چند تا صحنه قشنگ دیدم امروز:
🔹 یه بنده خدایی یکی از کیسههای جلوی مغازهش دون مخصوص پرنده بود. یه یاکریم(همون موسی کو تقی خودمون!) نشسته بود روی کیسه و از دونههاش میخورد.
مغازهدار پروازش نداد و اجازه میداد از دونها بخوره.
🔹 جلوی یه مغازه دیگه یه آب سردکن بود. تا ایستادم آب بخورم، یکی بدو بدو واسم لیوان یه بار مصرف آورد. چند دقیقهای اون اطراف کار داشتم و دیدم هرکی میره اونجا آب بخوره، از همون مغازه واسش لیوان یه بار مصرف میارن.
🔹 رفتم نونوایی دیدم نونش تموم شده. چند تا کوچه بالاتر رفتم از یه سوپری نون بگیرم. داشتم تو کیفم دنبال پول میگشتم. کیفم شلوغ بود چند دقیقهای طول کشید. بنده خدا فکر کرده بود پول ندارم. به گمان خودش نمیخواست بذاره دست خالی برم.
دیدم خانومه اومده بیرون یه بسته نون دستشه. گفت بفرمایید خانم قابل نداره. نمیخواد پول بدین. گفتم دستتون درد نکنه به خدا دارم صبر کن الان پیداش میکنم😂 آخرشم به زور کارت کشیدم قبول نمیکرد.
همین چیزای کوچیک باعث میشه حس کنیم دنیا هنوز به اون بدی که فکر میکنیم نیس. خیلی از آدمها هنوز قشنگیای وجودشون رو حفظ کردن...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
پیچیده شمیمت همه جا، ای تنِ بی سر!
چون شیشهی عطری که درش گم شده باشد...
👤سعید بیابانکی
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#ارسالی_اعضا
سلام
شمام ازدواج کردین؟
کِییییی
یه مدت تو چنل نبودما😅چه اتفاقا تو چنل افتادههه
➖➖➖➖➖➖➖➖
حدود دوسال شدهها😼
سر خونه زندگیمونم رفتیم.
ز غوغای جهان غافل، به روایت متن🤕
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
من دیدم طرف آبگرمکن و هود میخره واسه جهیزیه😶
تمومش کنین این بازی کثیفو😐
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#ارسالی_اعضا
سلام کاش فقط اینا بود
اینجا (یعنی محل زندگی ما) رسمه که خانواده دختر از لباس شویی و ظرف شویی و یخچال و فرش و ....تا حتی منقل و کولر و بادبزن و حتی کوچیک ترین بگیره .
تازه جدیدا کولر گازی و تخت خواب هم اضافه شده.
مورد داشتیم که پدر دختر مجبور شده ماشینشو بفروشه واسه جهاز .
واقعا یه معضله
➖➖➖➖➖➖➖
اینا درده....
اوضاع مالی مردم خیلی با سابق فرق کرده.
اما توقعات و رسوم، نه!
سطح درک و تفاهم؟! نه!
کاهش چشم و هم چشمی؟! نه...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
چرا یه پدر باید مجبور بشه برای خرید جهیزیه به جرم دختر داشتن! بعد از ۳۰ سال کار، به خاک سیاه بشینه؟
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
ما از دل همین جامعهایم. بین همین مردم. حالا خدا خواسته یه تریبونی دستمون افتاده.
اما سوال اینجاس:
آیا حاضر هستین با هم بسازین و برای هم بسازین؟
یه جاهایی پدر مادرها سخت میگیرن. درست.
اما یه جاهایی واقعا خود دختر و پسر مورد خوب رو رد میکنن و ازش میگذرن به خاطر یه ذره سختی که ممکنه در آینده داشته باشن.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
واقعا فکر میکنید ما چطور تونستیم ازدواج کنیم؟
اگر میخواستیم تمام رسومات رو اجرا کنیم و صبر کنیم تا همه چی کامل باشه تا بعد اقدام کنیم، مطمعنا الان هیچ جای زندگی هم نبودیم...
اگه بهتون بگم شیرهای خونه خراب بود و بعد چند وقت امروز شیرهایی که سفارش داده بودیم رسیده و این مدت از سینک و... نمیشد استفاده کرد، چی میگین با خودتون؟
اگه بگم گاز خونه رو تازه دیشب وصل کردیم چون یه بخش از لولهش مشکل داشت، چی میگین با خودتون؟
و ...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
هرچی بیشتر از سختی فرار کنی، بالاخره یه گوشه گیرت میندازه.
دوری ازش، اجتنابناپذیره...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
ته تهش میفهمی که:
نه جهیزیه زیاد
نه مهریه بالا
نه قیافه
نه ماشین و خونه و...
مهم نیس.
مهم اینه که چقدر میخندی؟
اون دختر/پسری که کنارته، خوشحاله یا نه؟
چقدر بهش حس خوب میدی؟
چقدر حامیش هستی؟
چقدر بلدی دعواهاتون رو درست جمعش کنی؟
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
حاج اقا دولابی میگه:
هروقت خوشحال شدید صلوات بفرستید و هروقت غمگین شدید استغفار کنید.
خدا در رو باز میکنه...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS