eitaa logo
پژوهش های تاریخی دفاع مقدس شهرستان های کاشان و آران و بیدگل
47 دنبال‌کننده
120 عکس
11 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📷 یادش به خیر روزهایی که جبهه مهمات جای صندلی را در مراسمات رسمی پر می کرد . 🔹 فرماندهان و روحانیون استان سیستان و بلوچستان در یک گردهمایی بسیج در نیمه دوم دهه شصت . 🌹 یادش گرامی باد شهید بزرگوار صادق تقوی فرمانده بسیج سپاه پاسداران ایرانشهر 🌷 روحش شاد سردار حاج عباس حقگو فرمانده سپاه چابهار
🌹 پدر شهید عزیز ورزشکار با اخلاق و معلم و فرهنگی فداکار ابوالفضل(عباس) دهقانی میهمان پسرش در بهشت برین شد .
📷 عکس یادگاری چهار شهید اسفندماهی 🌹 شهید محمدرضا الماسی - اسفند ۱۳۶۵ - کربلای پنج- گلزار شهدای دارالسلام کاشان 🌹 شهید خلیل قسمت کننده - اسفند ۱۳۶۲ - خیبر- گلزار شهدای دارالسلام کاشان 🌹 شهید جواد حاجی حسینی - اسفند ۱۳۶۲ - خیبر- گلزار شهدای امامزاده محمد هلال آران 🌹 شهید علی محمد آردی اسفند ۱۳۶۵ - کربلای۵- گلزار شهدای امامزاده محمد هلال آران
🔴 از اولین مهندسی های جنگ - پل چوبی معروف به پل دایی همتی 🔹 شهر سوسنگرد در محاصره کامل ارتش بعثی بود . تنها راه ورود به شهر از طریق رودخانه کرخه در شمال سوسنگرد بود . 🔹 فتح الله همتی بسیجی نجار اعزامی از خرم آباد که به جبهه سوسنگرد آمده بود گفت روی رودخانه پل می زنیم . ۸۵ متر عرض رودخانه را با تخته های چوب و بکسل زیر آتش دشمن پل چوبی نفر رو را احداث کردند . 🔹 پل چوبی معروف شد به پل دایی همتی . دوستان به شوخی و مزاح آقای همتی را مهندس دایی همتی صدا می زدند . 📷 چهارده خرداد ۱۳۶۰ - سوسنگرد-رودخانه کرخه-پل چوبی معروف به پل دایی همتی - چند ماه بعد از آزادی سوسنگرد - سرباز ارتش علیرضا صابری
🔴 چند روزی است از آزادسازی شهر بستان در آذر ۱۳۶۰ می گذرد . جمع زیادی از رزمندگان کاشان و آٰران و بیدگل در ۴ تیپ تازه تشکیل شده امام حسین-امام سجاد-عاشورا و کربلا هستند . 🔹 مقدمات تشکیل تیپ المهدی(عج) که بدنه اصلی آن رزمندگان کاشان و آٰران و بیدگل بودند از همینجا آغاز می شود . 🔹 یادداشت های موسی کیخا – سوسنگرد – مقر شهید بهشتی – در حیاط مقر علی فضلی شیلنگ آب و سطل آب دستش بود ، علی معمار جارو به دست بود ، سیدمصطفی سید حسن زاده نایلون به دست زباله ها را جمع می کرد ، محمد راجی معاون ابهری دستشوئی ها را تمیز می کرد و سید علی ابهری هم جلو پایگاه را تمیز و مرتب می کرد و جارو به دست در حال رفت و آمد بود . قرار بود نیرو از کاشان اعزام شود و فرماندهان مشغول مرتب کردن مقر بودند . 🔹 ۱۶-۹-۱۳۶۰ – دوشنبه علی عباس آبیاری – پاسداران کاشانی به دهکده سوسنگرد منتقل شده بودند 🔹 آقای موسی کیخا : مقر نیروهای جهاد سازندگی کاشان در سوسنگرد – جنب پارک شهر – نزدیک تانکر هوائی بزرگ – مقر شهید بهشتی
۶۰-۹-۱۸ – چهارشنبه علی عباس آبیاری - امروز در بستان رفتیم مقر جهاد اصفهان که در مدرسه ای افتتاح کرده بودند . کتاب های درسی که عراقی ها از 3 سال پیش برای مردم بستان چاپ کرده بودند دیدیم . چون تلمبه خانه سوسنگرد شلوغ بود رفتیم تلمبه خانه حاجیه . برای تعمیر کلاچ رفتیم جهاد خراسان در سوسنگرد و آنجا فهمیدیم که آقای سید علی ابهری (شهید) سرپرست جهاد کاشان در آبادان آمده سوسنگرد . این خبر توسط ترنجی که پل آهنی برای رودخانه درست می کردند به ما داده شد . در فلکه مسجد سوسنگرد با برادران سید علی ابهری – مهدی اقبالی بیدگلی (از حوزه علمیه یثربی) و علی پور محمدیان از بچه های جهاد کاشان برخورد کرده و روبوسی کردیم . بعد از نماز مغرب و عشا رفتیم به پایگاهی که نیروهای جدید پاسدار و بسیجی آمده اند و در هنرستان سوسنگرد است . 🌹 سردار شهید سید علی ابهری عضو جهاد سازندگی کاشان بود اما از همان سال ۱۳۵۸ با شروع غائله کردستان به جمع یاران سپاهی گروه ضربت علی معمار پیوست و تقریبا در همه مقاطع تا زمان شهادت به جز عملیات شکست حصرآبادان و آزادسازی بستان که در جهاد سازندگی بود در یگان های رزمی بود .
