eitaa logo
پروفایل حسینی
701 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
720 ویدیو
29 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی، مطالب کانال کپی‌رایت ندارد ⬅️ روبیکامون https://rubika.ir/profile_ms
مشاهده در ایتا
دانلود
امام صورت خواهر زاده‌های نازنینشو می‌بوسه و اجازه نبرد میده. طفلان زره پوشیدن و به خاطر سن کمشون، زورشون به جنگیدن با شمشیر نمی‌رسید. خنجرهای کوچیکشون رو کشیدن و پیاده عازم میدون شدن. افراد باقی مونده از سپاه ابی‌عبدالله(ع) فریاد میزدن: چقدر جنگیدن این دو کودک شبیه عباس(ع) است؟! ابن سعد اون‌هارو میشناسه و با تعجب میگه: (عَجَبا لِلرَحِمِ ) شگفت از این پیوستگی خواهر و برادری بین حسین و زینب... پس از مدت کمی این دو کودک هم جانشون رو فدای دین و ابی‌عبدالله(ع) کردن و به شهادت رسیدن. ‌ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
راستی امشب شب حر هم هست.
در زمان حضور در کوفه در مجلس تفسیر قرآن، زینب ”کهیعص” را برای زنان کوفی تفسیر می‌کرد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به زینب فرمود: این عبارت ”کهیعص” رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا رو برای حضرت زینب ترسیم کرد. خیلیا میگن: زینب کبری (سلام الله علیها)، دو فرزند خودش رو آماده نبرد کرد و بهشون یاد داد که اگه امام حسین اجازه میدون رفتن بهشون ندادن، حضرت رو به مادرش فاطمه زهرا قسم بدن تا اجازه میدون بگیرن. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
اما نکته بسیار زیبای این مطلب اینه که: در ظهر عاشورا هرکی از لشکر به شهادت می‌رسید، زینب(س) فورا خودشو بالای سر بدنش می‌رسوند. به غیر از عون و محمد، طفلان خودش! ابی‌عبدالله(ع) با دیدن این صحنه بسیار ناراحت شد و بعد از آوردن بدن‌ها دلیلشو از زینب(س) پرسید. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
امام راضی نشدن و با میدون رفتن طفلان مخالفت کردن. عقیله بنی هاشم زینب کبری(س) بلافاصله فرمود: ای برادر چطور به فرزند خود اکبر(ع) اجازه میدان دادی و حال از رفتن کودکان من به میدان جلوگیری می‌کنی؟ آیا ما حق نداریم جان خود را فدای امام زمان خود کنیم؟ برادر به حق مادرم، اذن میدان به فرزندان خواهرت بده. پسران هم این قسم مادرشون رو موثر می‌بینن و میگن: دایی جان، به حق مادرت فاطمه زهرا(س)اجازه بده. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
وقتی اقا اباعبدالله(ع) از مکه به قصد شهر کوفه خارج شدن، عبدالله بن جعفر (ع) نامه‌ای به حضرت نوشت و گفت که شمارو به خدا قسم میدم از این سفر اجتناب کنید. چون من می‌ترسم به واسطه این سفر شما به شهادت برسید و اهل بیتتون آواره بشن. این نامه رو توسط محمد و عون به خدمت سیدالشهدا فرستاد و خودش نزد عمروبن سعید فرماندار مدینه رفت و ازش خواست که امــــان نامه‌ای برای ابی‌عبدالله(ع) بنویسه و ازشون بخواد که از این سفر برگرده. عمروبن سعید امان نامه‌ای برای اقا اباعبدالله نوشت و وعده پاداش داد. اما حضرت قبول نکردن و گفتن در خوابی پیامبر رو دیدم و به من دستور داد به سفرم ادامه بدم. عبدالله چون از منصرف کردن امام ناامید شد، به فرزندانش عون و محمد سفارش کرد که در طول سفر و جهاد در رکاب اون حضرت باشن و خودش با یحیی بن سعید برگشت. در روز عاشورا، وقتی نوبت جوانان هاشمی رسید، زینب عقیله بنی‌هاشمه، اصلا شریک کربلای حسینه، با دستای خودش پسراشو کفن کرد و در راه اسلام به جنگ دشمنان فرستاد. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
