#روایت
🗓️ مقاومت عشایر فارس در برابر استعمار انگلیسیها
🔹در خرداد ۱۲۹۷ شمسی، عشایر فارس به فرماندهی صولتالدوله قشقایی قیام گستردهای علیه انگلیسیها در جنوب ایران آغاز کردند. این قیام به محاصره چندماهه شیراز و نبردهای سنگین انجامید و دهها شهید از میان عشایر بر جای گذاشت. مقاومت ایلات جنوب، بهویژه ایل قشقایی، در برابر تجاوز خارجی، تصویری ماندگار از ایستادگی در برابر سلطه بیگانگان است. در جنگ جهانی اول، ایران با وجود اعلام بیطرفی، به دلیل موقعیت استراتژیک توسط متفقین اشغال شد و جنوب ایران به صحنه درگیری تبدیل گشت.
🔸اسماعیل خان قشقایی، ملقب به صولتالدوله، رئیس ایل قشقایی و دشمن سرسخت انگلستان بود. در اکتبر ۱۹۱۸ پادگان انگلیسیها را در شیراز محاصره کرد. اسناد وزارت خارجه انگلیس نشان میدهد او یکی از موانع اصلی تسلط آنان بر فارس بود، تا جایی که وی را «رهبر راهزنان» نامیدند، اما ناچار به اعتراف شدند که آرامش فارس به اقتدار او بستگی دارد. وزن سیاسی او چنان بود که گاه به استعفای وزیران در تهران میانجامید.
🔹انگلیسیها برای خروج از بنبست، دست به فعالیت گسترده برای تفرقه در سپاه قشقایی زدند. این مقاومت، اگرچه در نهایت تحت فشار نیروهای انگلیسی تضعیف شد، اما روحیه استقلالطلبی ایلات جنوب را نشان داد. صولتالدوله پس از جنگ به قدرت بازگشت و نماینده مجلس شد. بعدها به دلیل سیاست خلع سلاح عشایر دستگیر و زندانی شد، اما با حمایت عشایر آزاد گردید و در دوره هشتم مجلس نیز نمایندگی مردم آباده را بر عهده گرفت.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ روایت ناگفته از سفر پرخطر رهبر شهید انقلاب به گرگان
🔸آخرین روزهای بهار سال ۱۳۴۳، شهید آیتالله سیدعلی خامنهای سفری به گرگان کرد. او در سخنرانیهای خود، فاجعه خونین مدرسه فیضیه و قیام ۱۵ خرداد را افشا کرد. این سخنرانیها چنان اثری داشت که مأموران رژیم پهلوی برای دستگیری او به تکاپو افتادند. اما مردم گرگان، در دل شب و ساعاتی پیش از دستگیری، او را از چنگ ساواک فراری دادند.
🔹سفر به گرگان، تصمیمی بود که رهبر شهید از سال پیش گرفته بود. سیدجعفر قمی که از ۱۵ خرداد سال پیش فراری بود، وقتی آگاه شد سیدعلی خامنهای به گرگان آمده، خود را از تهران رساند و همراه او شد. صمیمیت او با آقای خامنهای برخی را به این گمان انداخت که خود این سید هم مشکوک است. سخنرانی در شب بیست و ششم صفر طولانی و تند بود. او از کشته شدن پاسبانی مقابل مسجد گوهرشاد که اعلامیه آیتالله خمینی را پاره کرده بود، سخن راند. در پایان منبر آن شب به حاضران گفت: «شب بیست و هفتم مسائل زیادی را برای شما خواهم گفت. منتظر باشید.»
🔸 هواخواهانش اصرار کردند که از شهر برود. در آخر گفتند برای رفتنت استخاره کن. استخاره کرد: «ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ» (یوسف، ۹۹). خوب آمده بود. او را به ضرب استخاره، محترمانه از گرگان حرکت دادند. روز بعد، نامهای به پدرش نوشت و خبر داد که در گرگان تحت تعقیب قرار گرفته، به موقع از آنجا خارج شده و اکنون در تهران است. هرچند نتوانسته بودند او را دستگیر کنند، اما این نامه به دست ساواک افتاد.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ ناگفتههایی از روابط پنهانی ایران و اسرائیل در اسناد ساواک
افشای سفر مخفیانهٔ موشه دایان، وزیر کشاورزی وقت اسرائیل، به تهران در اوایل دههٔ ۱۳۴۰، رژیم پهلوی ناگهان در میان دو آتشِ خشم روحانیت و مردم ایران از یک سو و فشار کشورهای عربی از سوی دیگر گرفتار شد. اسناد ساواک نشان میدهد که عوامل رژیم پهلوی و ساواک دستور سکوت مطلق و تکذیب هرگونه رابطه را صادر کرد. با این حال امواج خبری آن چنان گسترده بود که رئیس ساواک برای حل موضوع به فکر تشکیل کمیسیون ویژه بحران افتاد.
اصرار مقامات اسرائیلی در افشای روابط با ایران هر نوع اقدام حفاظتی ایرانیان را بیاثر میگذاشت. پاکروان، رئیس ساواک، به نخستوزیر نوشت روزنامههای عربی از سفر دایان خبر داده و تهدید کردهاند: «وای بر آقای علم از خشم ملت ایران». رادیو تلآویو نیز از دوستی ایران و اسرائیل گفت. سفارتهای ایران در کشورهای عربی تکلیف خود را نمیدانستند و در برابر موج خشم اعراب سکوت کرده بودند. پاکروان خواستار تعیین تکلیف نمایندگان سیاسی شد.
پاکروان با دستپاچگی به مأمور ساواک دستور داد: خبر برقراری روابط ایران و اسرائیل «به کلی عاری از حقیقت است و تکذیب شود». سپس کمیسیونی برای چارهاندیشی تشکیل شد. واحدی از ساواک اعلام کرد علنی کردن روابط با اسرائیل خلاف مصلحت است، زیرا با احساسات مذهبی مردم و روحانیت سازگار نیست و حربهای به دست ناصر و دشمنان میدهد. همچنین تکذیبهای سالهای قبل، برگ برندهای به مخالفان داده بود.
روایت کامل این ماجرا را در اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ تفرقهای که در زمان جنگ با تدبیر امام دفع شد
🔸 در روزهای دشوار آغاز جنگ تحمیلی اول، مشکلات کشور با اختلاف ریشهای دو تفکر حاضر در مسئولیتها بیشتر شده بود. تاجایی که ۱۲ فروردین۱۳۶۰، آیتالله محمدرضا مهدوی کنی به عنوان نمایندۀ امام، آیتالله شهابالدین اشراقی به عنوان نمایندۀ رئیسجمهور و آیتالله یزدی نیز به عنوان نماینده رؤسای دولت، مجلس و قوۀ قضائیه انتخاب شدند تا هیأت سهنفره حل اختلاف را تشکیل دهند.
🔹 این در حالی بود که از ماهها قبل یاران امام خمینی تلاش وافری برای حفظ وحدت داشتند. دکتر بهشتی، صبح پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۵۹، با اشاره به پیام یکی از رزمندگان که گفته بود «مسئولان با هم یکی باشند»، در مسجد امام خمینی گفت: «به خدا سوگند که در برابر شما از طرح هرگونه جملهای که بوی اختلاف دهد احساس شرم میکنم. شعار من و یاران همفکرمان فقط یک شعار است: سکوت، سکوت الهامبخش وحدت. گمان مبرید که ما ذرهای فرصت را برای ایجاد هماهنگیها و همکاریها از دست بدهیم.»
🔸 دکتر بهشتی در تمام این مدت، از کشاندن اختلافات به فضای رسانهای پرهیز داشت. وقتی پنجم خرداد ۱۳۶۰ در جمع طلاب قم مورد سوال قرار گرفت، گفت: «جنگ روزنامهای چیز بدی است و نیروی جامعه نباید در این مسائل هرز رود. ما داریم کار میکنیم و دائماً فشار میآورند که به حرف بیاییم؛ اگر به حرف بیاییم، اعاده جو شده است و اگر حرفی نزنیم، زمینه برای سمپاشیها خالی میماند. آنچه تا به حال نتیجه شده این است که مردم از سکوت این طرف خیلی چیزها را یافتهاند.»
