حسین جانم...
بزدا آن گناهانم را که مانع باریدن چشمانم، در عزای تو میشوند...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
▪️تفاوت اربا اربا و فقطّعوا چیه؟
❓و چرا به بدن علی اکبر میگن ارباً اربا، اما به بدن ابی عبدالله میگن فقطعوا؟
🔰 هر دو عبارت به معنی پاره پاره، جداجدا، تکه تکه است...
🔴 اما یه فرقهایی هم داره، عرب تو معنا به بریده شدن منظم میگه فقطعوا...
به بریده شدن نامنظم میگه ارباً اربا...
یعنی چه؟
یعنی بالای سر علی اکبر وقت نداشتند، هر لحظه ممکن بود ابی عبدالله برسه،
با عجله ضربه میزدند😭
اینو میگن اربا اربا
اما بالای سر غریب همه عالم امام حسین وقت داشتند دیگه کسی مزاحمشون نبود، باصبر آقارو کشتند😭😭
قتلا صبرا... اینو میگن فقطعوا....
ای واااای ح س ی ن………😭😭
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر
🔻نقـش بـیـابـان دیـدم آخـر پـیـکـرت را
🔺از مـن نـگـیـر اکـبـر نـگـاه آخــرت را
🔻داغت تمام خیمهگاهم را به هم ریخت
🔺حـالا چـه گـویـم مـن جواب مادرت را 😔
🔻مـن هـم شبیه خاک صحرا تشنه هستم
🔺بـالا بـگـیـر ای شـبه پـیغمبر سرت را
🔻دشمـن مـیـان مـقـتـلت بـا خنده میگفت
🔺حــالا بـیــا بــردار جـسـم اکــبـرت را 😭😭😭😭😭
🔻فریاد بابا گفـتـنـت خـیلی ضعیف است
🔺از بس که خون پُر کرده راه حنجرت را😭
🔻داغ جـگـر سـوزت امـانــم را بـریــده
🔺از بس شـمـردم زخمهای بیشمارت
🔻حالا بـیـا و چـارهای کـن تـا که عمه
🔺در بـیـن نـا مـحـرم نـیـایـد برمزارت...
🔸شاعر :
#مجید_قاسمی
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
لشگر امروز به قد خم من میخندد...
مردکی داد زد و گفت:
حسین... تا شدهای...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
خون دل خوردم علی تا که تو آقا شدهایی...
پدرت پیر شده تا که تو رعنا شدهای...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
پا نکش روی زمین ک پدرت میمیرد...
با تقلای خودت قاتل بابا شدهای...!
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
سلام بر چشمهایِ
زیبایِ ابریات
هنگامی که همه چیز
را میبینند و میبارند ...!
سلام صاحب عزا...
تسلیت یا صاحب الزمانم...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
.
|• أَلـسَّلامُ عَلَىالـشَّیْبِالْخـَضیبِ، •|
سـلام بر آن مَـحاسنِ بـه خون خـضاب شده
#ناحیہمقـدسہ
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
♥️ علی اکبر به میدان میرود.
تمام لشکر کوفه منتظر امدن او هستند. آنها میخواهند دل حسین را با کشتن علی اکبر به درد آورند.
🌱 علی اکبر رجز میخواند. به هر سو که میرود لشکر کوفه فرار میکنند.
♥️ در هرحمله تعدادی از لشکر عمرسعد به قتل میرسند.
🌱 علی اکبر همچنان میرزمد و میجنگد. آفتاب گرم کربلا غوغا میکند. بازمیگردد اما با پیکری پر از زخم...
♥️ اشک در چشمان امام مینشیند. پاره جگرش از او آب میطلبد. میفرماید: پسرم به زودی از دست جد خود رسول خدا سیراب خواهی شد.
🌱 علی اکبر به سوی میدان برمیگردد. شمشیر او در هوا میچرخد و پیدرپی دشمنان را به تباهی میکشاند. همه از دست او فرار میکنند.
♥️ اما باران تیر به سویش فرستاده میشود. نیزهها میاید و نیزهای به کمرش اصابت میکند.
🌱 اکنون نامردان کوفه فرصت مییابند و شمشیر بر فرق سرش میزنند...
♥️ خون فوران میکند و او سر خود را روی گردن اسب مینهد. اسب به سوی دشمن میرود و هرکس با شمشیر ضربهای به سوار میزند.
🌱 علی اکبر به زمین میافتد و فریاد میزند:
بابا خداحافظ...
📕 هفت شهر عشق، مهدی خدامیان آرانی
@Profile_MS
مرحوم آقا شیخ جعفر شوشتری میفرمودن:
آقا امام حسین سه بار دچار حالت احتضار شدن. یکبار وقتی علی اکبر رو راهی قتال کردن.
یکبار وقتی علی اکبر از پدر درخواست آب کرد و حضرت گریان شد و یکبار وقتی صدای یا ابتاه فرزند بلند شد...
@profile_ms