او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می نشست و من می نشستم
او روی سینه من در مقابل
او می کشید و من می کشیدم
او از کمر تیغ من آه باطل
او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر او دل
*نزدیک غروب آفتاب*
سر امام(ع) را از بدن جدا میکنند و به خولی میدهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد.
آنگاه، به دستور عمر سعد، بر بدن مطهر امام(ع) و یارانش اسب میدوانند تا استخوانهایشان هم خرد شود.
خستگی این چند روزم در قالب یه سردرد میگرنی دراومد و درمانش چند ساعت خواب راحت بود
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
گاشگا [ɢᴀsʜɢᴀ] : بره یا بزغالهای که روی پیشونیش موی رنگ دیگه ای داشته باشه*به زبون ترکی