حسین جان | محمد حسين پويانفر - ناشناس.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
حسین جان به یاد لبت؛ یک شبم خواب راحت نداشتم
کنار تن بی سرت؛ کاسهی آب گذاشتم واویلا...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
✍ #استاد_فاطمینیا :
مرحوم علامه طباطبایی فرمودند : "همهی امامان ما رئوف هستند، اما رأفت امام رضا (ع) حسی است!"
اين جمله نیاز به یک کتاب شرح دارد!
همین که وارد حرم مطهر میشوی، درك ميكنی که حضرت رئوف است!
هرکس حرم امام رضا (ع) مشرف میشود، یقین بداند در کاسهاش چیزی میریزند.
وقتی حرم مشرف شديم و عرض حاجت و توسل کردیم، بايد منتظر آن چیزی باشيم که آنها به ما عنايت میكنند و هر آنچه به كاسهمان ريختند، يقينا به مصلحتمان بوده و بايد راضی باشيم.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
ته نامردیه اگه بخوام بگم:
دست ما که به کربلا نمیرسد
خوب شد که مشهدالرضا داریم
سفر اربعین امسالمون، از الطاف بیکران و دعوت مهربانانه اقا اباعبدالله بود.
مشکل اصلی از قلب ماست که دووم نمیاره.
از مشهد دور میشیم دلمون برای امام رضا(ع) تنگ میشه.
از کربلا دور میشیم دلمون برای امام حسین(ع) تنگ میشه.
چه کنم که دلتنگ اقا امام حسین(ع)م و دور از اقا امام رضا(ع)...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
همش تو دلم میگم من باید شب شهادتش حرم میبودم.
ینی خواستهی قلبیم این بود.
یه گوشه مینشستم گنبد طلاشو نگاه میکردم و به تیک تیک ساعت حرمش گوش میدادم.
دوباره گوشامو تیز میکردم و با خیالی خام، پرواز کبوترهای حرمش رو صدای بال فرشتهها تصور میکردم...
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
شاید جراحت دستم رو از زیر چادر به درهای صحن میکشیدم و اینجوری مطمئن میشدم این زخم، زودتر از هر زخمی بهبود پیدا میکنه....
میگن هرچی جوونتر باشی زخمات زودتر خوب میشن.
اما اصلا مگه قوای جوانی، توانایی برابری با شفای حرمت رو داره؟
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
شاید....
باز هم یه گوشه صحن مینشستم باهاش حرف میزدم و به دلم گوش میدادم...
چون معتقد بودم برای دلمشغولیام، اقا یه جوابی به دلم میندازه که آرومم میکنه.
من که اونقدر ظرفیت ندارم صدای اقارو بشنوم
یا چیز خارقالعادهای به قلبم الهام بشه.
یا حکمتی به قلبم جاری بشه.
اما دلم به همین خوش بود که حریم حرم اقارو که میبینم آروم میشم.
از حرم که میومدم بیرون، حس میکردم دارم از محدودهی نور و مهربانی خارج میشم.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 خواندن مداحی معروف اربعین در حرم امام رضا(ع)
توسط: محمدالجنامی
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
فریدون یه انگشت نداشت، مادر زادی;
انگشت اشارهی دست چپ نداشت!
ننه بابای خوب داشت، خانوادهی درست حسابی;
مدرسهی خوب درس خوند; سفرای خوب خوب رفت;
دانشگاه رفت، مهندس شد،
اما..
یه انگشت نداشت..
همین درد توی سینهش بود!
درد بدتر اینکه دختری که عاشقش بود بخاطر همین یه دونه انگشت نداشته، بهش جواب رد داد;
اونجا بود که هرچی فریدون کلاس موفقیت و عزت نفس رفته بود، دود هوا شد!
چندسالی گذشت و فریدون با دختر خوبی ازدواج کرد،
میگفت خوب، چون فریدون رو با انگشت نداشتهش خواسته بود!
بعد چندسال زندگی، فریدون فهمید غم عشقش اونقدرا هم دردناک نبوده و بی جهت عمری غصهشو خورده;
درد بدتر اینه که هنوز بچهای نداشت;
تو حین و بین دوا درمون;
مادر فریدون مُرد!
اونجا بود که فریدون فهمید درد بدتر غم بی مادریه، بچه نداشتن چه اهمیت داشت وقتی خودش گلی به سر مادرش نزده بود و الان حسرت روی حسرت تلمبار میکرد..
بالاخره خدا به فریدون یه دختر سالم داد، همون لحظه اول به دستای بچهش نگاه کرد که یه وقت انگشتی کم نباشه..
بچه بزرگ شد،
پدر فریدون مرد،
زنش مریض شد،
فریدون پیر شد..
دم مرگش..;
به دخترش گفت: ما آدما همیشه فکر میکنیم یه چیزی نداریم..
فکر میکنیم خونمون کوچیکه، ماشینمون خوب نمیرونه، هوامون بده، اونی که خواستیمش رفته، عزیزمون مُرده..
انقد تو زندگیمون فکر نداشتههاییم که یادمون میره چیا رو داریم، کیا رو داریم..
اونقد حساب کتاب دل و عقلمون اشتباهه که چشم باز میکنیم، می بینم ساعتای آخر عمرمونه و حیف که کیف زندگی رو نکردیم..
کاش ده انگشت نداشتم، اما کم غصه میخوردم،
اون موقع کمتر هرروز می مُردم..!
تو مث من نشو بابا جان..زندگی هرچی باشه..خوبه!
✍ نسرین قنواتی
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
#ارسالی_اعضا
امروزروضه دعوتم وبرای همه ی اعضای کانال دعامیکنم که حاجت روابشن❤️
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
☺️🫶این لذتبخشه
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
طرف تو اینستا پست زده برای شهادت امام رضا، زیرش هشتک زن زندگی ازادی زده که ویو بیشتری بخوره.
خو امام رضا به کمرت بزنه با این همه تناقض...