🔸 امشب شب ششم‌ محرم منتسب به حضرت قاسم(ع) هست. حضرت قاسم پسر ۱۳ ساله امام حسن(ع) که در روز عاشورا به همراه عمویش اقا اباعبدلله بود. 🔹 شب عاشورا، امام حسین(ع) به اصحاب فرمود: فردا همه‌ی شما کشته خواهید شد. 🔸 قاسم(ع) اومد پیش عموجانش و عرض کرد: عمو جان من هم فردا کشته خواهم شد؟ 🔹 امام قاسم رو به سینه‌اش چسبوند و فرمود: مرگ در نظر تو چگونه است؟ 🔸 قاسم(ع) جواب داد: احلے من العـ🍯ـسل.. از عسل شیرین‌تره.... 🔸 امام به او فرمود: تو بعد از بلایی عظیم کشته می‌شوی و عبدالله شیرخوار هم شهید می‌شود. 🔹 روز عاشورا قاسم(ع) خود‌ش رو آماده‌ی جنگ کرد و به حضور امام حسین(ع) اومد تا ازش اجازه‌ی جهاد بگیره، امام او را در آغوش گرفت و مدتی با هم گریه کردن... قاسم(ع) اجازه‌ خواست و امام به او اجازه نمی‌داد. 🔸 هرچی قاسم اصرار میکرد، عمو قبول نمیکرد... آخه قاسم یادگار عزیز برادرش بود... تا اونکه به پای عمو جانش افتاد و انقد بر آن بوسه زد و گریه کرد تا از امام اجازه گرفت. 🔹 بعضی نقل می‌کنن که امام حسین(ع) هنگام روانه کردن قاسم(ع) به میدون، عمامه‌اش رو دو نصف کرد نصفش رو مثل کفن بر تن قاسم(ع) پوشوند و نصف دیگه رو بر سر قاسم(ع) بست. 🔸 شاید اینکه در سخن حمیدبن مسلم چهره‌ی قاسم(ع) به نیمه‌ی قرص ماه تعبیر شده به خاطر این بوده که پارچه‌ی عمامه نصفی از صورتش رو پوشونده بود. 🔹 وقتی حضرت قاسم(ع) به سوی میدون رفت و در حالیکه اشک بر گونه‌های مبارکش جاری بود فرمود: اگر مرا نمی‌شناسید، من قاسم پسر حسن(ع) و نوه‌ی پیامبر(ص) هستم که برگزیده‌ای از سوی خداوند است، این عمویم حسین(ع) است که مانند اسیران، گروگان گرفته شده و در بین مردم گرفتار شده است. خدا این مردم را از باران رحمتش سیراب نسازد. 🔸 و جنگ سختی کرد، طوری که با اون سن کم، تعدادی از دشمنان رو کشت. 🔹 حمیدبن مسلم نقل می‌کنه: پسری را دیدم که برای جنگ از خیمه‌ها بیرون آمد، گویی رخسارش همچون پاره‌ی ماه بود، شمشیری در دست و پیراهن و شلواری بر تن و نعلینی در پای خود داشت که بند یکی از آن‌ها پاره شده بود و فراموش نمی‌کنم که بند نعلین چپش بود… 🔸 سپس عمروبن سعد بن نفیل اَزُدی گفت: به خدا قسم به این پسر حمله می‌کنم. گفتم سبحان‌الله این چه حرفیست؟ این گروهی که پیرامون او را فراگرفته‌اند، برای او بس است. آن مرد گفت: سوگند به خدا، بر او می‌تازم. 🔸 پس به طرف قاسم حمله کرد تا اون که شمشیری بر فرق مبارک اون مظلوم زد و سرش رو شکافت، حضرت قاسم(ع) با صورت روی زمین افتاد و فریاد زد: ای عـمو! به فـریادم بـرس… 😭 🔹 حمیدبن مسلم می‌گه: چون صدای قاسم(ع) به گوش امام حسین(ع) رسید، آن حضرت با شتاب سر برداشت و به قاسم(ع) نگاه کرد، آنگاه به عمرو حمله کرد و با شمشیری دست او را جدا نمود. 