ولی...
هر دفعه که میرم بیرون بیشتر با جو منفی اینجا مواجه میشم.
ببین ینی بعضیا یه جوری نگات میکنن انگار باهات پدرکشتگی دارن. البته خیلیا هم خنثی هستن. همه اینجوری نیستن.
نمیدونم به خاطر چادره یا کلا مدل رفتاریشونه.
به قدری امروز مترو شلوغ بود که باید به زحمت از بین جمعیت عبور میکردی.
پیر و جوون اومده بود. و چه جمعیتی.
چه شور و اشتیاقی.
وقتی داشتیم میرفتیم، یه خانومی حدود ۷۰-۷۵ ساله رو دیدم. یکی ازش پرسید چه خبره همتون میرین انقلاب.
خانوم مسن گفت میریم واسه غزه.
گفت: غزه چیه؟ غزه بچههای مان. غزه منم. رفتم دو کیلو گوشت خریدم دو میلیون شده. میرین که چی بشه. چه خبره مثلا.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
خانوم مسن گفت:
داریم میریم ازشون دفاع کنیم بگیم ما پشتتونیم هواتونو داریم. داریم میریم خون بدیم.
اون یکی گفت: دایی خودمم شهید شده. ولی همش میگم الکی رفته. برای چی؟ برای کی؟ مردم نون ندارن بخورن. به جای غزه برن معتادای شوش و مولوی رو جمع کنن که کف خیابون ریختن.
خانوم مسن گفت: اینا خط مقدم مان. اگه همینا نبودن الان اسراییل وسط ایران بود. اون موقع میخواستی چیکار کنی؟
من دو تا بچه داشتم دادم برا انقلاب. اگه بازم داشتم میفرستادمش غزه.
مردم اگه زده شدن و نون ندارن بخورن، نگا کن تو مترو جا نیس تکون بخوری... پس چرا بازم دارن میان؟
جالب میدونی کجا بود؟
اون خانومی که این حرفارو میزد که مردم نون ندارن بخورن و... کاملا باحجاب بود. بعد یه دختر کاملا بیحجاب هم داشت بهش میگفت شهیدا خیلی محترمن اگه نمیرفتن بجنگن الان ما این امنیت رو نداشتیم. خلاصه که یه بیحجاب باشرف از باحجاب بیشرف سره.
از مترو که پیاده شدم، دست زدم رو شونهش گفتم حاج خانوم دمت گرم، دود از کنده بلند میشه.
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
وقتی به ایستگاه انقلاب رسیدیم داشتیم از مترو خارج میشدیم، کاملا مشخص بود همه دارن میرن واسه اجتماع میدون انقلاب
سمت راست صف طویلی از خانمهای چادری تشکیل شده بود که به سمت خروجی مترو و میدون انقلاب میرفتن.
و سمت چپ افرادی بودن که داشتن به مترو انقلاب وارد میشدن.
و فقط تیکههاشون.
طرف بلند بلند میگفت:
کاش نسل شما منقرض میشد!
اون یکی میگفت:
ینی پولم بهشون میدن؟!
یکی دیگه میگفت:
اینا چه قدر علافن دیگه!
و من زیرلب از خدا میخواستم هدایتشون کنه. اما از دودستگی و تفرقهای که ایجاد شده واقعا ناراحت بودم....
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS