ازدواج حضرت قاسم(ع) سندیت نداره و آینه قرآن آوردن، سفره عقد چیدن، گل و شرینی دادن اینا همش بدعت حساب میشه.
حضرت قاسم(ع) به سن ازدواج نرسیده بودن و اصلا عقلانی حساب کنیم، روز عاشورا تو شرایطی که مهلت نماز خوندن نبوده و امام حسین(ع) و یاراشون نماز خوف خوندن؛ چطور اون وسط وقت کردن آینه قرآن بیارن و مراسم عروسی بگیرن؟
امشب خیلی دلشکسته وارد هیئت شدم. قبلش با زور اشکامو نگه داشتم و گفتم اگه میخوای گریه کنی برو برای امام حسین گریه کن.
با اغراق اندازه یه سال امشب گریه کردم و بی اغراق سرم داره از درد منفجر میشه.
هرسال میرفتم روضه مامانم کنارم بود و آدم کلا کنار آشنا نمیتونه راحت گریه کنه.
امشب با اینکه با مامانم اومدم ولی رفتم طبقه بالا تنها نشستم. خدایی خیلی خوبه آدم پیش کسایی که نمیشناسنش روضه گوش کنه. راحت. تنها. آزاد.
کاش کلا از اول وجود نداشتم. کاش همیشه ممتنع الوجود میموندم. کاش عدم میموندم. خارج شدن از عدم و وجود پیدا کردن اولین نعمت هر موجودیه. ولی من فقط اومدم تو این دنیا که همه رو ناراحت کنم.
فکر کن، هیچ وقت من با این اسم و مشخصات به دنیا نمیومدم. مامان بابام دوتا بچه بیشتر نداشتن. یا جای من یه بچه دیگه داشتن. این اتاقی که توش خوابیدم هیچ وقت اینجوری نمیبود.طبق سلیقه بچه های دیگه مامان بابام بود. هیچ وقت سوگند درست نمیشد.
غم انگیزه.
ولی کاریه که شده. دیگه وجود ازم سلب نمیشه. بمیرم هم هنوز وجود دارم. هنوز اثراتم روی این دنیا و آدماش میمونه
ششمین روزه و شش گوشه و شش ماهٔ شاه
ما عجب معرکه ای با عدد شش داریم
-عماد بهرامی-