفه سست عقیده‌ان. مردم کوفه دل‌هاشون با شماست ولی شمشیرهاشون علیه شماست‌... ( و ان قلوبهم معه و سیوفهم علیه) 🔸 امام فرمودن: اگر اجری نبود و زمان اجلم نرسیده بود با فرشتگان به جنگ می‌رفتم. ولی دارم که انجا قتلگاه من است و از یارانم فقط علی(حضرت سجاد) نجات پیدا می‌کند‌. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
🔹حضرت زمانی که قصد سفر به عراق داشتن خطبه‌ای ایراد میکنن و میگن: 🔸 ....برای من قتلگاهی از پیش اختیار شده، و انگار که گرگ‌های بیابان بدنم را پاره پاره می‌کنند... فراری از سرنوشت نیست... ما اهل بیت راضی به رضای خدا هستیم و در برابر بلاها صبر می‌کنیم... و سرانجام در بهشت، به دیدار رسول خدا خواهیم رسید... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
🔹 در روز "ترویه" عمر سعد با لشکر بزرگی به مکه میاد تا در همون مکه با حضرت مبارزه کنه، و امام هم به خاطر اینکه در مکه خونریزی رخ نده و حرمت کعبه شکسته نشه، در همون روز "ترویه" از مکه خارج میشه. 🔸 محمدابن‌حنفیه(برادر امام حسین) بهشون میگه: به یمن یا بیابان برو اونجا در امان هستی و کسی بهت دسترسی نداره. امام هم می‌فرمایند که به حرفت فکر میکنم. 🔹 اما سحر امام بار سفر رو میبندن که برن‌. محمد حنفیه می‌پرسه: برادر جان، مگر قرار نبود به پیشنهادم فکر کنی؟ 📌 حضرت یه جوابی میدن، یه جوابی میدن که واقعا برای هرکسی قابل هضم نیست. 📌 ینی خودمم هر بار که بهش فکر میکنم این حجم از ایمان حضرت، برام قابل درک نیست. فهمش برای ذهن محدود من سخته... 🔸 امام حسین جواب میدن: بعد از اینکه از پیشم رفتی رسول خدا رو دیدم که فرمود: 🔹 حسین، از مکه بیرون رو، .... 🔸 ادامه‌ش آتیشت میزنه... 🔹 محمد حنفیه گفت: پس چرا زن و بچه رو با خودت میبری حسین جان؟ 🔸 امام فرمود: پیامبر فرمود: "خدا می‌خواهد آن‌ها را در لباس اسیری ببیند..." ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
🔹 بعد ازون، فرشته‌هایی مجهز با سلاح و اسبی از بهشت، اومدن به حضرت سلام کردن و درود فرستادن و گفتن: ما پیش ازین به پدرت و جدت کمک می‌کردیم، و الان خدا مارو به یاری تو فرستاده. 🔸 حضرت فرمودن: "وعده‌گاه من گودال و مکانیست که در آن به شهادت می‌رسم و آن مکان، کربلاست...." 🔹بعد فرشته‌ها، گروهی از جنیان اومدن‌. گفتن مولا جان، ما از شیعیان و یاوران تو هستیم. هر امری داری بگو! اگه بهمون دستور بدی ما تموم دشمنانت رو می‌کشیم! 🔸 فدای حسین فاطمه بشم... 🔹 حضرت ازشون تشکر کرد و گفت: خدا در قران می‌فرماید: اگر در خانه‌هایتان بودید باز مرگ برای کسانی که مقدر شده، به سوی بسترشان می‌رود. ‼️ اگر من سرجایم بمانم، پس این خلق پست چطور امتحان خواهند شد؟؟؟؟؟! 💔 آخ حسین😭 🔸 و چه کسی در گودالم خواهد خوابید، در حالی که خدا آنجا را از روز خلقت زمین برای من برگزید.... ♥️ کربلایی‌ها این قسمت رو بگیرن... 🔹 و آنجا را مکانی برای شیعیان و محبان ما قرار داد تا تمام کارها و عبادات و دعاهایشان شود... 🔸 ولی روز عاشورا حاضر باشید که در آخر آن روز من کشته می‌شوم و از خاندانم کسی باقی نمی‌ماند و سر بریده‌ام را به سوی یزید‌ابن‌معاویه(لعنت الله) می‌برند... 🔹 جنیان گفتن: ای حبیب خدا، به خداااا قسم که اگه اطاعت از تو واجب نبود، و می‌تونستیم از فرمانت مخالفت کنیم دشمناتو قبل ازینکه بهت برسن می‌کشتیم.... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
♥️ ببینید نمونه زیبای تسلیم در برابر امر خدا بودن رو.... ♦️ این تیکه خود حضرت جواب سوال اونایی رو میده، که میگن: پس چرا حضرت با اینکه میتونستن خودشون رو نجات بدن اینکارو نکردن و کمک جنیان و فرشتگان رو رد کردن: 🚩 امام فرمود: به خدا که ما از شما بر این کار تواناتر هستیم، ولی این برای این است که هرکس که هلاک شد، با هلاک شود، و هرکس جاودان شد با جاودان شود.... 🔖 حضرت هر چند وقت یکبار در اقامتگاهی استراحت میکنن. افراد زهیربن‌قین میگن حواسمون بود و جوری حرکت می‌کردیم که با کاروان حسین(ع) در یک منزل اقامت نکنیم. 📍ولی در یکی از این اقامتگاه‌ها اتفاقی هردو یکجا اقامت کردیم. 🔹 حضرت فرستاده‌ای به سمت زهیر می‌فرستن تا زهیر رو به ملاقات امام حسین ببره. زن زهیر بهش میگه فرزند رسول خدا تو رو دعوت میکنه و تو نمیری؟!! برو پیشش! 🔹 زهیر رفت به اقامتگاه امام، حضرت باهاش صحبت کردن و وقتی زهیر برگشت تصمیمشو گرفته بود تا با امام همراه بشه‌. 🔸 به زنش گفت: تو رو طلاق میدم چون نمیخوام به خاطر من به تو اسیب برسه. زنش هم گریه کنان گفت میخوام روز قیامت پیش حسین منو از یادت نبری... 🔹 حضرت به راهشون ادامه دادن و در منطقه‌ای به نام "زباله" خبر شهادت مسلم رو شنیدن. و اشک‌ها سرازیر شد... به خاطر شهادت مسلم تعدادی از یاران حضرت امام رو ترک کردن‌. و یاران باوفای ایشون موندن. @Profile_MS