ترک چای کرده بودم سالیانی
موکب به موکب اربعین چایی خورم کرد
(البته من ترک چایی نکرده بودم و نمیدونم الان چایی خور شدم یا نه، ولی تا ابد چایی عراقی میخوام🥲)
راستی تو مسیر وقتی تو صف غذا بودم، دوتا دختربچه بالای ۵-۶ سال عرب جلوم بودن منم پوشیه داشتم. یه خانوم ایرانی اومد پشت سرم گفت بچه های شماس؟ پوشیمو دادم پایین گفتم نههه من خودم ۲۰ سالمه😀
خانومه تا نیم ساعت داشت میخندید🗿
ولی بدترین صحنه هایی که میدیدم این بود که بعضی خانوم های ایرانی با رژ و خط چشم و لاک اومده بودن🙂
امیدوارم اشتباه دیده باشم ولی فکر کنم یکی با ناخن کاشته شده اومده بود
بعد شما فرض کنین کلیییی از وسایلمون رو میاریم خونه میچینیم تا عروسی. فکر میکنین تا عروسی همه کارا تموم میشه؟
نه😀 چون نصف وسایلو نمیتونیم برای شب عروسی که میخوان جاهاز رو ببینن بیاریم خونه😀
و یه عالمه از وسایلمون، لباسامون، کتابامونو باید بعد عروسی بیاریم خونه و هرچی که فانتزی و باز باز چیدیم رو بهم بزنیم دوباره ساده بچینیم😀