eitaa logo
پروفایل حسینی
701 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
720 ویدیو
29 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی، مطالب کانال کپی‌رایت ندارد ⬅️ روبیکامون https://rubika.ir/profile_ms
مشاهده در ایتا
دانلود
ای مسئول تدارکات التنبلان شما که خوب خوابیدی منظورم اینه از خستگی خوب بیهوش شده بودی ولی بچه ها راست میگه😐 کولرهای سمت ما ۴ ساعته خاموشه اونسمتیا روشن😢 پریزهای برق سمت ما قطعه اونسمت موکب وصل😐 پنکه سقفی ها هم همینطور چند بار به این فکر کردم که از این همه تبعیض بین زائرا توی این موکب خودمو خلاص کنم و برم بیرون بگردم دنبال یه موکب دیگه که بعد هربار دست به کار شدن تا رسیدم جلوی در یه باد گرمی بهم خورد و درجا راضی شدم به رضای خدا و تن دادم به مقدرات الهی و برگشتم سر جام و مجدد استارت زدم عرق کردنو تا اجرم بیشتر شه.... د آخه دما ۴۷ درجه باشه، توی ۸۰ متر جا هم سمت ما همه چی قطع باشه؟🥹 اگه این امتحان الهی نیست پ چیه😕
اگه عموحسن جلوم رو نمی‌گرفت ، کارتن موز رو می‌گرفتم میاوردم ... اون عربِ که موز داشت پخش می‌کرد ، گفت نفری واحد موز (نفری یک دونه موز) ؛ من رفتم بهم یک دونه داد ... گفتیم حاجی ما کاروان اَلْتَنبَلا هستیم ، تعداد کثیر 😂😂 ؛ همینجوری داشت منو نگاه می‌کرد ، فهمیدم که هیچی از حرفام رو نفهمیده ... بنده خدا یه دسته موز داد ، گفت خودت هر چی می‌خوای بردار 🤣 ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
برق پاوربانک عموحسن هم وقف زائرین شد 😁 ... عموحسن پاوربانکش رو به شارژ زده بود ، از وقتی که برقا قطع شد ؛ پاوربانک دیده که اوضاع خرابه ، بجای اینکه برق بگیره برق داده 😂 خلاصه که پاوربانکی که با نصف شارژ به پریز زدیم رو الان بدون شارژ تحویل گرفتیم 🤣 ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
تا قبل از اینکه اربعین اومدنم قطعی بشه ، با مداحی "اصلا می‌شنوی این صدامو" حسین ستوده روزهامو سر کردم ... اما الان که در مسیر قدم میزنم ، مداحی "شنیدی آخرش صدامو" رو پلی کردم و قدم میزنم ... این دوتا مداحی فوق‌العاده‌‌س :)❤️‍🔥
دیشب داخل موکبی درحال استراحت بودم ، از اونجایی که عرب ها یکسره کولرهاشون روشنِ و اصلا خاموشش نمی‌کنن ؛ شبا حدودایِ اذون صبح هوا یجوری میشه که حتما باید پتو داشته باشی و بدون پتو قطعا سرما می‌خوری ... ساعت ۵,۳۰ صبح می‌خواستیم ادامه مسیر رو بریم ، بیدار که شدم دیدم یک پسر سه چهار ساله عرب دور خودش پیچیده از سرما و هیچی هم نداره 😞 منم دلم سوخت براش و پتویی که رو خودم بود رو رفتم انداختم روش ...
از اینجای مسیر که خستگی و درد همه اندام هامو گرفته تا خود کربلا تک تک قدم هام نذر عاقبت بخیری تک تک شما البته به شرط لیاقت🤍
این قهوه جوشه نماد موکبیه که ما هر سال واسشون بار میبردیم🥹♥️ یعنی صاحب موکب که یه آدم عراقیه بسیار پولداره بنام محمد علی عطایی معروف به حاتم طائی ولی خودشون فوت شده و الان پسراش اونجا رو مدیریت میکنن پدرم کامیون دارن و هر سال واسه این موکب بار میبردیم؛ یه موکب ایرانی عراقیه ما خانوادگی با این نماد عکس داریم🥲💔 عمود 482 یادش بخیر🥲💔 پارسال هم پدر مادر و خواهرم رفتن ولی من نتونستم بخاطر کاری برم امسال هم بخاطر اینکه بعد صفر عقدمه نتونستیم بریم😔💔 داغ دلم تازه‌تر شد ‌ʝoɨŋ ➻ @Profile_MS
بعد که اینکار رو انجام دادم ، دیدم یه پسر عرب با مثلا حدود ۳۰ سال اومد سمتم 😐 ... نزدیک کوله‌م شدم تا کوله‌ام رو بردارم و ادامه مسیر رو برم ، دیدم که زودتر از من کوله‌م رو برداشت !!! با خودم گفتم ، کار من اشتباه بوده که اینکار رو داره می‌کنه ؟ بعداز چند ثانیه دیدم ، کوله رو به من داد و ازم کلی تشکر کرد و بغلم کرد ... فهمیدم که داداشش بوده ... اصلا توقع همچین رفتاری رو نداشتم 🤍
عرب ها شاید ظاهرشون بد باشه ، اما خیلی مهربون و خوش‌برخورد اند ... طوری که مثلا حتی اگر بخوای ازشون فیلم بگیری ، هماهنگ می‌کنن باهات و ازت استقبال می‌کنن :) این رفتارها برای من تو این سفر خیلی جالب و معنادار بود ...
تا به حال چنین هوای گرمی رو تجربه نکردم‌. هوا به قدری گرمه که تقریبا به هیچ عنوان نمیشه در طی روز از موکب خارج شد. و در موکب‌ها انقدر گرمه که کولرها جوابگو نیست و نفسمون بند میاد از گرما. مثلا من هرروز قید ناهار رو میزنم و دنبالش نمیرم چون تحمل گرمای بیرون از تحمل گرسنگی واقعا سخت‌تره.
می‌رود دل به همان‌جا که تعلق دارد ... نائب الزیاره همه اعضا هستیم