البته هنوز هم ارزش داره. سوگند واقعا برای من مثل بچمه. درحدی که جدا فکر میکردم اسم دخترمو سوگند بذارم
به این فکر کردم که جدا از سوگند یه کانال دیگه بزنم و هیچ وقت صداشو درنیارم. ولی الان نه حوصله و نه وقتشو دارم.
ذهنم علاوه بر همه اینا خیلی شاخه به شاخه هم میپره😐 کل حرفی که از اول میخواستم بزنم از همون پیام حماسه حسینی، این بود که باید از این به بعد ذهنمو رو کاغذ خالی کنم. شاید نتونم تپ سوگند بگم ولی کاغذ هنوز یار قدیمیه.
اصلا قرار بود تا رسیدم خونه یه برگه بردارم و هرچی تو سرمه رو بریزم روش و بعد بشینم بقیه نقاشیمو بکشم چون فردا باید ۱۵ تا متریال برای استاد بفرستم و هنوز یه دونشم کامل نشده. ولی از بس چرت و پرت گفتم به هیچ کدوم نرسیدم و الانم خیلی خوابم میاد.
وای خاک تو سرم.
اصلا میچسبم به infp بودنم. من شخصیتم عمیقه. نیاز به حرف زدن عمیق دارم. هیچکس نمیاد با من عمیق حرف بزنه.