-
رفتـم از خـالق بخـواهم یك دو روزی مرگ را
پـاسخ آمد بہ خیالت زنده بودی تا ڪنون؟!
-
همان بهتر نمیدانی، چرا حالم پریشان است
همان بهتر نمیدانی که دنیایم چه ویران است
مرا با خنده می بینی، تصور میکنی شادم
همان بهتر نمی دانی، که غمهایم فراوان است
دلبرم باشی جهانــــــم را
فدایـت می ڪنم
با نگاهي از تــــو جانــم
رافدایت می ڪنم
بیخیال زهره و ڪیــوان و
ڪل ڪهڪشان
ماه من شــو آسمانــــم را
فدایت می ڪنم