📷 14-9-60-شنبه علی عباس آبیاری – پس از آب دادن به بهداری بستان که صحرائی است رفتیم نزد 12 نفر از سپاهیان که 3 نفر آرانی که یکی علی اصغر اقبالیان و دیگر آبانی و دیگری نمی دانم(احتمالا منظورش سیف الله حاجی حسینی ) و یکی از سپاهیان هم علی قرائتی داداش آقای محسن قرائتی بود . عکس گرفتیم . بعد آمدیم به توپخانه و در راه محل شهادت یکی از همشهری ها را نشان دادیم . به سوسنگرد و خانه که رسیدیم آقای ساطع رفت پیت حلوا را آورد تا بدهیم به پاسداران کاشانی در بستان .
🔴 چهارتا گل - چهارتا درجه یک کاشانی - چهارتا کار درست - چهارتا شیر مرد واحد اطلاعات عملیات لشکر امام حسین علیه السلام . 🌹 شهیدان خلیل قسمت کننده - شهید مهدی فائضی - شهید اسماعیل محمدی - شهید محسن درخشش 🔹 شب یلدای همه ایرانیان به خوبی و خوشی و با یادی از مظلومیت مقتدرانه مردم غزه
📷 چهارشنبه ۴ دی ۱۳۶۴ - اهواز-شهید سید مهدی خاتمی : ساعت 11 صبح روز چهارشنبه است و در پایگاه مدنی اهواز پای بخاری عالی نسب نشسته ایم و چون اصغر شیخی دارد به بیدگل می آید گفتم یک نامه بنویسم .
📷 عکسی تازه یافته از سه برادر شهید و سه فرمانده بزرگ سال۶۰- ۱۳۵۹- نوجوانی علی اصغر و علی محمد و جوانی علی آقا - از راست علی اصغر - علی آقا - علی محمد 🌹 به مناسبت سالگرد شهادت سردار شهید علی محمد اربابی در ۴ دی ۱۳۶۵ عملیات کربلای چهار 🔹 علی محمد که با نان حلال دسترنج کارگری پدر و معنویت مادر به سن رشد رسیده بود در مکتب دفاع مقدس به تکامل شخصیتی والایی رسید . 🔹 دائم الوضو بودن - دائم الذکر بودن - به جا آوردن مرتب نماز شب و روزه داری همیشگی رفتار عملی ایشان در دانشگاه دفاع مقدس شد . 🔹 در این مسیر ایشان به معلم عملی اخلاق - فردی منظم و مودب - مدیر ی با کلامی نافذ و تاثیرگذار - شخصیتی خستگی ناپذیر با سیمایی گرم و دلنشین تبدیل شد . 🔹 خواسته اش خدمت به انقلاب اسلامی در بالاترین حد و آرزویش رسیدن به مرتبه ای از تکامل تا شهادت بود . 🔹 مجموع خصایل و فضائل به دست آورده در مکتب عشق و سربازی روح الله موجب شد تا در سن ۲۰ سالگی به ریاست یکی از قدرتمندترین لشکرهای سپاه یعنی لشکر۸نجف اشرف نائل گردد . 🌹 راه و یادش مستدام باد .
📷 سال ۱۳۶۵ قبل از کربلای ۴ - شوشتر- پادگان انبیا - لشکر۸نجف اشرف - سوله گردان فتح - نماز جماعت با حضور سرداران شهید احمد کاظمی فرمانده لشکر و علی محمد اربابی رئیس ستاد لشکر
✅ دهه ۶۰ اوج فعالیت های متنوع غیر درسی دانش آموزان بود . 🔹 انواع مسابقات ورزشی در سطح شهر و شهرستان و استان - اردوهای تفریحی و زیارتی و ورزشی - اجرای برنامه های فرهنگی مناسبتی . 🔹 هر محله و مدرسه برای خودش گروه تئاتر و سرود داشت . 🔹 اینها همه ممکن می شد چون معلمانی بودند که علاوه بر مسئولیت های آموزشی ، عاشق و دوست بچه ها بودند . 📷 معلم شهید حسن خدمتی سال ۶۰-۶۱ - کوهنوردی دانش آموزان راهنمایی نیکبخت بیدگل - احتمالا حوالی سوک چم یا خمب دره کاشان حسن آقای عزیز ورزشکار با اخلاق معلم دلسوز سنگ صبور دوستان حلال مشکلات فامیل و اقوام عاشق و دلسوز خانواده حسن آقا برای جبهه ای شدن دچار تحول عمیق روحی و فکری شد . افق نگاه اش به مسائل انقلاب و جامعه تکامل یافت و جهاد را برگزید . آقا ایمانش هفت ماهه به دنیا آمد تا بابا او را ببیند و راهی جزایر مجنون در عملیات خیبر شود . او از ناحیه دیسک کمر دچار ناراحتی بود ولی شغل سخت بهداری رزمی و انتقال مجروحین و شهدا از جزیره مجنون را انتخاب کرد . در یکی از رفت و برگشت ها آمبولانسش مورد هدف قرار گرفت و حسن عزیز در آب های هورالعظیم به شهادت رسید . یادش گرامی و راهش مستدام 🌹🌷