عارفی پرسید:
دوست را
چون دوستش داری،
نیازش داری؟
یا که چون نیازش داری
دوستش داری ؟
بی تو نه امور این جهان لنگ شده
نه بین زمین و آسمان جنگ شده
نه کوه شده آب و نه دریا شده خشک
اما ؛ دل من برای تو تنگ شده
تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بالِ پروانه ی من چه کردی