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓روایتی از مراسم تنفیذ ریاست جمهوری در سال ۱۳۶۴
🔹سیزدهم شهریور ۱۳۶۴، حسینیه جماران میزبان مراسم تنفیذ دومین دوره ریاستجمهوری آیتالله سیدعلی خامنهای بود؛ رئیسجمهوری که چند هفته پیشتر با بیش از ۱۲ میلیون رأی انتخاب شده بود. این مراسم با عید غدیر خم همزمان شد و امام خمینی این تقارن را به فال نیک گرفتند. تنفیذ در شرایطی برگزار میشد که کشور پنجمین سال جنگ را پشت سر میگذاشت، اما محور اصلی سخنان مسئولان نه مسائل نظامی، بلکه مسئولیت حکومت در قبال مردم، حفظ بیتالمال و پرهیز از اسراف بود.
🔸پس از قرائت حکم تنفیذ توسط سید احمد خمینی، امام خمینی در سخنانی عید غدیر را به ملت ایران و مسلمانان جهان تبریک گفتند و همزمانی آن با مراسم تنفیذ را مبارک دانستند. ایشان با بهرهگیری از سیره امیرالمؤمنین(ع)، مفهوم حکومت اسلامی را تشریح کردند و نشان دادند که اداره حکومت از نگاه علوی، تنها به تصمیمهای بزرگ محدود نمیشود، بلکه حتی در کوچکترین امور و هزینهها نیز باید حق مردم و بیتالمال رعایت شود.
🔹امام برای توضیح این نگاه، به روایتهایی از دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) اشاره کردند؛ از جمله سفارش به نازک گرفتن سر قلمها، نزدیک نوشتن سطرها و پرهیز از مطالب بیفایده برای صرفهجویی در بیتالمال. همچنین به ماجرای خاموش کردن شمع بیتالمال هنگام گفتوگوی شخصی اشاره کردند. ایشان تأکید داشتند که این شیوه، الگوی اداره حکومت است و حتی مطبوعات نیز باید از هدر دادن کاغذ، وقت و امکانات برای مطالب غیرمفید خودداری کنند.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 عامل جذب روشنفکران ایرانی به اسرائیل که بود؟
🔸اریه لوین، افسر اطلاعاتی و نفر دوم سفارت اسرائیل در تهران، یکی از چهرههای کلیدی نفوذ صهیونیستها در ایران بود. او که سال ۱۳۰۶ در ایران متولد شده بود، به «متخصص امور ایران» شهرت داشت.
🔹بر اساس اسناد لانه جاسوسی آمریکا، لوین به زبانهای روسی، فرانسوی، انگلیسی، عبری و عربی مسلط بود. او پیش از مأموریت در تهران، دبیر اول سفارت اسرائیل در اتیوپی، کاردار در رواندا و کنسول در پاریس بود و مدتی نیز در آمریکا زندگی کرده بود.
🔸در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ (جنگ رمضان)، لوین به دستور اوری لوبرانی، سفیر اسرائیل، جلساتی را با چهرههای سیاسی و سرمایهداران یهود ایران ترتیب داد. او در این جلسات نقشههای جنگی را تشریح میکرد و بر عدم شکست اسرائیل تأکید مینمود.
🔹اما مهمتر از همه، گزارش ساواک از میهمانی بود که لوین در خانه خود ترتیب داد. او جمعی از فعالان مطبوعاتی و روشنفکری ایران را دعوت کرده بود؛ چهرههایی که هر کدام بعدها در عرصه فرهنگ و سیاست ایران نامدار شدند: داریوش آشوری، سیمین دانشور، مهین پزشکپور، مهندس بازرگانی، بهروز شاهنده و شاپور نمازی. حضور این افراد در خانه افسر اطلاعاتی اسرائیل، پرده از یک شبکه نفوذ فرهنگی و سیاسی برداشت.
🔸اریه لوین پس از پایان مأموریت در تهران، به سمتهای ارشد دیگری در دستگاه دیپلماسی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی منصوب شد.
