هدایت شده از ָֺ ⭒💓 رمان ، عاشقانه، غمگین، هیجانی💘 ָֺ ⭒
بی مقدمه سمت ممد رفتم،
یه سیلی محکم دم گوشش خوابوندم و گفتم، من و تو کی قراره نام/زد کنیم؟
مگه نگفتم دیگه دنبال من نیا؟؟؟
ممد از موتور پیاده شد به سمت من اومد،
منم ترسیدم و عقب عقب رفتم و به دیوار خوردم، ممد دستشو روی دیوار گذاشت و
سرشو نزدیک صورتم کرد و گفت،
تو یا مال من میشی، یا باید مال من بشی،
سرشو جلوتر آورد.. 🙈💘
https://eitaa.com/joinchat/546505835C586e979ab3
بقیه رمان کانال بالا بخون ❤️🔥🤯///