eitaa logo
سوگند (약속)
326 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
149 ویدیو
46 فایل
هدیٰ • ۲۳ • فلسفه • هنر • ادبیات • 💍 من اینجام👀💜 @HO_ODA هر چه میخواهد دل تنگت بگو💬💜 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bilexh&btn=پرنده.نامه.رسون.سوگند🕊️ خانواده سوگند 🫂💜 @promisee2 ورود آقایون ممنوع🙂🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
آب به خیمه نرسید، فدای سرت حسین قامتش خمید، فدای سرت
_ چه آورده اند بر سر تنها ذخیرهٔ اخوّتم! عباس من! دستهایت کو؟ _ به شوق دیدار شما دست و پا گم کرده ام. _ سرت! چه به روز سرت آمده عباس؟ _ سر را چه منزلت، پیش پای عشق شما؟ _ بگذار این تیغ ها و تیر ها را از تن و بدنت بیرون بکشم. _ اینها نشان های عشق شماست بر پیکر من. عمری چشم به انتظار دریافت این نشانها بوده ام‌. _ چشمانت! چه کرده اند با چشم های تو این بی چشم و روترین خلق آدم؟ _ دست اگر میداشتم، این دو چشم را زیر پایتان فرش می‌کردم. _ دشمنان که شام گذشته از صلابت حضور تو خواب نداشتند، امشب چه آسوده سر بر بالین میگذارند! _ نگران کودکان شمایم که امشب، خباثت دشمن، راهزن خواب و آرامششان خواهد بود.
حسین بر می‌خیزد. اما شکنندگی عمود خیمهٔ وجودش، بیشتر و رمق بازمانده در زانوانش کمتر از آن است که بتوانند ایستاده بماند
بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
گفتم کجا؟ گفتا به خون گفتم چه وقت؟ گفتا کنون گفتم سبب؟ گفتا جنون گفتم مرو! خندید و رفت
خندید و رفت.‌‌..
مکن ای صبح طلوع
شاید میخواد بگه اولویت هات چیه؟
دقیقا همین ساعت
*حدود ساعت ۱۴:۰۰*  عاقبت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تنها ماندند. عباس(ع) اجازه میدان خواست، اما امام(ع) او را مأمور رساندن آب به خیمه‌ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس(ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت، در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله(ع) سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام(ع) برای دومین بار، بعداز مرگ برادر عزیزش، گریه کرد و فرمود: «اکنون دیگر پشتم شکست.»