مشروح ماجرا را [اینجا] بخوانید.
📷 تصویر: اریه لوین نفر دوم از چپ است که برای او شماره ۹ درج شده است.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓نیم قرن مداخله آمریکا در ایران
🔹در خردادماه ۱۳۸۳، روزنامه واشنگتن پست فاش کرد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از باقیمانده سازمان استخبارات صدام برای انجام فعالیتهای جاسوسی و ناآرام کردن اوضاع داخلی ایران استفاده میکند. این خبر نشاندهنده یک پیوستگی تاریخی در بهرهگیری از دشمنان منطقهای برای ضربه زدن به ثبات داخلی ایران بود؛ مسیری که از نخستین روزهای پس از انقلاب آغاز شده بود.
🔸این مداخلات که از بهار سال ۱۳۵۸ توسط عوامل حکومت سابق شروع شد، کمکم پای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا را هم به میان آورد و پس از چندبار تلاش ناکام، با دستگیری قطبزاده مشخص شد کودتایی به محوریت تلاش برای ترور حضرت امام و انفحار جماران درحال وقوع بود.
🔹در سال ۱۳۷۴ ایالات متحده بار دیگر طرحی برای عملیات مخفی علیه جمهوری اسلامی ایران تدارک دید که با وجود محرمانه بودن، این طرح پیش از تصویب رسمی لو رفت و ایران هم بلافاصله به آن واکنش نشان داد.
🔸همچنین در سال ۱۳۸۳ وپس از اشغال عراق، آمریکا که پیش از این و در دوران دفاع مقدس، همکاری اطلاعاتی گستردهای با دولت صدام داشت، تعدادی از عناصر پلیس مخفی صدام را استخدام کرد تا دو هدف اصلی را دنبال کنند؛ شکار گروههای مقاومت عراقی، و ردیابی عراقیهایی که به جاسوسی برای ایران مظنون بودند.
🔹بعد از وقایع ۸۸، روند مداخلات آمریکا، سالها در فازهای دیگری ادامه یافت که مصادیق آن در سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ مشهود است.
مشروح کامل این مداخلات آمریکا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 رشوه میلیون دلاری اسرائیل به کیهان و اطلاعات
🔸۱۵ تا ۲۰ خرداد ۱۳۴۶، جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل تیتر یک روزنامههای جهان بود. اما در ایران، همزمان با این جنگ، اقدامی نادر رخ داد: روزنامههای کیهان و اطلاعات در روز جمعه منتشر شدند. اتفاقی که حتی در اوج انقلاب اسلامی، در جمعههای ۱۳ و ۲۰ بهمن ۱۳۵۷ هم تکرار نشد.
🔹سند ساواک که پنج ماه بعد، در ۲۶ آبان ۱۳۴۶، به بررسی این ماجرا پرداخت، فاش کرد که این انتشار، حاصل رشوه موساد به آن دو روزنامه بود. مبلغ پرداختی حدود یک و نیم میلیون دلار برآورد شد. (سند را [اینجا](https://psri.ir/?id=9nbboy2n) ببینید.) برای درک ابعاد این رقم، بد نیست بدانیم ۱۴ سال قبل از آن، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با یک میلیون دلار سازماندهی شده بود. این مبلغ هنگفت، تنها برای انتشار دو شماره روزنامه پرداخت شد.
🔸از تعبیر «اطلاع واصله» آن هم پس از ۵ ماه در سند ساواک مشخص است که صهیونیستها ماهرانه بازوی اطلاعاتی شاه – که قرار بود متحد اطلاعاتی آنها باشد – را دور زدند. در حالی که شاه هم در تأمین نفت از طریق بندر ایلات و هم در تأمین نیازهای اطلاعاتی اسرائیل همکاری میکرد.
