دلم میخواد یجایی حالا هر جا که فقط از شهر دور باشه و یکم طبیعت توش باشه
روستا یا هر چی
با یه آدم که قرار نیست کارای رو مخ و زجر آور انجام بده و کل روز رو بدون هیچ نگرانی و استرسی بگذرونم و اصلا متوجه اتفاقای دیگه نباشم
بهم بگن درس؟ نه نداری
گیم؟ نه نداری
دعواهای خانوادگی؟ نه نداری
دانیال هیچی وجود نداره، فقط تویی و اون و میتونید به هیچی جز گذر زمان و هوای مطلوب و غذاهای ساده و خوشمزه و رنگ هوای بعد از غروب و خود شب اهمیت ندید
هیچی وجود نداره، جز تو و این دنیا
psycho DC
از گوش دادن به اهنگ جدید چاووشی وحشت دارم.
ولی من از اینکه کسی بفهمه همه مدل فانک و رپ انقلابی و مداحی و نوحه و اهنگ اروپایی تو گوشیمه وحشت ندارم