بی خیالَم شُدِه ای مَن با خیالِ تُو خُوشَم
بی خیالَت میشَوَم آخَر خُودَم را میکُشّم...:)
دلبسته به تو بودم و غمخوار،نبودی
افسوس که دل دادم و دلـدار نبودی
از سادگیـم سـفرهٔ دل نزد تو شد باز
محـرم شـدی و حافظ اسـرار نبودی
دلرا بهتو دادم کهشَویصاحب قلبم
عشق تو هوس بود و خریدار نبودی
هر بار که غـمهای تو مـهمان دلم بود
محـتاج تریـن بودم و یکـبار نـبودی
ای داد که تو هـمدم و هـمراه نبودی
هـمـخانـه مـن بودی و انـگار نبـودی:)!
دلـم در دسـتِ او گـیـر اسـت
خـودم از دسـتِ او دلـگـیـر
عـجب دنـیـای بـیـرحـمـی،
دلـم گـیـر اسـت و دلـگـیـرم...