🔹در فینال این رقابت، موساد موفق شد روزنامهنگاران مطلوب خود را در مؤسسه مطبوعاتی آیندگان جای دهد. داریوش همایون که در زمان جنگ به فلسطین اشغالی سفر کرده بود، با استفاده از رفاقت با نماینده اسرائیل در تهران حمایت مادی و سیاسی رژیم اشغالگر را برای این روزنامه جلب کرد و شائول بخاش در کادر سیاستگذاری آیندگان جای گرفت.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ فریاد وحدت در نخستین پیامِ رهبرِ انقلاب
🔹 پس از رحلت امام خمینی در شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸، ایران در اندوهی کمسابقه فرو رفت. میلیونها نفر در سراسر کشور عزادار شدند و تشییع پیکر امام به یکی از بزرگترین اجتماعات تاریخ معاصر تبدیل شد. همزمان با این فضای احساسی، کشور با مسئله تعیین رهبری جدید روبهرو بود. مجلس خبرگان در ۱۴ خرداد تشکیل جلسه داد و با رأی اکثریت، آیتالله خامنهای را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزید تا از شکلگیری خلأیی خطرناک در مدیریت کشور جلوگیری شود.
🔸چهار روز پس از انتخاب به رهبری، آیتالله خامنهای نخستین پیام خود را خطاب به ملت ایران صادر کرد. ایشان در آغاز پیام، از عظمت شخصیت امام خمینی و نقش بیبدیل او در تاریخ ایران و جهان اسلام سخن گفتند و تأکید کردند هیچ فردی قابل مقایسه با امام نیست. در عین حال، یادآور شدند که راه و میراث امام همچنان در اختیار ملت و مسئولان قرار دارد.
🔹بخش اصلی پیام به ترسیم مسیر آینده کشور اختصاص داشت. آیتالله خامنهای با هشدار نسبت به تلاش دشمنان برای سوءاستفاده از شرایط پس از رحلت امام، مردم را به هوشیاری و آمادگی فراخواندند. ایشان همچنین وحدت ملی را مهمترین سرمایه جمهوری اسلامی دانستند و نسبت به اختلافافکنی هشدار دادند. در ادامه، بر ادامه پرقدرت فعالیتهای اقتصادی، تولیدی، علمی و اجرایی کشور تأکید کردند و خواستار آن شدند که چرخهای نظام، برخلاف خواست دشمنان، روانتر از گذشته به حرکت خود ادامه دهد.
متن کامل این روایت را [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ توافق تنها در صورت پذیرفتن شروط ایران
🔹 در آغاز سال ۱۳۵۹، روابط تهران و واشنگتن به اوج تنش رسیده بود. شکست تلاشهای آمریکا برای حل بحران گروگانها و ناکامی ایران در استرداد محمدرضا پهلوی، جیمی کارتر را به سمت اقدامات سختتر سوق داد. او از طریق مارکوس کایزر، کاردار سفارت سوئیس، دو پیام محرمانه و شدیداللحن برای امام خمینی و بنیصدر فرستاد. کارتر در این پیامها ضمن تهدید به اقدامات تازه، خواستار انتقال مسئولیت گروگانها به دولت ایران شد و میان مسئله استرداد شاه و آزادی گروگانها تفکیک قائل شد. انتشار عمومی این پیامها از سوی امام خمینی، بار دیگر سناریوی محرمانه کاخ سفید را ناکام گذاشت.
کارتر پیش از پایان مهلت تعیینشده، بار دیگر به بنیصدر پیام داد و تأکید کرد که با انتقال مسئولیت گروگانها به دولت، مسیر حل بحران هموار خواهد شد. بنیصدر نیز در ۱۲ فروردین اعلام کرد شورای انقلاب در صورت توقف تبلیغات، ادعاها و تحریکات آمریکا تا زمان تشکیل مجلس، آماده است گروگانها را تحت نظارت خود بگیرد. کاخ سفید این موضع را مثبت ارزیابی و تحریمهای جدید را موقتاً به تعویق انداخت، اما در بیانیه خود هیچ اشارهای به شرط اصلی ایران یعنی توقف جنگ لفظی نکرد. با وجود این، دانشجویان اعلام کردند برای جلوگیری از تضعیف رئیسجمهور، حاضرند در صورت درخواست او گروگانها را تحویل دهند.
شورای انقلاب به دلیل بیتوجهی آمریکا به شروط ایران، انتقال گروگانها را متوقف کرد.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 مأموریت آخرین سفیر آمریکا در تهران
🔸۲۴ خرداد ۱۳۵۶، «ویلیام هیلی سولیوان» با تقدیم استوارنامه خود به محمدرضا پهلوی، رسماً مأموریتش را به عنوان آخرین سفیر آمریکا در تهران آغاز کرد. او پیش از این تجربه مستقیمی با ایران یا هیچ کشور اسلامی نداشت!
🔹سولیوان در خاطراتش اعتراف میکند که هیچ شناختی از ایران نداشت و حتی تمایلی به پذیرش این پست نداشت. او مینویسد: «علت انتخاب من به این سمت این بوده که برای پست سفارت ایران در جستجوی دیپلماتی بودهاند که در کشورهایی با حکومتهای متمرکز و استبدادی تجربه کافی داشته باشد.» سابقه سفارت در فیلیپین و لائوس – کشورهایی با رهبران خودکامه – او را به این سمت رساند. مأموریت اول سولیوان «کار با یک زمامدار مستبد» و اطمینان از ادامه همکاریهای استراتژیک بود.
🔸در اولین دیدارش با کارتر، دستورالعمل روشنی دریافت کرد: تأکید بر اهمیت استراتژیک ایران، حمایت از شاه به عنوان متحد قابل اعتماد، و تداوم فروش تسلیحات پیشرفته. سولیوان مینویسد: «آنچه از نظر واشنگتن خیلی حائز اهمیت بود، موافقت ایران با استقرار دو ایستگاه نیرومند جاسوسی و خبرگیری ما در شمال ایران بود.»
🔹با تثبیت سقوط شاه، مأموریت سولیوان وارد فاز حساس «مدیریت بحران» شد. او طرحی را پیشنهاد کرد که شامل کنار گذاشتن شاه و روی کار آوردن یک دولت میانهرو (متشکل از جبهه ملی) با حفظ ارتش بود. او در ملاقاتی با شاه گفت: «بختیار بیشتر نقش یک محلل را برای خروج قانونی شاه از کشور بازی میکند.»
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ شگردهای مأمور ارشد موساد در تهران
🔸۲۵ خرداد ۱۳۵۶، اسحاق سگف یا اتشاک سگو (که نامش را با شیوههای دیگری هم مینوشتند) از سوی موساد وارد تهران شد. پوشش او که درجه سرتیپی داشت، پست «وابسته نظامی» بود تا نظارت بر اجرای قراردادهای تسلیحاتی و اطلاعاتی ایران و اسرائیل را بر عهده داشته باشد اما دامنه مأموریت سگو بسیار فراتر رفت.
🔹ورود سگو بیسروصدا اما حسابشده بود. چند ماه پیش از آن، در اسفند ۱۳۵۵، عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجه وقت ایران، در سفر به سرزمینهای اشغالی با او دیدار کرده و او را به عنوان وابسته نظامی جدید پذیرفته بود. در فروردین ۱۳۵۶، قرارداد تولید موشکهای زمینبهزمین بین ایران و اسرائیل آماده امضا بود. شیمون پرز به تهران آمد و تفاهمنامه همکاری فنآورانه را نهایی کرد. مسئولیت پیگیری روزانه این قراردادهای حساس به سگو سپرده شد. (ماجرای قرارداد موشکی را اینجا بخوانید.)
🔸سگو حلقه اتصال دستگاه امنیتی اسرائیل (موساد و شاباک) با ارتش شاه و ساواک هم به شمار میرفت. او با بالاترین مقامات نظامی ایران نظیر ارتشبد ازهاری، سپهبد ربیعی و طوفانیان ملاقاتهای منظم داشت. ۵ آبان ۱۳۵۷، زمانی که تظاهرات انقلابی سراسر ایران را فرا گرفته بود، ژنرال داوید ایوری، فرمانده نیروی هوایی اسرائیل، مخفیانه به تهران آمد. سگو مسئول هماهنگی کامل این سفر بود. او و ژنرال ایوری با یک فروند بالگرد در اختیار مقامات نظامی شاه، از جایی به جای دیگر نقل مکان میکردند تا با سران ارتش دیدار کنند.
مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir