eitaa logo
سوگند (약속)
333 دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
152 ویدیو
46 فایل
هدیٰ • ۲۳ • فلسفه • هنر • ادبیات • 💍 من اینجام👀💜 @HO_ODA هر چه میخواهد دل تنگت بگو💬💜 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bilexh&btn=پرنده.نامه.رسون.سوگند🕊️ خانواده سوگند 🫂💜 @promisee2 ورود آقایون ممنوع🙂🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد همکارم دویید اومد پیشم گفت این خانومه همونیه که سری پیش دستمو بوس کرد😂 گفتم ینی چی؟😐 گفت اومدم کارتشو بگیرم حساب کنم، گفت وای من چقدر ازت خوشم اومده دستمو گرفت ماچ کرد🗿🤣
بعد همکام گفت خیلی نزدیکش نشووو😂
بعد من همینجوری دنبالش میرفتم حواسم بهش بود. وقتی داشت جانماز نگاه میکرد شروع کرد به حرف زدن
گفت اره چقد فروشگاهتون خوبه چقدر انرژیتون رو دوست دارم یه دستی هم به شونم کشید (که من تجربه همکارم یادم افتاد خواستم فرار کنم😂) گفتم مرسی و اینا
گفت یه چیزی خواستم ازتون بپرسم؛ من خیلی وقتا تو خونه که هستم یه چیزی رو میذارم رو میز مثلا، میرم و برمی‌گردم میبینم نیست😃 مثلا یه بار کاهو تو خونم گم شد😀 به نظرتون جنه؟😃😃😃😃😃
من همینجوری (😃) گفتم چی بگم والا لابد یکی داره سر به سرتون میذاره گفت نه من تنها زندگی میکنم😀
گفت اره من اصلا نمیترسما. فقط ذهنم درگیر شده که چرا این اتفاق میوفته
هی خواستم بگم توهم میزنیییییییی. اسکیزوفرنی چیزی دارییییی. ولی خب به خاطر مشتری مداری و اینکه لب نرده طبقه بالا وایساده بودم و میترسیدم هلم بده پایین فقط لبخند زدم و چیزی نگفتم 😃
بعد وقتیم که از فروشگاه رفت بیرون مثل اینکه شروع کرده با خودش حرف زدن و راه رفتن😀
البته این خانوم مشکل داشت ولی مشتری توهمی به خاطر مست بودن هم چندین باز داشتیم😃
یکی یه بار حدود ۱۱ و نیم شب وقتی داشتیم میبستیم درحالی که عینک دودی زده بود اومد و گفت آلمان دارید؟🗿 بعد بابامم اون موقع بود، بابام روحانیه. یهو پرسید حاجاقا چطوری میشه رفت جبهه؟🗿 و خب آقاهه بوی الکل میداد🗿
عه تو‌ گالریم یه عکس از زمان دانشجوییم پیدا کردم که دوستام گرفتن. درحالی که سخت دارم به حرفای استاد گوش میدم