🔸 عمرو فریادی کشید به طوری که لشکریان صدای او را شنیدند، سواران اهل کوفه حمله کردند تا عمرو را از دست امام رها کنند ولی همین که هجوم آوردند، بدن عمرو با سینه‌ی اسب‌ها برخورد کرد و او زیر پای اسبان لگدکوب و کشته شد. @Profile_MS 🌪 حمیدبن مسلم می‌گوید: چون گرد و غبار فرو نشست، دیدم امام بالای سر قاسم(ع) است و آن جوان در حال جان کندن می‌باشد و پای بر زمین می‌ساید. 🩸 حضرت فرمود: سوگند به خدا که دشوار است بر عموی تو که او را بخوانی و او نتواند اجابت کند و اگر اجابت کند، تو را سودی نبخشد. دور باشند از رحمت خدا، جماعتی که ترا کشتند.😭 🩸 اون وقت امام حسین(ع) قاسم(ع) رو از زمین برداشت بغل کرد و به طرف خیمه‌ها رفت، در حالیکه پاهای قاسم(ع) روی زمین کشیده می‌شد. بعد اون رو کنار پسرش، علی‌بن‌الحسین(ع) بین کشته‌شدگان اهل‌بیت خودش، قرار داد. روایت شده که امام حسین(ع) فرمود: 🩸 خدایا این گروه را نابود و پراکنده گردان و هیچیک از آنها را باقی نگذار و هرگز آنان را نبخشای. ای عموزادگان من، بردباری کنید. ای اهل‌‌بیت من، شکیبایی کنید و بدانید که پس از امروز، دیگر هرگز خواری نخواهید دید. @Profile_MS #ℳ_S
من پول ندارم دلم هم میخواد به هیئت امام حسین(ع) خدمت کنم. چیکار کنم؟ رفتی هیئت، پاشو برو داوطلبانه چای بده. البته اگه میدونی از پسش برمیای مردمو نمی‌سوزونی👀 ایستگاه صلواتیه؟ یه کیسه زباله با یه دستکش یه بار مصرف بردار برو اشغالایی که مردم ریختن زمین رو جمع کن. برو هیئت‌ها و ایستگاه صلواتیا بپرس ببین اگه نیرو کم دارن بهشون کمک کن. و.... اگه یه کم پول داری، همونقدر که در توانته، هرچقدر هم کم، بده بهشون تا در خرج‌های مراسم ازش استفاده کنن و تو هم در ثوابش شریک خواهی بود. اقا امام حسین(ع)، کمِ مارو هم زیاد میخره.... ‌ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر رزقت به هم ریخته، رزقت خرابه، خرج امام حسین(ع) کن.... ‌ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
بچه‌ها رو ببرید روضه... پیامبر اسلام در حدیثی می‌فرمایند: فرزندان خود را بر پايه سه ويژگى تربيت كنيد: 👈 محبت ورزيدن به پیامبر(ص) 👈 محبت ورزيدن به اهل ‏بيت او 👈 قرائت قرآن ⚠️ ان‌شاءالله بردن فرزندان به مجالس روضه امام حسين(ع) در شکل‌گیری محبت نسبت به اهل بیت در فرزندان موثر باشه. ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
حسین جانم... بزدا آن گناهانم را که مانع باریدن چشمانم، در عزای تو می‌شوند... ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
▪️تفاوت اربا اربا و فقطّعوا چیه؟ ❓و چرا به بدن علی اکبر میگن ارباً اربا، اما به بدن ابی عبدالله میگن فقطعوا؟ 🔰 هر دو عبارت به معنی پاره پاره، جداجدا، تکه تکه است... 🔴 اما یه فرق‌هایی هم داره، عرب تو معنا به بریده شدن منظم میگه فقطعوا... به بریده شدن نامنظم میگه ارباً اربا... یعنی چه؟ یعنی بالای سر علی اکبر وقت نداشتند، هر لحظه ممکن بود ابی عبدالله برسه، با عجله ضربه می‌زدند😭 اینو می‌گن اربا اربا اما بالای سر غریب همه عالم امام حسین وقت داشتند دیگه کسی مزاحمشون نبود، باصبر آقارو کشتند😭😭 قتلا صبرا... اینو میگن فقطعوا.... ای واااای ح س ی ن………😭😭 ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS