دیوان شعرم را برای تو سرودم
گردد فدای چشم ناز تو وجودم
این بوده رویا و خیال و آرزویم
ای کاش من هم دلبر قلب تو بودم .
آسمان قسمت ما بود که بی بال شدیم
دل به فریاد سپردیم ولی لال شدیم
ما به این حنجره گفتیم که لب وا نکند
عاقبت پای سکوت دلمان چال شدیم
نبودم صاحب خوبی برایت دل حلالم کن
تورا قربانی زخم زبان و خنجرت کردم
چه دردی بدتر از این که عذادار خودت باشی؟🖤
ببخش سوزاندمت ای دل، تورا خاکسترت کردم