آسمان قسمت ما بود که بی بال شدیم
دل به فریاد سپردیم ولی لال شدیم
ما به این حنجره گفتیم که لب وا نکند
عاقبت پای سکوت دلمان چال شدیم
نبودم صاحب خوبی برایت دل حلالم کن
تورا قربانی زخم زبان و خنجرت کردم
چه دردی بدتر از این که عذادار خودت باشی؟🖤
ببخش سوزاندمت ای دل، تورا خاکسترت کردم
روی قبرم بنویسید به یک خط درشت
حسرت دیدن دلدار آخر مرا کشت
بنویسید کسی برایم گریه نکند
چون که خوردم ز همه خنجر آلوده ز پشت
بنویسید توقف نکند هیچ کسی
نشود هیچ کس مدعی هم نفسی
زنده بود بخدا هر چه کشیدم فریاد
نه کسی بود در این شهر،نه فریاد رسی.........🚶🏽♀
‹کوله باریست پر از هیچ
که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست
مقصر دل دیوانه ماست!›