سوگند (약속)
https://eitaa.com/promisee/14938 نظر عاقلانه ایه ولی من قید دانشگاهو نزدم من فقد دارم از موقعیت استف
منظورم کم گذاشتنه که میشه همین.
تا وقتی که فلسفه باشه هم چنین چیزی ممکنه. ولی اگه پای هنر بیاد وسط دیگه ممکن نیست چون اصن ماجرا کلاسای حضوریه. یه کتاب نیست که آخر ترم بخونی
باز شب شده و من دارم زیادی به همه چیز فکر میکنم.
هنوز بیشتر از یه سال مونده تا ارشد.
خدایا لطفا بذار سرمو بذارم رو بالشت و بخوابم بدون اینکه از گرفتگی دماغ و گلودرد خفه بشم🤲🏻📿
من یکشنبه که مریض شدم، چهارشنبه دیگه حالم خوب شده بود. برای همین گفتم اوکی حالا که خوبم بیا به نظافت خونه بپردازیم😃✨
بعد حین شستن دسشویی و تمیز کردن سینک و گاز و دستمال کشیدن آینه ها، تا جایی که میشد بوی مواد شوینده ها رفت تو حلقم😀 و اینجوری شد که از شبش دوباره افتادم✨✨
بعد دوساعت بیدار شدم و دیدم دارم هنوز از دلدرد میمیرم و هنوز آقای همسر نیومدن.
فقط یه خاطره محوی از اینکه تو خواب بهم زنگ زده بود و یه چیزایی راجب دیرتر خونه اومدن گفته بود یادمه