eitaa logo
پروفایل حسینی
701 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
718 ویدیو
29 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی، مطالب کانال کپی‌رایت ندارد ⬅️ روبیکامون https://rubika.ir/profile_ms
مشاهده در ایتا
دانلود
. شنیده بودم، فیلماشو دیده بودم، ولی آدم تا به چشم نبینه و با گوش‌های خودش نشنوه واقعا نمیتونه اونجور که باید باور کنه... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. حالا جدا ازین‌ها... بچه‌ها.... نگم براتون... نگم براتون از مهمان‌نوازی فوق‌العاده عراقی‌ها نسبت به زوار امام حسین(ع).... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. عجیبا غریبا... مهمان‌نوازی به طور ذاتی در وجود عراقی‌ها هست. اما من گمان نمی‌کنم این حد از مهمان‌نوازی طبیعی باشه. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. فراتر از طبیعته. انگار دستی الهی اون‌هارو به این کار وادار میکنه. چی باعث میشه تو تمام زندگیتو بذاری برای ادمایی که غریبه‌ن و شاید دیگه هیچ‌وقت نبینیشون؟ ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. اولش برام عجیب بود. طرف کلی تدارک دیده بود، موکب زده بود. برای اینکه سهمی داشته باشه از اطعام زائرای امام حسین(ع) و زائری از دست نده، باز یکی ازشون بخشی از غذاهارو توی سینی میذاشت، میومد وسط مسیر می‌نشست سینی رو سرش میذاشت و بلند فریاد میزد: هله بیهم بالزوار... هله بیهمممم... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. و خب ایا عاشق چشم و ابروی ما بودن که انقدر تحویلمون می‌گرفتن؟ خیر! عشق به امام حسین(ع) ما رو یه جا جمع کرده بود. عشق اقا اباعبدالله در دل‌های همه ما جاری بود. باعث میشد به حرمتش حرمت مارو هم نگه دارن. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. هرکدومشون به یه نحوی می‌خواستن زائرهارو به سمت موکب خودشون دعوت کنن. بعد نه اینجوری معمولی و ساده. نه! از ته دل و صادقانه. با چهره بشاش و روی باز و حتی با مقداری خواهش. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. به معنای واقعی کلمه: حب‌الحسین یجمعنا... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. هرکدومشون هرچی داشت آورده بود وسط. خدا شاهده... اونکه چیزی نداشت، شلنگ از حیاط خونه‌ش آورده بود یا روی زائرا آب میریخت یا پاهاشون رو می‌شست. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. حتی الان که تقریبا وسطای شهریوره، دمای هوای کربلا تا حدود ۴۸-۵۰ درجه‌س. به قدری ک اگر مه‌پاش‌های مسیر یا شلنگ‌های آب‌پاش نبود، همون روز اول مریض میشدیم از گرما. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. گاهی که سیر بودیم یا میل نداشتیم، چیزی از موکب‌ها برنمی‌داشتیم. صدامون میزدن : زائر... زائر... ما اونجا اسم و فامیل خودمون رو نداشتیم. ما اونجا مدرک و منصب نداشتیم. ما یک اسم واحد داشتیم که همه به همون اسم نامیده می‌شدیم: «زائـــر» ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
. با خودت میگی: اینا هستن. من دیگه چی میخوام ازین دنیا؟ امان از فراموش‌کاری ما آدم‌ها... یه کم که ازون محیط دور میشیم، باز دلشوره و نگرانی و غصه و ترس از آینده و ناراحتی از گذشته سراغمون میاد. خدا رحمت کنه حاج اقای فاطمی‌نیا رو. میگفت دلشوره حرام است. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS