هدایت شده از 🔴 برگی از
▪️تقویم تاریخ معاصر ایران▪️
🔴 در سالهای ۱۳۵۸ ، ۵۹ و ۶۰ منافقین خلق هر زمان با یک بهانه ای به اعتراض ، مطالبه گری و اردو کشی خیابانی دست میزدند و گاهی هم کارشان به درگیری و حتی کشته و زخمی شدن مردم و یا طرفداران خودشان کشیده میشد .
⚫️ در زمستان سال ۱۳۵۹ و در یکی از همین اردوکشی های خیابانی در حوالی میدان ارک ، پارک شهر و خیابان های اطراف ، یکی از نوجوانان سمپات منافقین که مشغول تبلیغ و فروش «نشریه مجاهد» بود در درگیری های تصنعی مجروح میشود که بنا به گفته شاهدان ، لیدرهای منافقین بجای انتقال او به بیمارستان ، بدن مصدوم او را سردست گرفته و شعار میدادند : این سند جنایت فالانژها و چماق داران است .....
تا اینکه آن پسر نوجوان بنام «مصطفی» در همان صحنه خیابان از دنیا می رود❗️
«۱»
هدایت شده از 🔴 برگی از
▪️تقویم تاریخ معاصر ایران▪️
🔴 تا مدتها تبلیغات پرحجم و إحساسی منافقین بر روی جوانان ، حول محور کشته شدن آن نوجوان تحت عنوان گل نوشکفته خلق متمرکز بود
🔵 از قضا پس از مدتی خدا به همسر مسعود رجوی یک فرزند پسر میدهد که آنها در یک مانور تبلیغاتی بخاطر تجلیل از «گل نوشکفته خلق» یعنی آن نوجوان کشته شده در اردوکشی خیابانی ، اسم فرزند شان را «مصطفی» می گذارند
▪️ بعد هم یک ملاقاتی بین خانواده آن نوجوان و مسعود رجوی برگزار میشود تا این رویدادها را به همدیگر تبریک و تسلیت بگویند❗️
«۲»
هدایت شده از 🔴 برگی از
▪️تقویم تاریخ معاصر ایران▪️
⚫️ مصطفی رجوی پسر مسعود یا پسر موسی
🔴 افشای خیانتهای ناموسی در میان منافقین
🔺بعد از نجات «مصطفی» از خانه تیمی منافقین در زعفرانیه تهران ، او به پدر و مادربزرگش تحویل داده شد ، بعدها او به خارج از کشور رفت و وارد پادگان تروریستی اشرف شد.
🔺محمد با ورود به پادگان اشرف آنچنان ناراضی بود که از همان روزهای اول سر ناسازگاری گذاشت و سرکردگان ردهبالای سازمان نیز برای پنهان کردن نارضایتی وی از مناسبات فرقهای درون منافقین و اختلاف با پدرش ، او را در خانهای جدا در پادگان اشرف جای داده بودند ؛ و انواع و اقسام امکانات را در اختیارش گذاشتند.
🔺مسعود که از انتقادهای مصطفی خسته شده بود در جمع کادرها گفته بود «مصطفی» پسر من نیست! نه اخلاقش به من شبیه است و نه قیافهاش و بیشتر به موسی «منظور، موسی خیابانی که در خانه تیمی زعفرانیه به درک واصل شد» شبیه است.
@SianorResaneh